به گزارش آخرین نیوز، علي تاجرنيا ، نماينده سابق مجلس و فعال سياسي اصلاحطلب معتقد است كه افراطيها جديترين مانع كنشگري عناصر سياسي رفرميسن ايراني هستند. او در گفت گو با «اعتماد» ميگويد كه استمرار حيات اين جريان افراطي وابسته به ادامه بحرانهاي موجود است. او ميگويد كه افراطيها هيزم به آتش اختلافات و بحرانها ميريزند تا بتوانند به حيات سياسي خود ادامه دهند. به اعتقاد تاجرنيا، اصلاحطلبان اعتمادسازيهاي لازم را براي برطرف شدن كدورتها و سوءتفاهمها انجام دادهاند و همچنان با رهبري سيد محمد خاتمي بازهم بر صور دوستي و آشتي با حاكميت ميدمند.يكي از مسائل مهمي كه اين روزها مطرح ميشود مساله بدبيني بخشهايي از حاكميت نسبت به اصلاحطلبان است كه آقاي خاتمي هم در اين مورد اشاراتي فرمودند. به عقيده شما اعتماد سازي ميان اصلاحطلبان و حاكميت نيازمند چه شرايط و بسترهايي است؟ و به چه روشي ميتوان اين اعتماد سازي را انجام داد؟
من فكر ميكنم اصلاحطلبان هيچگاه خارج از چارچوب نظام نبودهاند. مهمترين علت آن هم اين است كه همواره معتقد به قانون اساسي وخواستار اجراي همهجانبه قانون اساسي در كشور بودهاند. بنابراين اصلاحطلبان جزيي از بدنه نظام بودهاند. اگر هم در دورهيي قدرتي در فضاي سياسي كشور نداشتند و جايگاهي را در حاكميت نگرفته بودند هيچگاه اپوزيسيون نبودهاند. من فكر ميكنم اگر هم گروهي وجود دارد در تحمل ناپذيري جريان مقابل بوده است. متاسفانه تلاش در جهت يكدست سازي قدرت در گذشته كه به طور مشخص در زمان دولت نهم و دهم رخ داد باعث ايجاد نوعي تعارض بين مجموعه اصلاحطلبان و مجموعه حاكميت شد. تعارضاتي كه نتيجه همان يكدست سازي بود و اصلاحطلبان در ايجاد آن بي تقصير بودند، همچون مسائلي كه پس از انتخابات 88 شاهد آن بوديم. ديديم كه به دليل برخي نابخرديها مسائل ساده را تبديل به نوعي بحران در كشور كرد. همچنين شرايط بحراني، فضايي رابراي سوءاستفادههاي برخي و تسويهحسابهاي شخصي در فضاي سياسي كشور ايجاد كرد. به عقيده من حركت اصلاحطلبان چه در گذشته و چه در حال حركت بر مبناي قانون است. آنها بايد اين رويكرد خود را همچنان ادامه دهند. برخي نيروهاي تندرو كه احتمالا خاستگاهشان در داخل كشور هم نيست، ممكن است مطالباتي را مطرح كنند كه تعارضاتي ميان حاكميت و آنها ايجاد ميكند. برخورد و عملكرد اين افراد را نبايد به پاي اصلاحطلبان بگذاريم چرا كه حركت اصلاحطلبان حركتي در چارچوب نظام و قانون اساسي است. من فكر ميكنم الان وقت اين است كه حاكميت اعتماد كند. اتفاقات گذشته و آسيبهايي كه در دولت گذشته رخ داده است مورد بررسي قرار دهد خصوصا اينكه ما تجربيات موفقي را در حوزه اقتصادي، سياست خارجي و رفع تنش با دنيا در زمان آقاي خاتمي داشتيم. بنابراين بايد از تجربيات گذشته بهره گرفته شود. تجربيات ما نشان ميدهد كه ايجاد آرامش هم در داخل كشور و هم در تعامل با دنيا چقدر ميتواند زمينه پيشرفتهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي را در كشور فراهم كند. بنابراين به نظر من مثبت نگري حاكميت ميتواند در ايجاد شرايط مساعد و سالم زمينه را براي حضور اصلاحطلبان فراهم كند.
با توجه به رويكردي كه اصلاحطلبان در انتخابات 92 در پيش گرفتند، آيا در مورد مساله تعامل با حاكميت پس از انتخابات رياستجمهوري يازدهم تغييري به وجود آمد؟ شما يك سال گذشته اصلاحطلبان را در برخورد با حاكميت چطور ارزيابي ميكنيد؟
من فكر ميكنم كه نوع گفتماني كه با محوريت آقاي خاتمي شكل گرفته است، نشاندهنده اين است كه اصلاحطلبان ميخواهند كه اگر حتي در گذشته احساس تعارضي نيز به وجود آمده است، برطرف شود. اما به هر حال گروههاي تندرويي در كشور وجود دارد كه اين مساله را برنميتابند و نميخواهند اين اتفاق صورت بگيرد و حتي تلاش خود را براي طرد اصلاحطلبان از بازيگري در صحنه سياسي كشور ميكنند. لذا ميبينيم كه هر از چند گاهي كه فضا در كشور فضاي آرامي ميشود با طرح برخي مطالب عليه شخصيتهاي اصلاحطلب و با رفتارهاي تند شرايط كشور را ملتهب ميكنند. اين افراد همان گروههاي افراطي و تندرويي هستند كه نميخواهند مشكلات كشور حل شود، بلكه فضاي بحراني را فضاي زيست خود ميدانند. به عقيده من در تمام اين مدت اصلاحطلبان چراغ سبزهاي لازم و اعتماد سازي انجام دادهاند اما اين افراطيها هستند كه بهشدت از بازگشت اصلاحطلبان به عرصه سياسي در هراسند. تنها تندروها هستند كه از فضاي بحراني در كشور سود ميبرند و تمام تلاش خود را نيز در جهت بحراني كردن فضا ميكنند. تفكرات تند و افراطي در سالهاي گذشته كشور را به مرز خطراتي در حوزه سياست خارجي و اقتصادي رساندند. ميتوان با طرد آنها و ايجاد شرايط برابر در كشور، فضايي ايجاد شود كه مردم بتوانند تمام گزينههاي مورد نظر خود را در بوته آزمايش قرار دهند تا فضا براي افرادي كه بيشتر مورد اقبال مردم هستند و ميتوانند در مديريت كلان كشور نقش داشته باشند، فراهم شود. لازمه آن هم اين است كه تحمل بيشتري وجود داشته باشد. ما نبايد بخواهيم كه همه افراد و جناحهاي سياسي در كشور يك حرف بزنند. تجربه اين اتفاق در دوره دولت نهم و دهم تجربه موفقي نبود و ديديم كه كشور با مشكلات متعددي مواجه شد.
به عقيده شما آقاي هاشمي و آقاي ناطق نوري و ديگر چهرههاي برجسته انقلاب ميتوانند براي اصلاحطلبان واسطه خير شوند و مجوز بازيگري سياسي در انتخابات مجلس دهم بگيرند؟ نقش اين افراد را در روند اتفاقات سياسي اخير و در ميان اصلاحطلبان چطور ميبينيد؟ آيا از اعتبار اين چهرههاي انقلابي ميتوان در جهت تاثيرگذاري در انتخابات مجلس بهره جست؟
من فكر ميكنم كه هر شخصي كه بتواند به نوعي ميان جريانهاي سياسي و اجزاي مختلف نظام اعتمادي را به وجود آورد و باعث ايجاد نوعي همگرايي در ساخت كشور شود ارزشمند است. طبيعتا آقاي هاشمي و آقاي ناطق نوري هم چهرههاي انقلابي و دلسوزي هستند و اگر حرفي ميزنند به اين دليل است كه براي نظام به صورت كلان دلسوزي ميكنند. قطعا اصلاحطلبان از اينكه شخصيتهاي مطرح كمك به ايجاد آرامش در فضاي كشور كنند، استقبال خواهند كرد. اصلاحطلبان خواستار امكان بروز و حضور سلايق مختلف سياسي در كشور هستند. اين بدين معنا نيست كه اين افراد ميخواهند اصلاحطلب شوند يا اصلاحطلبان از مواضع خود عدول كردهاند. نكته مهم اين است كه به عنوان دو جريان سياسي در كشور بتوانيم با هم تعامل كنيم. در كشور ما كه نقش شخصيتها قويتر از گروههاي سياسي و احزاب است، حضور اين افراد ميتواند به اعتمادسازي بيشتر و بازگشت مجدد اصلاحطلبان به عرصه قدرت كمك كند. طبيعتا هر اتفاقي با راي و خواست مردم خواهد بود. كسي انتظار ندارد كه بدون خواست مردم اتفاقي در كشور بيفتد.
با توجه به اينكه مجلس دهم يك مقطع مهم براي اصلاحطلبان محسوب ميشود، آيا اصلاحطلبان براي شهرهاي بزرگ و خصوصا شهرستانها برنامهيي دارند؟
بحث امكان حضور كانديداهاي اصلاحطلب در انتخابات بحث مهمي است. انتخابات در كشور ما انتخابات حزبي نيست كه مردم در آن به حزب خاصي راي دهند تا بتوانند حداكثر توان خود را در پارلمان ورود بدهند. به دليل اينكه بازيگري سياسي در كشور بر محوريت اشخاص است طبيعتا مهم است كه چهرههاي مطرح اصلاحطلب در عرصه انتخابات حضور داشته باشند. اگر قرار باشد رويهيي كه در دورههاي گذشته مانند مجلس هفتم، هشتم و نهم در كشور اتفاق افتاد باز هم تكرار شود و آن هم رد صلاحيت تعداد زيادي از چهرههاي متنفذ بود، نميتوان انتظار داشت كه كشور با پيروزي تفكر برتر به پيش برود و تفكر برتر بتواند مديريت كشور را به عهده بگيرد. در اين مورد ما دچار لطماتي خواهيم شد كه در گذشته هم شاهد آن بودهايم. البته با اين وجود من فكر ميكنم كه اگر شرايط قضاوت صلاحيتها مثل گذشته هم باشد، تجربيات دولت نهم و دهم و يكدست شدن قدرت نشان داد كه اين مساله نميتواند به تنهايي موجب توسعه و رشد كشور شود. در اين دوره به عقيده من مردم مجددا بازگشتي به سمت جريان اصلاحطلب و تفكرات آنها خواهند داشت.
با توجه به اينكه آقاي عارف در انتخابات 92 نقش اثرگذاري داشتند، فكر ميكنيد ميتوان در انتخابات مجلس دهم از آقاي عارف به عنوان سر ليست استفاده كرد؟
آقاي دكتر عارف قطعا يك اقدام شجاعانه، هوشمندانه و اخلاقي در انتخابات رياستجمهوري داشتند و اگر كنارهگيري ايشان نبود قطعا امكان توفيق آقاي روحاني وجود نداشت. آقاي عارف يك چهره اصلاحطلب هستند كه قطعا با ساير چهرههاي اصلاحطلب در تعامل هستند. اينكه ما الان بخواهيم بحث سرليست را مطرح كنيم به عقيده من زود است. آنچه مسلم است اين است كه آقاي عارف چهره موثري در جريان اصلاحطلبي است و قطعا در آينده ميتوانند نقش موثري را ايجاد كنند تا تعامل خوبي هم ميان جريانهاي سياسي بتواند شكل گيرد. بحث سرليست نيازمند گذر زمان است و اينكه چه افرادي براي انتخابات مجلس آماده ميشوند و شرايط چگونه پيش خواهد رفت.


