https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: دوشنبه, 27 شهریور 1401 ساعت 09:51

دفاع بد محسن آرمین از مرحومه «مهسا امینی»

محسن آرمین، فعال اصلاح‌طلب و از دستگیرشدگان فتنه 88 اخیراً طی یادداشتی که کانال تلگرامی امتداد آنرا منتشر کرد، در واکنش به درگذشت تلخ و تصادفی مرحومه مهسا امینی نوشت: رسانه ملی و خبرگزاری‌هایی که جز توجیه قدرت و به محاق بردن صدای ملت وظیفه‌ای برای خود نمی‌شناسد تکذیبیه‌ها را در بوق می‌کند که او در کودکی سابقه بیماری داشته است. گیرم که سابقه بیماری در کودکی در بیست و دو سالگی و دقیقاً زمانی که او را با تحقیر تمام بر صندلی ارشاد می‌نشانید، عود کند آن چنان که خون از گوش و بینی‌اش جاری شود. اما مگر بیماری دختران و جوانان این مملکت برای شما اهمیتی دارد؟

او پس از این طعنه و در ادامه تصریح می‌کند: مسئله ما این است که چرا در برابر این همه مرگ به ظاهر تصادفی که در بازداشتگاه‌ها گریبان معترضان و منتقدان را گرفته است، از خیل اختلاس‌گران و قاتلان، حتی یک تن در حبس دچار ایست قلبی یا سکته مغزی نمی‌شود؟ آیا حضرت ملک‌الموت در میان بازداشت‌شدگان برحسب نوع اتهام دست به گزینش می‌زند؟ بس کنید این توجیهات و تبلیغات تهوع‌آور و ناباورانه را.

 

مشرق نوشت: آقای آرمین با این اظهارات نشان داد که از بابت دروغ بزرگ سال 88 متنبه نشده و همچنان بر همان سیاق راه می‌پیماید...

دروغ بودن ضرب و شتم مرحومه مهسا امینی در همان ابتدای امر مسجل شد.

چه اینکه اولا پلیس ما از روی رویه اهل ضرب و شتم نیست و موارد اینچنینی در فراجا جرم است.

همچنین فیلم حادثه به وضوح تمام نشان می‌دهد که اثری از ضرب و شتم نیست.

و کسی که در توییتر ادعا کرده بود خونین بودن گوش مرحومه به دلیل ضرب و شتم است؛ به دلایل علمی_پزشکی عذرخواهی و توییتش را حذف کرد.

و گزارش‌های زیادی وجود دارد که خونریزی از گوش و بینی؛ یک عامل شایع در اثر سکته‌های مغزی است.

اینکه محسن آرمین چگونه توانسته اینهمه دلیل عقلانی را زیر پا بگذارد از عبرت‌های روزگار است.

البته تأکید می‌شود که رأی و نظر نهایی درباره پرونده درگذشت تصادفی مرحومه مهسا امینی بر عهده مراجع قضایی و ذیصلاح است.

و اما ادعای مربوط به حضرت ملک‌الموت و مرگ‌های تصادفی که شامل اختلاس‌گران و قاتلان نمی‌شود!

این ادعای عوامانه نیز در حالی است که اتفاقا مرگ‌های تصادفی و بیماری‌های منجر به مرگ سراغ این قشرها هم آمده است منتها چون آنها ربطی به گشت ارشاد نداشتند، مسئله قومیتی نداشتند و نمی‌شد از بابت آنها بهانه‌ای برای براندازی علیه نظام اسلامی دست و پا کرد؛ مورد توجه محسن آرمین قرار نگرفتند.

مثلا چند سال قبل بود که یکی از اشرار پایتخت حین تعقیب مأموران فراجا از بالای یک پشت بام سقوط کرد و در دم فوت کرد.

"مهدی‌سیاه" از اوباش تهران در زندان توسط افراد ناشناس به قتل رسید.

م.صالحی، محارب و استفاده کننده از سلاح گرم که در زندان مرکزی اصفهان به سر می‌برد و حکم اعدام وی هم صادر شده بود اما با اظهار تالم و بی‌حالی و سرگیجه به بهداری مرکزی زندان مراجعه کرده و با تشخیص پزشک به یک بیمارستان سطح شهر اعزام می‌شود که پس از بی‌نتیجه ماندن درمان در بخش مراقبت‌های ویژه فوت می‌کند.

پس مرگ و اتمام مهلت زندگی ربطی به پرونده یا محل حضور افراد ندارد و بر خلاف طعنه محسن آرمین؛ قیدی به نام گشت ارشاد و شرارت و فساد مالی هم نمی‌شناسد.

اینکه چرا امثال محسن آرمین به عنوان بزرگان یک جریان سیاسی به جای ترویج عقلانیت بر طبل بی‌عقلی و خود را به خواب زدن می‌کوبند از تأسف‌ها و تأملات روزگار ماست.

بدیهیست که این حرکات و رفتارهای کودکانه صرفا برای معارضه با نظام اسلامی است که البته به جایی نخواهد رسید.

397 نمایش

نظر دادن