محمد شريعتمداري: همه تلاش خود را ميكنم تا به اجماع برسيم
جهانگيري، كانديداي پيشنهادي كارگزاران به اصلاحات
عارف: اصلاحطلبان در انتخابات 84 به خاطر تفرقه شكست خوردند
به گزارش آخرین نیوز به نقل از روزنامه اعتماد، اصلاحطلبان در حال جمعبندي هستند و دقيقا به همين دليل هنوز هيچ كس حاضر نيست بگويد نميآيد. نگفتن از نيامدن اين روزها بارزترين وجه مشترك اصلاحطلباني است كه مرزهايشان به گستردگي اكبر هاشمي تا سيد محمد خاتمي است.
حتي آنها كه آمدهاند و كار تبليغاتي خود را هم آغاز كردهاند جايي را براي رفتن ميگذارند. اصلاحطلبان امروز دو دستهاند: آنها كه نميگويند نميآيند و آنها كه نميگويند تا آخر ميمانند. تا امروز محمدرضا عارف و محمد شريعتمداري كه بهطور رسمي اعلام كانديداتوري كردهاند باقي ماندن را مشروط به عدم حضور دو روحاني اصلاحطلب ميدانند و آنها كه نيامدهاند هم منتظر نظر همان دو روحاني هستند.
عارف بارها اعلام كرده است كه با توجه به فرهنگي كه در آن رشد داشته است احترام گذاشتن به كانديداي اصلي اصلاحات را به عنوان يك راهبرد اصلي در نظر ميگيرد و اگر كانديداي اصلاحات وارد كارزار شود نه تنها خود كنار ميرود كه تمامي امكانات ستادهاي انتخاباتياش را هم در اختيار او قرار ميدهد. محمد شريعتمداري هم تقريبا در تمامي سخنرانيها و مصاحبههايش به لزوم اجماع اصلاحطلبان اشاره كرده و اعلام داشته است كه تمام امكانات خود را براي حداقل شدن تعداد كانديداهاي اصلاحات به كار خواهد گرفت. اما از ميان دو روحاني برجسته هنوز هيچكدام اعلام حضور يا عدم حضور نداشتهاند.
روز يكشنبه اكبر هاشميرفسنجاني اعلام كرد كه نميگويد نميآيد و ديروز هم محسن، فرزندش از بيتمايلي پدر براي كانديداتوري گفت. محسن هاشمي البته سخن ديگري از پدر را هم نقل كرد: پدرم گفتهاند كه به احتمال 99 درصد در انتخابات كانديدا نميشوند. ايشان يك درصد را گذاشتهاند به دليل اينكه اگر آمدند، نگويند دروغ گفته است. كانديداي اجماعي اصلاحطلبان هم هنوز در حال بررسي شرايط است. برخي ميگويند او نميخواهد گرفتار رد صلاحيت شود. خودش هم بارها گفته اگر آمدنش هزينهيي به نظام تحميل كند هرگز سوداي حضور نخواهد داشت.
بلاتكليفي فعلي نشان ميدهد او بر ترديدها فائق نشده و نميداند هزينه آمدن بيشتر است يا نيامدن. دغدغه كانديداي اجماعي اصلاحطلبان بيش و پيش از به قدرت رسيدن جريان سياسي متبوعش حفظ و اعتلاي نظام است به همين جهت معتقد است اگر با آمدنش اولويت اصلي خدشهدار شود عطاي رياستجمهوري را به لقايش ميبخشد. از دو كانديداي روحاني اصلاحات كه بگذريم به محسن مهرعليزاده و اسحاق جهانگيري ميرسيم.
يكي گفته ميآيد و ديگري فعلا در جلسات اجماع روزگار ميگذراند تا شايد بخت يارش باشد و اينبار با حمايت يكپارچه اصلاح تجربه شكست سخت 84 را جبران كند. مهرعليزاده اعلام كرده است اصل محور راي آوري و ميزان اعتماد مردم به نامزدهاست كه آقاي خاتمي با مشورتي كه داشتهاند، بنده، عارف و جهانگيري را با ضرايب جزئي و نزديك به هم براي كانديداتوري مناسب دانسته است. بنده و آقايان عارف و جهانگيري جلسهيي نيز با خاتمي داشتهايم و بنا داريم در صورت مشخص شدن حضور يا عدم حضور خاتمي در انتخابات مجددا هر سه نفر ما جلسات مشتركي با آقاي خاتمي صورت دهيم.
اسب جهانگيري زين است
اما اسحاق جهانگيري كاملا آماده حضور نشان ميدهد، اين را ميتوان از تحركات اطرافيان او به ويژه كارگزارانيها به خوبي فهميد. روز گذشته حسين مرعشي درباره حضور جهانگيري در انتخابات به «اعتماد» گفت: كانديداي مورد نظر كارگزاران آقاي جهانگيري است اما به اين معنا نيست كه ايشان اعلام كانديداتوري كند.
مرعشي در توضيح چگونگي حمايت كارگزاران از جهانگيري اظهار كرد: آقاي جهانگيري اعلام كرده است در صورتي كه ماموريتي از سوي اصلاحطلبان به او سپرده شود براي قبول مسووليت آمادگي دارد و كارگزاران نيز ايشان را به عنوان يك فرصت به شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات معرفي كردهاند. مرعشي ادامه داد: نه حزب كارگزاران و نه جهانگيري هيچ كدام اصراري به كانديداتوري ايشان ندارند و رايزني خاصي هم در اين مورد نداشتهاند.
او در رابطه با حضور برخي افراد نزديك به كارگزاران در اردوگاه انتخاباتي حسن روحاني نيز گفت: هيچ يك از اعضاي حزب در كارزار انتخاباتي آقاي روحاني نيستند و حزب كارگزاران تاكنون هيچ جلسهيي با آقاي روحاني نداشته است. مرعشي البته اين را هم گفت كه ممكن است برخي اعضاي كارگزاران به صورت فردي ديدارهايي با حسن روحاني داشته باشند اما اين را نبايد به عنوان مذاكره حزب با ايشان تلقي كرد.
برگ برنده اصلاحطلبان
آنچه امروز برگ برنده اصلاحطلبان در برابر رقيب سردرگم تلقي ميشود اين است كه برخلاف اصولگرايان آنها نامزد نهايي خود را ميشناسند و اگر اين نامزد پا به عرصه بگذارد بهطور حتم همه به نفع او كنار خواهند رفت. امروز كانديداهاي اصلاحطلب مانند دوندگان دوي امدادي هر يك تلاش ميكنند تا بخشي از مسير را طي كنند و در نهايت بار مسووليت را به كانديداي اجماعي خود بسپارند تا او بتواند از خط پايان عبور كرده و با پيروزي در انتخابات آتي راه سخت بازگرداندن كشور به مسير تعادل را بپيمايد.
حتي اگر كانديداي اصلي اصلاحات به هر دليلي وارد رقابتهاي انتخاباتي نشود باز هم اصلاحطلبان اين شانس را دارند كه حول محور فردي با نظر او جمع شوند و همه امكانات خود را براي پيروزي به كار گيرند. اين در حالي است كه اصولگرايان مانند دوندههايي هستند كه فعلا هركدام به يك سو ميدوند. اين دويدنهاي بيهدف در روزهاي آينده برخوردهاي سختي را به همراه دارد كه نشانههاي آن از همين امروز به خوبي پيداست.


