به گزارش آخرین نیوز، «هاشمي و آرايش سياسي» عنوان سرمقاله امروز روزنامه شرق است که به قلم صادق زيباکلام (تحليلگر سياسي) منتشر شده و ميتوانيد آن را درادامه بخوانيد:
آمدن هاشمي را چگونه ميبايست تفسير و تبيين کرد؟ شايد اکنون کمي زود باشد تا پيرامون آمدن ايشان و تبعاتي که اين آمدن در بر خواهد داشت، بتوان به يک قضاوت و جمعبندي رسيد. اما تا به همينجا هم ميتوان به نکاتي مهم اشاره کرد. نخست شور و حال و روحيه شعفي است که آمدن هاشمي در بخش زيادي از جامعه ايجاد کرده است.
سخني به گزاف نرفته اگر ادعا شود بسياري که شايد مطمئن نبودند، در انتخابات شرکت خواهند کرد يا خير، بياختيار و با آمدن هاشمي، خيلي جدي گزينه شرکت احتمالي در انتخابات را بررسي ميکنند.
نکته دوم اينکه نامنويسي ايشان سبب شد تا مرحله ثبتنام انتخابات از آن وضعيت بيرونق خارج شود. تا قبل از آمدن هاشمي و تا حدودي هم رحيممشايي، انتخابات بدل شده بود به يک سريال کشدار ميان اصولگرايان.
يک، دوجين نامزد اصولگرا -که چندان تفاوت مبنايي هم با يکديگر نداشتند- بهزعم خودشان و صرفا براساس «وظيفه» و «تکليف» ثبتنام کرده و تعدادشان هم روبهافزيش بود. نه طرحي داشتند، نه برنامهاي و نه اساسا معلوم بود که اگر هر کدامشان انتخاب شوند چه تفاوتي با نامزد ديگر دارند؟
جالب است که هر کدام هم ميگفتند که خيلي جدي هستند، آمدهاند تا آخر بمانند و بهنفع هيچکدام کنار نخواهند رفت. اما آمدن هاشمي سبب شده تا اصولگرايان «1+2» يا ائتلاف براي پيشرفت و ترقي يا ائتلاف پنجگانه و... را کنار گذارده و خيلي جدي به فکر رويارويي با هاشمي باشند.
اصولگرايان مجبور خواهند شد تا تعداد نامزدهايشان را تقليل دهند به يک نامزد جدي تا در 24 خرداد، به مصاف هاشمي بروند. آنان مجبور هستند از کليگويي و ائتلافهاي سطحي بگذرند و در فرآيند انتخابات و تبليغات انتخاباتي، فقط به انتقاد از احمدينژاد به عنوان مسوول به وجود آوردن وضعيت موجود دلخوش نکنند و به دنبال تدوين يک برنامه حسابشده به منظور رويارويي با هاشمي باشند. و بالاخره بايد به تاثير آمدن هاشمي بر اختلافات موجود ميان جبهه اصولگرايان اشاره داشت.
آنها از يک سو با اختلافات جدي ميان طيفهاي اصولگرايان و جبهه پايداري طرف هستند و از سوي ديگر اختلاف ميان جبهه پايداري بر سر نامزدي باقريلنکراني يا سعيد جليلي يا حتي عليرضا زاکاني محل تامل آنهاست. اصولگرايان خيلي فرصت ندارند. مشکل اساسيتر آنان اين است که اساسا ميتوانند در برابر هاشمي به ائتلاف بر سر يک نامزد دست يابند يا آنکه عمق رقابت ميان آنان عميقتر از آن است که بتوانند به اين مدل دست يابند؟
همچنين مشخص نيست افرادي چون محسن رضايي به عنوان نامزدهاي مستقل از طيف اصولگرا در برابر هاشميرفسنجاني قرار گيرند يا آنکه نهايتا با جبهه پايداري و طيف اصولگرايان همراه خواهند شد؟
هرچه هست تصور اينکه اصولگرايان با چهار نامزد يعني محسن رضايي، قاليباف و دو نامزد جبهه پايداري و اصولگرايان سنتي در برابر هاشمي ظاهر شوند از هماکنون به نگراني آنان تبديل شده است.
آنان نيک ميدانند که حتي با تجميع همه نيروهاي چهارگانهشان، در برابر هاشمي، باز هم با مشکل جدي روبهرو خواهند بود. برخلاف اصولگرايان که آمدن هاشمي برايشان ناخوشايند است، براي اصلاحطلبان آرامبخش و شفابخش بوده است.
درخصوص تاثير مثبت آمدن او به همان احساس شور و شعف و نشاط سياسي و اجتماعي که در ميان بسياري از رايدهندگان معمولي و بالقوه اين جريان سياسي ايجاد شده است اشاره ميکنم.
تاثير بعدي آمدن ايشان، روشن شدن تکليف ساير نامزدهايي است که بهعنوان اصلاحطلب ثبتنام کردهاند. بعيد به نظر ميرسد که هيچيک از آنان قصد رقابت با هاشمي را داشته باشند. حمايت کامل خاتمي از هاشمي، اصليترين دليل براي کنار رفتن همه نامزدهاي اصلاحطلب است. ميماند آمدن يا نيامدن رحيممشايي و تاثير آن بر اردوگاه اصلاحطلبان و هاشمي.
اگر رحيممشايي تاييدصلاحيت شود، در آن صورت ترديدي نيست که بخشي از آراي هاشمي و اصلاحطلبان را از آن خود خواهد کرد.
در عين حالدرصدي از آراي قاليباف را هم از آن خود خواهد کرد.
آمدن مشايي يقينا به زيان هاشميرفسنجاني خواهد بود چراکه راي اصولگرايان کمابيش ثابت است و فقط هم به سبد نامزد يا نامزدهاي خودشان ريخته خواهد شد.
ميماند اين طنز تلخ؛ باورکردني نيست اما يک راه جلوگيري از پيروزي هاشمي، تاييدصلاحيت رحيممشايي است.
اما حتي در صورت آمدن مشايي هم بعيد به نظر ميرسد که اصولگرايان بتوانند جلو پيروزي اصلاحطلبان و هاشمي را بگيرند.
با استناد به فضاي کشور، اين امر تا حدودي قابل پيشبيني است که احساس شادماني و شور و شعفي که صرف ثبتنام هاشمي در دو روز قبل به راه افتاد، ظرف روزهاي آينده بهتدريج به يک عزم و اراده جدي براي حضور در پاي صندوقهاي راي در سطح کشور در 24 خرداد بدل خواهد شد.


