https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

آخرین اخبار سایت

تاریخ انتشار: دوشنبه, 22 بهمن 1391 ساعت 14:21

ماجرای پيغام رهبری به هاشمی به روایت حسن روحانی

رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: دولت وحدت ملي معاني مختلفي دارد، اما من دولت فرا‌جناحي را مي‌پسندم. چون در هر دو جناح آدم‌هاي خوب، لايق، شايسته، معتقد و مخلص وجود دارد.

به گزارش آريا ، حسن روحاني، با شرکت در ميز انتخاباتي اتحاديه انجمن اسلامي دانشجويان مستقل، به بيان ديدگاه‌ها خود پرداخت.

در ابتداي اين برنامه، رضايتي؛ دبير تشکيلات انجمن مستقل با اشاره به اينکه با دو نگاه مي‌توان به مسائل کشور نگاه کرد و آنها را تحليل کرد، گفت: يک نگاه که منبعث از تفکرات مادي است که بر اساس اين نگاه بزرگترين اشتباه تاريخ را حضرت اباعبدالله(ع) مرتکب شدند، يک نگاه هم منبعث از نگاه جبهه انقلاب اسلامي است که مي‌توان به مسائل نگاه کرد که يک نگاه کلي‌تري هست. بر اساس نگاه اول بايد گفت که حرکتي که حضرت اباعبدالله انجام دادند و با زن و بچه راهي کربلا شدند، يک حرکتي است که با منطق مادي توجيه پذير نيست. اما اگر بخواهيم از جنبه‌اي فراتر از مادي به اين حرکت نگاه کنيم، اين حرکت معنا و مفهوم پيدا مي‌کند. ما اعتقاد داريم که برخي مسائل کشور را بايد از اين منظر نگاه کرد و تحليل کرد.

رضايتي در ادامه با اشاره به اينکه هر نظامي اگر بخواهد جايگاه خودش را تثبيت کند بايد دو مقوله را اثبات کند، اظهار داشت: بحث مشروعيت و بحث کارآمدي. ما اعتقاد داريم که جمهوري اسلامي در طول اين 34 سال، مشروعيت خودش را با ساز و کارهاي مختلف اجتماعي ـ سياسي اثبات کرده است، چراکه شاهد آن، انتخابات مختلفي است که در طول اين سال‌ها انجام شده و به نوعي مي‌توان گفت مشروعيت سياسي آن مورد تأييد قرار گرفته است. الان نيز با توجه به اينکه  با بيداري اسلامي مواجه هستيم که در منطقه اتفاق افتاده، اکنون کشور‌هاي مختلف با دقت بيشتري جمهوري اسلامي را رصد مي‌کنند، براي آن کشور‌ها هم بحث مشروعيت و کارآمدي نظام مطرح است و به اعتقاد ما آنها نيز به اين نکته رسيده‌اند که جمهوري اسلامي داراي مشروعيت است.

دبير تشکيلات اتحاديه انجمن مستقل با اشاره به هدف نهايي جبهه معارض جمهوري اسلامي که نابودي اين نظام است، اظهار داشت: جبهه معارض براي رسيدن به اين هدف خود، اهداف کوتاه مدتي دارد و اگر اين جبهه به اين نتيجه برسد که از ميان کانديداهاي رياست جمهوري يکي را انتخاب کنند که به هدف آنها نزديک‌تر باشد، يکي از آن اهداف کوتاه مدت مثلاً مي‌تواند اين باشد که رئيس جمهوري سر کار بيايد که دُز استکبار ستيزي کمتري نسبت به ساير کانديداها داشته باشد و چنين شخصي آنها را به هدف نهايي‌شان نزديک‌تر مي‌کند.

رضايتي ادامه داد: از اين جهت الان کارآمدي نظام مورد سؤال است. اين هم مطالبه سراسري در کشور از قشر دانشجويان تا ساير اقشار است. همه و همه به دنبال اين هستند که بالأخره اين نظام چگونه مي‌تواند کارآمدي خود را ثابت کند؟ تنها راهش هم اين است که جمهوري اسلامي ثابت کند که مي‌خواهد پيشرفت بکند. از اين جهت که دهه چهارم انقلاب اسلامي هم دهه پيشرفت و عدالت نام گذاري شده است.

وي افزود: حال با دو مسئله مواجهيم؛ اول اينکه چه نوع پيشرفتي مطلوب است و پيشرفت در خدمت چه چيزي باشد. دوم اينکه از چه مسيري به پيشرفت برسيم؟ آيا از مسير سازش با قدرت‌ها يا ساير راه‌ها. ما اعتقاد داريم اين پيشرفت بايد در خدمت عدالت باشد. پيشرفت منهاي عدالت و عدالت منهاي پيشرفت مطلوب نيست. به اعتقاد ما نيز تنها راه و مسيري که به پيشرفت منتهي مي‌شود بر اساس نگاه منبعث از جبهه انقلاب اسلامي، مقاومت است.

دبير تشکيلات اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل اضافه کرد: به نظر ما دو ايده و نظر در کشور براي اداره کشور وجود دارد: 1- ايده مقاومت بر ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و عدم‌سازش با غرب  2- الگويي که زياد به اين مطلب پايبند نيست و در طرف آقاي هاشمي است.

رضايتي با طرح سوالي از روحاني اظهار داشت: با توجه به عملکردي که شما در جمهوري اسلامي داشته‌ايد، در اذهان مردم، شما بيشتر متمايل به آقاي هاشمي رفسنجاني هستيد. و سؤال ما اين است که از نظر شما ايده اداره کشور از کدام مسير مطلوب است؟ اگر معتقد به مقاومت هستيد چه مقاومتي؟ بالاخره شما کارنامه‌اي در کشور داريد و اين کارنامه نزديک و متمايل بوده به جرياني که حال و حوصله مقاومت را نداشته است! به خصوص در پرونده هسته‌اي. مي‌خواهيم بدانيم که ورژن 2013 آقاي روحاني با چند سال قبل چه تفاوتي کرده است؟ آيا تغيير کرده و يا همان روش قبلي را در پيش خواهد گرفت.

در ادامه اين جلسه، عليرضا کريمي دبير سياسي اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل گفت: سوال من از شما اين است که روح حاکم بر فعاليت‌هايي که يک رئيس جمهور بايد داشته باشد چيست؟ هم‌چنين برنامه شما براي اداره کشور چيست؟ آيا بايد با همين وضعيت پيش برويم يا نه؟ هم‌چنين از نظر شما نقش جريانات و احزاب سياسي در يک دولت ايده آل چگونه بايد باشد؟ آقاي روحاني به نظر ما برآيند جامعه اين است که شما فردي متمايل به آقاي هاشمي هستيد و مردم در انتخابات مختلف نشان دادند که يک نظر منفي نسبت به آقاي هاشمي دارند، سوال من از شما اين است که اين ديد منفي را  چگونه مي‌خواهيد مديريت کنيد؟ سوال ديگر اينکه موضع شفاف شما نسبت به بحث انتخابات آزاد و نظر خودتان نسبت به آقاي موسوي و کروبي و دولت وحدت ملي چيست؟

در ادامه عضو ديگري از شوراي مرکزي اين اتحاديه گفت: در حال حاضر دو تفکر و ايدئولوژي براي اداره کشور وجود دارد که يک طرف آن آقاي هاشمي است و طرف ديگر آن آقاي مصباح هستند. البته ما نمي‌گوييم يا مذاکره يا مقاومت بلکه مذاکره و مقاومت بايد توامان باشد، اما چه اتفاقي مي‌افتد که در يک دوره ما حق تدريس فيزيک هم در کشور نداريم و در دوره ديگر وضع ما از لحاظ هسته‌اي بهتر مي‌شود؟ آقاي روحاني با توجه به اينکه شرايط فعلي جهان و منطقه ديگر شرايط زماني که شما مسئوليت رسمي ديپلماتيک داشتيد نيست، مي‌خواهيم نظر و تحليل شما را از اوضاع کنوني بشنويم و دوست هم نداريم که شما به کليات بسنده کنيد. آيا شما تحولات منطقه را بيداري اسلامي مي دانيد آيا ايران را نقش‌آفرين مي‌دانيد؟ اگر ايران مي تواند در تحولات منطقه موثر باشد اين از چه مسيري است؟ آيا از مسير مقاومت است؟

وي در ادامه با بيان اينکه الان ايران مي‌تواند به عنوان يک الگو براي کشورهاي خاورميانه مطرح باشد و بحث ضديت ايران با آمريکا يک پارامتر مثبت محسوب شده است، اگر بر فرض شما رئيس جمهور آينده ايران شديد موضع شما نسبت به ابر قدرت‌ها و خصوصاً آمريکا چگونه است؟ نکته ديگر بحث اقتصادي است، مدل اقتصادي‌اي که شما براي رسيدن به چشم انداز پيش خواهيد گرفت چگونه خواهد بود؟ آقاي روحاني الان همان الگويي که در سال‌هاي 72-73 توسط تيم اقتصادي آقاي هاشمي اجرا مي‌شد، اکنون توسط تيم آقاي احمدي نژاد اجرا مي‌شود. نظر صريح شما را در اين خصوص و حتي نظر صريح شما درباره اصل 44 قانون اساسي چيست؟

اين فعال دانشجويي  با اشاره به اينکه مي‌خواهيم مشاوره‌اي به شما بدهيم، اظهار داشت: لطفاً نسبت خودتان را با آقاي هاشمي صريح مشخص کنيد و اين که تحت چه شرايطي کانديدا مي‌شويد و مي‌خواهيد در آينده با چه تيمي کار کنيد؟ اگر ممکن است برخي از آن اعضا را معرفي کنيد. بر فرض که شما رئيس جمهور شديد، اگر در يک مسئله اقتصادي بحث دقيق کارشناسي کرديد و رفتيد پيش مقام معظم رهبري، اگر ايشان با دليل يا بدون دليل با اين کار مخالفت کردند شما در اين صورت چه اقدامي انجام مي دهيد؟ آيا سمعاً و طاعتاً اجرا مي‌کنيد؟ يا خانه نشيني مي‌کنيد يا سعي مي کنيد آقا را قانع کنيد؟

در ادامه اين جلسه يکي از اعضاي ميز انتخابات اتحاديه گفت: شما در کتاب امنيت ملي و نظام اقتصادي ايران که تأليف خودتان است اشاره کرديد که الگوي مطلوب براي توسعه اقتصاد ايران الگوي نئو کنزي است. با توجه به اينکه اين الگو يکي از شاخصه‌هايش هدفمندي يارانه‌ها است و هدفمندي هم در کشور ما با مشکلاتي مواجه است، آيا شما باز هم قائل به اين الگو هستيد يا خير؟ و اينکه با توجه به اينکه اين الگو که يکي از الگوهاي اقتصاد ليبرالي است چقدر با اقتصاد اسلامي مطابقت دارد؟ و چقدر مشکل بانکداري ربوي را در کشور ما حل مي‌کند؟

يکي ديگر از دانشجويان اظهار داشت: مي‌خواستم بدانم اگر شما 24 خرداد آينده راي آورديد، چه تيم فرهنگي براي کار داريد چه الگويي  و ايده‌اي داريد؟ و مسائل فرهنگي را که از اصلي‌ترين دغدغه‌هاي مقام معظم رهبري است با چه ديدي نگاه مي‌کنيد و اجرا مي‌کنيد؟

وي ادامه داد: آقاي روحاني خيلي‌ها معتقد هستند که در ايران مکانيزم خاصي و نظم خاصي براي تقسيم قدرت وجود ندارد و شايد به طور واضح در يک دوره‌اي مشخص نباشد که فلان رئيس جمهور از کدام جناح سياسي است و اين باعث شده است که برخي از نيروهاي انقلاب که حقيقتاً داراي کارآمدي هم هستند از صحنه رقابت‌هاي سياسي حذف بشوند و در طول دوران انقلاب ما راه‌حلي ارائه نکرده‌ايم که باعث به کارگرفتن نيروهاي کارآمد انقلاب بشود و اتحادي به وجود بيايد. آيا شما به عنوان يک سياستمدار و نظريه‌پرداز در اين حوزه، متد و راه‌حلي براي اين مشکل داريد؟

در ادامه ميز انتخاباتي اتحاديه انجمن مستقل، حسن روحاني به بيان ديدگاه‌هاي خود پرداخت، وي ضمن تشکر از دانشجويان گفت: بنده فکر مي‌کنم اينگونه بحث‌ها براي جامعه مفيد باشد و باعث شناخت بيشتر ما از همديگر باشد.

وي با تبريک فجر انقلاب افزود: ما هر چه داريم از همان فجر داريم چراکه براي اين انقلاب خيلي زحمت کشيده شد، خيلي‌ها تلاش کردند و زجر کشيدند. بايد به روح امام (ره) درود بفرستيم که او بنيانگذار اين راه و خط بود و اگر ايمان و ايستادگي و مقاومت او نبود حتماً اين انقلاب پيروز نمي‌شد و همين طور ياراني که در کنار امام بودند و همچنين ملت بزرگ ما که فداکاري فراواني کردند. به هرحال اين انقلاب پيروز شد در حالي که نه دنيا باور مي‌کرد و نه حتي برخي از ياران امام! من فکر مي‌کنم هر چه ما در اين انقلاب داريم براي آدم‌هاي مخلص است که فقط براي خدا وارد شدند. بعد از پيروزي انقلاب ما حداقل 3 تا پيچ سخت داشتيم که از دوتاي آنها عبور کرديم و امروز در پيچ سوم هستيم.

حسن روحاني ادامه داد: پيچ اول در همان سال 58 و بعد از پيروزي انقلاب بود. که گفتمان آن مقطع تثبيت و استقرار انقلاب بود يا به تعبيري دوران نظام‌سازي بود. شرايط بسيار سختي را ما در آن زمان داشتيم و توانستيم با رهبري امام آن دوران را بگذرانيم. در اينکه ما دشمن داريم، شک‌ نکنيد. در اين که آمريکا دوست ندارد اين انقلاب بماند نيز شک ‌نکنيد. در اينکه دشمن روز به روز تلاش مي‌کند ريشه اين انقلاب را بخشکاند هم ترديد نکنيد و من فکر مي‌کنم ساده‌انگار يا ساده‌لوح است کسي که خلاف اين فکر کند.

وي افزود: پيچ دوم جنگ تحميلي بود جنگي که بر ما تحميل کردند. که روزگار بسيار سختي براي کشور ما بود. که باز هم با رشادت‌هاي نسل جوان و ايستادگي‌هاي ارزشمند آنها توانستيم دشمن را عقب برانيم و جنگ خاتمه يابد. هر چند که مي‌شد جنگ به گونه‌اي بهتر خاتمه پيدا کند اما به هر حال ما عزت‌مندانه جنگ را سپري کرديم.

روحاني در ادامه افزود: اين کلام شما که به استکبارستيزي اشاره کرديد کاملاً حرف منطقي و درستي است. يعني اگر هر مدير اجرايي کشور که در مسير سازش است، به اين معنا که بخواهد اهداف دشمن را به يک روشي پياده کند، حتما سازش يک خيانت است، اما معنايش اين نيست که پيروزي‌ها در مقابل استکبار هميشه در ميدان جنگ باشد، چراکه در ميدان‌هاي ديگر هم ما مي‌توانيم پيروزي به دست بياوريم. يعني همانطور که حرکت امام حسين(ع) يک کار مقدس بود حرکت امام حسن(ع) هم يک کار مقدسي بود، يعني شهامت پذيرش صلح در شرايطي که به صلاح جامعه اسلامي باشد، آن شهامت کمتر از جنگيدن در ميدان جهاد نيست. يعني همان طور که عاشورا را زيبا مي‌بينم مکتب امام صادق (ع) و زندان رفتن امام کاظم (ع) را هم زيبا مي‌بينم. بنابراين ما هميشه بايد با استکبار بجنگيم، اين حرف درستي است اما آيا هميشه در ميدان جنگ سخت يا گاهي در ميدان جنگ نرم؟ در هر دو بايد بجنگيم.

روحاني در ادامه افزود: اما پيچ سوم (پيچ امروز) شرايطي است که دشمن احساس مي‌کند به خاطر بردن ما به شوراي امنيت دست برتر دارد. من  به صراحت بگويم هيچ کاري در دوره مسئوليتم در پرونده هسته‌اي بدون مصوبه سران نظام و شخص مقام معظم رهبري انجام نشده است. ما سه کار مهم انجام داديم: 1- مذاکرات تهران 2- توافق بروکسل  3- توافق پاريس، که هر سه داراي مصوبه کتبي است. و خود رهبري هم در تمام مقاطع کليت حرکت را تأييد کردند. آخرين روزي هم که پس از شانزده سال مسئوليت دبيري شوراي عالي امنيت ملي، من براي توديع، خدمت ايشان رسيدم، که اعضاي شوراي عالي امنيت ملي و سران سياسي و نظامي کشور هم حضور داشتند. ايشان در آنجا فرمودند که شما و تيم شما در جبهه مقدم در برابر دنيا بوديد.

وي با بيان اينکه من از تمام کارهاي خودم دفاع مي‌کنم و همان موقع هم دفاع مي‌کردم، اظهار داشت: رهبري در ديداري که با شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز داشتند، به صراحت فرمودند تمام کارها تصميم جمعي بوده است. هم چنين رهبري در جمع خبرگان هم چنين تعبيري کردند و فرمودند تمام کارها تصميم جمعي بوده و فلاني(حسن روحاني) زحمت زيادي کشيده و اجرش پيش خداست. بنابراين در بحث هسته‌اي هدف ما اين بود که نگذاريم پرونده به شوراي امنيت برود. چرا؟ چون آن شرايط شرايط خاصي بود، ما هنوز آمادگي نداشتيم. آمريکا در شرايط پيروزي در عراق بود و به فکر حمله بود.

روحاني با بيان اينکه مي‌خواستيم فرصت آرامي فراهم کنيم که فناوري هسته‌اي ما کامل شود، افزود: ما در آن زمان فقط 150 سانتريفيوژ داشتيم ولي در سال بعد حدود سه هزار سانتريفيوژ دائر کرديم و به طور خلاصه ما به بهانه پرونده هسته‌اي، نگذاشتيم جنگ بشود، علاوه بر اين نگذاشتيم پرونده به شوراي امنيت برود و فناوري هسته‌اي را کامل کرديم. بنابراين اين که گفته مي‌شود ما در پرونده هسته‌اي قضيه را وا داديم و انفعال داشتيم، اين ها حرف‌هاي بي‌اساس است. يا اينکه حرفي که آقاي احمدي نژاد به دروغ گفت که تدريس درس فيزيک در دانشگاه‌هاي ما تحريم شد، که من به ايشان گفتم شما مدرکي براي حرف خود بياوريد که هيچ وقت هم نتوانستند بياوردند. اتفاقاً مشکلي که براي ما ايجاد شد در دولت‌هاي نهم و دهم است، در قطعنامه‌هايي که عليه ايران تصويب کردند که ايراني‌ها حق شرکت در برخي دروس دانشگاهي دانشگاه‌هاي اروپا و آمريکا را ندارند.

روحاني اظهار داشت: اين که شما مي‌فرماييد از چه راهي کشور را اداره کنيم، سند چشم انداز 20 ساله که خود رهبري فرمودند بعد از قانون اساسي مهمترين سند است، مشخص مي‌سازد که ما بايد اين سند را اجرا کنيم. بنابراين راه ما که مشخص است. اما اينکه رئيس جمهور آينده چه کسي باشد به نظر من، اولاً بايد آن فرد، فرد مؤمني به انقلاب باشد. چند وقت پيش چند نفر آمدند پيش من و گفتند آيا مي‌خواهي با اين مشکلات کانديدا بشوي؟ چرا آبرويت را خراب مي‌کني؟ من در پاسخ به آنها گفتم اولاً هنوز قصد کانديدا شدن ندارم ثانياً من معتقد نيستم که اين مشکلات غير قابل حل هستند ثالثاً اگر کسي واقعاً مخلصانه بيايد خودش را فدا کند براي انقلاب و نظام و براي اين کشور که پايگاه اول است و ان‌شاءالله اين بيداري اسلامي توسعه پيدا کند و بقيه کشورها هم به ما بپيوندند. البته به نظر من در اين کشورها که حرکت اسلامي اتفاق افتاده هنوز انقلاب اسلامي اتفاق نيفتاده است که البته بحث آن مفصل است و الان آمريکا دارد سعي مي‌کند نگذارد انقلاب شود.

حسن روحاني با بيان اينکه در اين پايگاه هر کسي بيايد بايد مؤمن به اين انقلاب باشد، تاکيد کرد: البته بايد مشکلات مردم حل بشود اما ذيل آن آرمان بلند که همان استقرار قانون خدا است بر تمام زواياي زندگي، انقلاب اسلامي چيزي غير اين نيست. دومين مسئله علم و دانش لازم براي اداره کشور داشت است و سومين نکته اين است که کانديداي انتخابات داراي تجربه کافي در مديريت سطح کلان باشد و نمي‌شود صفر کيلومتر باشد. چهارمين ويژگي رئيس جمهور آينده شهامت است به اين معنا که آن جايي که منافع ملي و منافع کشور مطرح است خودش و آبرويش را فدا کند.

وي در ادامه گفت: اما در خصوص آقاي هاشمي؛ ممکن است يک تصوير ديگري از آقاي هاشمي در ذهن شما باشد. يک خاطره‌اي خدمت شما مي‌گويم: در اواخر جنگ که دچار مشکل شديم در نحوه پايان جنگ، که آقاي هاشمي خودشان در يک جلسه خصوصي مطرح کردند که من مسئوليت پايان جنگ را بر عهده مي‌گيرم چراکه امام به هر حال رهبر است و وجهه خوبي ندارد اين کار را انجام دهند، و بعد امام من را محکوم کنند. بنابراين ايده ايشان اين بود که منِ (هاشمي) فدا بشوم که امام فدا نشود.

وي افزود: مي‌خواهم بگويم اين چيزي که در ذهن شماست واقعيت اين نيست. به هر حال اگر آقاي هاشمي در اين حد که بعضي از دوستان تصورش را ترسيم کردند هست، پس چرا رهبري پيغام مي‌دهند که آقاي هاشمي در خبرگان حتماً بايد شرکت کند، پيغام‌بر آن خبر نيز خود من (روحاني) بودم. و فرمودند مگر مي‌شود خبرگان بدون هاشمي، که اين عين تعبير رهبري است.ممکن است تفکر آقاي هاشمي را شما نپسنديد. اشکالي ندارد، ممکن است شما بگوييد شيوه‌اي که آقاي هاشمي براي اداره کشور دارد مناسب نيست و ما شيوه بهتري داريم و هيچ اشکالي ندارد. اما اين چنين که شما يک سرش را انقلاب مي‌گذاريد و يک سر ديگر را آقاي هاشمي! اين چنين نيست. واقعاً اين نيست، اين ظلم هست. اين که رهبري فرمود تاريخ انقلاب را مگر مي‌شود بدون هاشمي نوشت! رهبري تعارف که نمي‌کرد. اين که ما هر چه ياران انقلاب و رهبري را کم بکنيم، قطعا به انقلاب و آقا خدمت نکرده‌ايم. من آقاي هاشمي را يکي از ياران انقلاب و يکي از ارکان انقلاب مي‌شناسم، من به ايشان علاقمند هستم، خيلي کارها را هم با ايشان مشورت مي‌کنم، و خيلي کارها را ايشان با من مشورت مي‌کنند. البته من يک آدم مستقلي هستم و مجري فرمان هيچ کسي نيستم به جز فرمان رهبري به عنوان ولي امر که سمعاً و طاعتا.

روحاني ادامه داد: يکي از آقايان پرسيد که اگر شما کار کارشناسي کرديد و آقا نپذيرفتند، چه مي‌کنيد؟ بايد بگويم نظر رهبري همان نظر نظام است، تعارف نداريم . کشور يک ولي دارد. اما من نمي‌پسندم يک کسي که نظري دارد اين نظر را دريغ بکند از رهبري البته با حسن نيت و با دلسوزي.

وي در خصوص فتنه 88 گفت: در سال 88 يک سري مسائلي واقع شد که اين مسائل در جمع به ضرر چهره نظام ما در دنيا تمام شد. حالا چه کسي اين وسط مقصر بود، خيلي‌ها مقصر بودند من کاري به اين مقصرين ندارم. شايد آن اولين تظاهراتي که مردم کردند، قصدي نداشتند و واقعاً فکر مي‌کردند در انتخابات دست‌کاري شده است اما بعد متأسفانه مسير منحرف شد به خصوص آنجا که رهبري فرمودند که ديگر بايد از راه قانوني اعتراضات انجام شود و اردو کشي خياباني نباشد. و من خودم در دو سه مصاحبه اي که کردم گفتم که اردوکشي خياباني غلط است و بايد طبق قانون عمل شود. اين که چه کسي در اين جريان مقصر بوده؟ باز هم اين به قانون و تصميمي که قوه قضاييه طبق قانون مي‌گيرد بستگي دارد. اگر ما نظام را قبول داشته باشيم بايد همه آن را قبول داشته باشيم! نمي شود بگوييم نظام را قبول داريم اما شوراي نگهبان را قبول نداريم يا نظام را قبول داريم قانوني که مجلس وضع مي‌کند قبول نداريم. منتها يک نکته‌اي را تأکيد مي‌کنم که ممکن است با نظرات شما کمي فاصله داشته باشد، من مي‌گويم بايد به سمت وحدت برويم و جذب حداکثري که رهبري مطرح کردند در خصوص آنهايي که واقعا حسن نيت دارند و کساني که واقعاً اصل انقلاب را قبول دارند، ولايت فقيه را قبول دارند، آقا را قبول دارند، نظام را قبول دارند، قانون اساسي را قبول دارند، اعمال شود. حالا يک کسي هم يک خطايي کرده اشتباهي کرده، واقعاً ما جذب کنيم. چرا؟ چون شرايطِ ما شرايطِ تفرقه نيست. خوب ما نه تنها در مذاکرات بلکه در تمام صحنه‌ها اگر از درون وحدت بيشتري داشته باشيم قدرت ما بالا مي‌رود و راحت‌تر مي توانيم در مقابل دنيا مقاومت و ايستادگي کنيم.

روحاني در خصوص دولت وحدت ملي اظهار داشت: البته دولت وحدت ملي معاني مختلفي دارد، اما من دولت فرا‌جناحي را مي‌پسندم. چون در هر دو جناح آدم هاي خوب، لايق و شايسته و معتقد و مخلص وجود دارد و بايد از همه افراد شايسته و هر کسي که انقلاب را قبول دارد استفاده کنيم. آدمهايي باشند که صاحب نظر باشند و متخصص باشند نه اينکه بله قربان گوي رئيس جمهور باشند.

در ادامه يکي از اعضاي ميز انتخابات اتحاديه اظهار داشت: تاريخ نشان داده که مي‌شود معصوم را هم به تصميم رساند (ما چنين چيزي را در ماجراي جنگ صفين ديديم).امام (ره) و مقام معظم رهبري که نعوذ بالله بالاتر از  اميرالمومنين نيستند !ما معتقديم شما در بحث هسته‌اي رهبري را به تصميم رسانديد ما نظرمان اين است که رئيس جمهور بايد موجب بسط يد رهبري باشد،حضرت امام با بازرگان که يک فرد ليبرال بودند کار کردند با رجايي هم که يک فرد مکتبي بودند نيز کار کردند،  رهبري هم همين طور.  ببينيد ما در بحث هسته‌اي حرفمان اين بود، حالا محدوديت در درس فيزيک را هم که مثال زديم اشاره به مستندي بود که bbc ساخته بود و در آن آقاي «دُويل پن» ميگويند: اين پيشنهاد را ما داديم که در ايران فيزيک تدريس نشود يعني غربي‌ها اين جسارت رو به خودشان دادند که يک همچنين پيشنهادي هم مطرح کنند. از سوي ديگر رهبري نظام در ديدار با مردم کرمانشاه درباره تيم مذاکرات فعلي به اين مضمون فرمودند: «ما خيالمان از اين تيم راحت است». آقاي روحاني شما چگونه اين مطلب را تفسير مي‌کنيد؟ يعني آقا از تيم قبلي خيال ناراحتي داشتند؟
روحاني در پايان گفت: هيچ وقت طرف غربي چنين پيشنهادي به ما ندادند. اسناد مذاکرات در دبيرخانه موجود است و همچين پيشنهادي به ما ندادند. آنها مي‌گفتند شما حق غني‌سازي از لحاظ حقوقي داريد اما حق اعمال نداريد چون شما تخلف کرديد.

3996 نمایش

نظر دادن