آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: سه شنبه, 02 دی 1404 ساعت 10:40

فردی که زمانی وزیر خارجه ایران بوده است، علیه قوی شدن ایران مطلب نوشت/ ظریف نسخه «تسلیم» ایران را ارایه کرد/ آرزوهای ظریف درباره برجام‌های موشکی و منطقه‌ای و ...

ظریف در قامت یک غرب‌گرای کامل مسایل را بیش از آنکه متوجه آمریکا بداند متوجه ایران می‌بیند و در آخر کلام هم حرف آخر را اینگونه می‌زند: «اقدامات دفاعی و واکنشی ایران، به جای کاهش تهدیدها، برداشت‌های امنیتی‌شده از ایران را تشدید کرده و به پیشبرد روایت خطرناک بودن تهران کمک کرده است. شکستن این چرخه برای تهران یک ضرورت حیاتی است.» این همان چیزی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی سال‌ها در قبال ایران دنبال کردند. محدود کردن توان دفاعی و نظامی ایران اسلامی که خود مقدمه‌ای برای شکست و بعد از آن تجزیه ایران است. آن‌چیزی که در سوریه امروز و یا در سایر تجربیات بین‌المللی مشاهده می‌کنیم.

به گزارش آخرین نیوز، محمدرضا طاهری در سرمقاله عصر ایرانیان نوشت: باورش سخت است فردی که زمانی وزیر خارجه ایران بوده است، علیه قوی شدن ایران مطلب بنویسد، آن هم با این توجیه سست که چون «قدرت ایران می تواند دیگران را ناراحت کند» لذا باید به سوی «منطقه قوی» تغییر جهت دهد! طبق این استدلال، ممکن است که دیگران از پیشرفت ایران نیز ناراحت شوند، لذا باید از پیشرفت ایران نیز دست کشید و برای «پیشرفت منطقه» تلاش کرد. این ایده های ساده لوحانه در حالی طرح می شود که کشورهای منطقه چهارنعل به سوی قوی تر شدن می تازند و به تنها چیزی که فکر نمی کنند، ناراحت شدن ایران است.

ممکن است که ظریف واقعاً احساسات ظریفی داشته باشد و با توجه به نگاه رمانتیکش به سیاست خارجی، برای ایجاد یک «منطقه خوشحال» به ایرانی ضعیف رضایت دهد. اما اگر این کشورهای منطقه، به ایران ضعیف رضایت ندهند و بخواهند که آن را تجزیه کنند و خوشحال تر شوند که اساساً ایرانی وجود نداشته باشد، چه؟

اینجاست که استدلال های ضعیف ظریف، خطرناک هم می شوند، بویژه زمانی که موضوع توان دفاعی ایران مطرح می شود. وی در استدلال مشابهی می گوید: « تهران همچنین می‌تواند تأکید خود بر قدرت دفاعی مادی – تأکیدی که اغلب برداشت از تهدید را تقویت می‌کند – را مجدداً تنظیم کند و در عوض همکاری و هماهنگی را، به ویژه در سطح منطقه‌ای، در اولویت قرار دهد.»

باورش دشوار است اما ظریف می گوید توان دفاعی ایران – دقت کنید که توان دفاعی، نه توان تهاجمی- می تواند موجب شود که کشورهایی برداشت تهدیدآمیز از آن داشته باشند. یعنی آفند که هیچ، ما حتی به دنبال تقویت پدافند هوایی هم نباشیم چرا که خدای ناکرده برخی کشورهای منطقه از جمله رژیم صهیونی ممکن است ناراحت شوند که ایران این نیت شوم را در سر داشته باشد که بخواهد در برابر حملات خارجی از مردمانش دفاع کند!

ضدیت با ایران در این مقاله ظریف که در فارن افرز به چاپ رسیده است، به قدری عجیب و باورنکردنی است که بعید نیست پای فرانچسکو نامی در میان بوده باشد و ظریف طبق عادت همیشگی اش بدون خواندن، آن را تایید کرده باشد!

ظریف می نویسد که «ایران می‌تواند با ایالات متحده برای مدیریت اختلافات خود، با شروع مسئله هسته‌ای و تحریم‌ها، تعامل کند.» مگر می شود یک وزیر خارجه اینقدر بر یک تجربه شکست خورده پافشاری کند؟ روشن است که ایران می تواند تعامل کند، اما مشکل اینجاست که آمریکا نمی تواند و نمی خواهد تعامل کند. اساساً با وجود سیاستمدارانی همچون ظریف چه نیازی به تعامل و مذاکره دارد؟! وقتی یک سیاستمدار باسابقه اینگونه دست های خودش را بالا برده است وعلیه ایران قوی و توان دفاعی نظریه پردازی می کند، چه نیازی به مذاکره و تعامل وجود دارد؟ مذاکره برای ملت های مبارز و مقاوم است، نه کشورهایی که توان دفاعی خود را کاهش می دهند و از قوی شدن دست می کشند تا مبادا دیگران ناراحت شوند.

توصیه ما به ظریف آن است که متن هایی که امضا می کنند یا مورد تایید قرار می دهند، یک بار بخواند و به فرانچسکوها اعتماد نکند. چرا که مفاد این مقاله به حدی ضد ایران و ضد منافع ملی است که بعید است توسط کسی که تعلقی به این مرز و بوم دارد نوشته شده باشد.

تجویز خلع سلاح

همچنین حمید لشگری در عصر ایرانیان نوشته است:

مقاله اخیر محمدجواد ظریف در فارن افرز، با ادبیاتی دانشگاهی و ظاهری آراسته، در واقع بازتولید همان چارچوب فکری‌ای است که سال‌هاست ذیل عنوان کاهش تنش و شکستن چرخه امنیتی‌سازی عرضه می‌شود، اما در عمل به تضعیف موقعیت راهبردی ایران انجامیده است. جان‌مایه این نگاه آن است که گویا منبع اصلی تهدید علیه ایران، نه اراده خصمانه دشمنان، بلکه واکنش‌های دفاعی خود ایران است و اگر تهران از تأکید بر قدرت سخت، بازدارندگی و استقلال دفاعی عقب بنشیند و دوباره به گفت‌وگو و اعتمادسازی با غرب بازگردد، فشارها کاهش خواهد یافت. این ادعا نه تازه است و نه با تجربه تاریخی ایران سازگار؛ بلکه دقیقاً همان مسیری است که بارها طی شده و هر بار هزینه‌های امنیتی و سیاسی کشور را افزایش داده است.

ظریف در بخش‌های مختلف مقاله تصریح می‌کند که اقدامات دفاعی و واکنشی ایران، به‌جای کاهش تهدیدها، برداشت‌های امنیتی‌شده از ایران را تشدید کرده و به تقویت روایت خطرناک بودن تهران کمک کرده است. این گزاره، به‌طور ضمنی منطق امنیتی‌سازی غرب را می‌پذیرد و مسئولیت تهدیدسازی را از دوش عاملان واقعی آن برمی‌دارد. واقعیت اما روشن است؛ ایران پیش از برخورداری از توان موشکی، پیش از غنی‌سازی پیشرفته و پیش از نقش‌آفرینی منطقه‌ای نیز هدف جنگ، تحریم، ترور و انزوا بوده است. در دهه‌ای که ایران نه ابزار بازدارندگی داشت و نه قدرت منطقه‌ای، همین بازیگران جنگی تمام‌عیار را بر کشور تحمیل کردند. بنابراین مسئله، برداشت تهدید نیست؛ مسئله این است که استقلال ایران از ابتدا برای نظم مسلط قابل تحمل نبوده و قدرت دفاعی ایران نه علت دشمنی، بلکه پاسخی ناگزیر به آن بوده است.

یکی از خطرناک‌ترین لغزش‌های تحلیلی مقاله آنجاست که افزایش غنی‌سازی را در چارچوب سیاست‌های دفاعی می‌داند. این نوع بیان، به‌طور ضمنی غنی‌سازی را ابزار ساخت سلاح و بازدارندگی هسته‌ای معرفی می‌کند؛ ادعایی که نه ایران مطرح کرده، نه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آن را تأیید کرده و نه با مواضع صریح جمهوری اسلامی، از جمله فتوای رهبر انقلاب درباره حرمت سلاح‌های کشتار جمعی، سازگار است. چنین چارچوبی، ناخواسته به همان روایت غربی و اسرائیلی مشروعیت می‌بخشد که ایران را متهم به تلاش برای دستیابی به بمب اتم می‌کند و دقیقاً همان چرخه امنیتی‌سازی را تقویت می‌کند که مقاله مدعی نقد آن است. وقتی حتی وزیر و معاون سابق رئیس‌جمهور نیز غنی‌سازی را ذیل سیاست دفاعی تهدیدزا قرار می‌دهد، عملاً به بازتولید ادبیات اتهامی دشمن کمک می‌کند.

در سراسر مقاله، امنیت طوری تصویر شده که انگار یک موضوع ذهنی یا روانی است و با تغییر رفتار ایران قابل حل است. در حالی که واقعیت چیز دیگری است؛ هر بار ایران عقب‌نشینی کرده، فشارها بیشتر شده و هر بار توان دفاعی خودش را قوی‌تر کرده، دشمن محتاط‌تر عمل کرده است. شدیدترین ترورها، خرابکاری‌ها و تحریم‌ها درست وقتی رخ داد که ایران بیشترین همکاری و شفافیت را داشت و فکر می‌کرد با اعتمادسازی می‌تواند دشمن را آرام کند. نتیجه چه بود؟ نه کاهش تهدید، بلکه جسارت بیشتر دشمن. وقتی امنیت فقط به چگونگی برداشت دشمن تقلیل پیدا کند، در عمل یعنی ایران باید همیشه دست روی دست بگذارد و هیچ واکنش جدی نشان ندهد.

ظریف پیشنهاد جایگزینی روایت «ایران قوی» با «منطقه قوی» را می‌دهد که آن نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. این گزاره در ظاهر صلح‌طلبانه است، اما در واقع به معنای چشم‌پوشی ایران از قدرت مستقل خود و امید بستن به منطقه‌ای است که به‌شدت تحت نفوذ آمریکا و مملو از سلاح‌های غربی است. همکاری منطقه‌ای بدون پشتوانه قدرت، نه همکاری برابر، بلکه وابستگی یک‌طرفه است. هیچ نظم منطقه‌ای پایداری بدون توازن واقعی قدرت شکل نگرفته و نخواهد گرفت.

ستایش دوباره از برجام و طرح ایده توافق هسته‌ای به‌روز شده نیز ادامه همان مسیر شکست‌خورده است. برجام نه چرخه امنیتی‌سازی را شکست و نه تهدید را از میان برد؛ بلکه آن را نهادینه کرد. ایران محدودیت‌های بی‌سابقه پذیرفت، اما طرف مقابل نه‌تنها به تعهداتش پایبند نماند، بلکه پس از خروج از توافق، فشارها را تشدید کرد. اکنون نیز طرح شفافیت بیشتر، محدودیت بیشتر و پیوند زدن توافق هسته‌ای با مسائل امنیتی و منطقه‌ای، عملاً باز کردن مسیر برای تعمیم همان الگو به حوزه موشکی و گرفتن آخرین ستون بازدارندگی ایران است.

تجربه عینی نشان داده آنچه ایران را از فروغلتیدن به وضعیت ناامن بازداشته، نه اعتماد به دشمن، بلکه توان دفاعی، پیشرفت بومی، بازدارندگی موشکی و ایستادگی فعال بوده است. اگر در مقاطعی دشمن از ادبیات تهدید حداکثری عقب نشست، نه به‌دلیل حسن نیت، بلکه به‌دلیل افزایش هزینه‌های تجاوز بود. امنیت ایران با عقب‌نشینی به دست نیامده و نخواهد آمد. هر مسیری که امنیت را از قدرت جدا کند و آن را به نیت و ادراک دشمن گره بزند، حتی اگر با زبان دیپلماسی و آکادمی نوشته شود، در نهایت به فشار بیشتر، بی‌ثباتی و تضعیف انسجام ملی منجر خواهد شد.

نسخۀ ظریفِ تسلیم

مسعود براتی، تحلیلگر سیاسی هم نوشت:

نگاهی به مقالۀ محمدجواد ظریف در فـارن افرز:

روز گذشته مقاله‌ای مشترک از ظریف وزیر اسبق امور خارجه و معاون سابق رئیس جمهور و فرد دیگری در وب سایت فارین افرز با عنوان «چگونه آمریکا و ایران می‌توانند بن‌بست هسته‌ای را بشکنند؟» منتشر شد. اگر بخواهیم در یک جمله کوتاه حرف اصلی این مقاله را بازگو کنیم باید بگوییم که ظریف نسخه «تسلیم» ایران را ارایه کرده است. آنچه که موجب شرم میشود این است که نویسنده این مقاله در همین چند ماه پیش معاون رئیس جمهور بوده و به عنوان یک مقام رسمی نظام اسلامی شناخته می‌شده است. ۸ سال وزیر امور خارجه بوده و وظیفه‌اش دفاع از نظام اسلامی و مردم عزیز ایران در خارج از کشور بوده است.

مقاله با محوریت مفهوم امنیتی‌سازی تهیه شده است، همان مفهومی که ظریف از زمان حضور در وزارت خارجه در ۱۳۹۲ با تکیه بر آن موضوع مذاکرات هسته‌ای را دنبال کرد و تمام نواقص و کاستی‌های مذاکرات و برجام را با آن تلاش کرد توجیه کند. مفهومی که با گذشت زمان مشخص شد سودش بیش از آنکه برای مردم ایران باشد، برای آمریکا بوده و مردم ایران بیشتر ضررش را چشیدند. مذاکرات و توافق برجام که با ادعای پایان دادن به امنیتی‌سازی پرونده هسته‌ای ایران انجام شد، نه تنها پرونده هسته‌ای ایران را عادی نکرد، بلکه هزینه‌های زیادی روی دوش مردم ایران گذاشت. هزینه‌ها شامل امتیازات فراوانی که در بخش هسته‌ای داده شد و از آن مهمتر هزینه‌هایی که بابت معطلی و منتظر ماندن برای انجام تعهدات غرب در موضوع اقتصادی و رفع تحریم‌ها پرداخت شد. دلار سه هزار تومانی به ۳۰ هزار تومان رسید و رشد اقتصادی کشور صفر و در برخی سال‌ها منفی شد. در آخر هم ایران اسلامی مورد حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت و بیش از هزار نفر از هموطنان ما شهید شدند.

جالب این است که ظریف در همین مقاله همچنان بر تجربه تلخ و ضرر محض برجام تاکید می‌کند و آن را قابل تکرار می‌داند. در مقاله آمده است: «اما تاریخ نشان می‌دهد که از طریق دیپلماسی دقیق، می‌تواند راهی برای خروج پیدا کند. ایران توانست در نیمه اول دهه ۲۰۱۰ با گفتگو با ایالات متحده، چرخه امنیتی‌سازی را بشکند که به برنامه جامع اقدام مشترک ۲۰۱۵ منجر شد.»

اما ظریف حاضر نیست درباره دلایل شکست خوردن این تجربه صحبت کند و در سراسر مقاله اشاره‌ای به خروج آمریکا از توافق و اعمال شدید تحریم‌ها بیشتر از قبل توافق نمیکند. در این نقطه به جای تشریح واقعیت انگشت اتهام را به داخل ایران می‌آورد و می‌نویسد: «شکستن چرخه امنیتی‌سازی، از داخل و با ایجاد یک اجماع گسترده داخلی آغاز شد. ایران می‌تواند دوباره چنین اجماعی را ایجاد کند، اما انجام این کار مستلزم ایجاد یک گفتگوی ملی بین گروه‌های سیاسی، جناح‌های اجتماعی و عموم مردم است.» این میزان وقاحت بی‌نظیر است.

این حرف در زمانی مطرح شده است که جامعه ایران پس از تجربه بسیار بزرگ جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی در خرداد امسال، بالاترین انسجام اجتماعی را در مقابله با دشمن دارد. این انسجام اجتماعی اتفاقا مقابل آن چیزی است که ظریف بیان کرده، اما مبتنی بر تجربه روشن بی‌فایده بودن مذاکره با آمریکا است. مردم ایران با چشمان باز دیدند که در زمان مذاکره آمریکا و رژیم صهیونیستی حمله کردند.

وقاحت ظریف ادامه داشته و در متهم دانستن ایران به مفهوم «ایران قوی» حمله می‌کند و آن را عامل تهدید همسایه‌ها می‌داند. او می‌نویسد: «تهران همچنین باید درک کند که قدرتش می‌تواند دیگران را ناراحت کند، و بنابراین این کشور باید از روایت ساختن یک «ایران قوی» – که می‌تواند یکجانبه و تهدیدآمیز به نظر برسد – به روایت ساختن یک «منطقه قوی» تغییر جهت دهد.» در این میان کوچکترین اشاره‌ای به نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در چالش‌های منطقه نمی‌کند. آن هم در زمانی‌که ماهیت رژیم صهیونیستی برای اکثر بازیگران منطقه آشکار شده و این گزاره که رژیم صهیونیستی عامل اصلی ناامنی در منطقه است از زبان کشورهای عربی زیاد شنیده میشود. حمله رژیم صهیونیستی به قطر نقطه عطفی در این موضوع بود.

ظریف هدف اصلی خود را اینگونه بیان می‌کند: «تهران باید احتمال از سرگیری گفتگوی مستقیم با واشنگتن را بر اساس جایگاه برابر در نظر بگیرد.» این صحبت در نقطه مقابل سخنان رهبر انقلاب در اول مهر ماه امسال است که تاکید فرمودند: «مذاکره‌ی با آمریکا برای مسئله‌ی هسته‌ای و شاید برای مسائل دیگر، بن‌بست محض است.» مقاله ظریف در کنار سخنان علی‌اکبر صالحی و حسن روحانی و فعالیت‌های رسانه‌ای جریان غرب‌گرا برای مقابله با سیاست اعلام شده از سوی رهبر انقلاب است. آنها نمی‌خواهند جامعه ایران مذاکره با آمریکا را بن‌بست ببیند و تلاش می‌کنند با این کار حیات سیاسی خود را در ایران تضمین کنند. به روشنی شکست خورده بودن ادعاهای آنان برای جامعه اثبات شده است. رفع تحریم و یا جلوگیری از جنگ با مذاکره که مهمترین شعارهای این جریان بوده، همه‌گی رنگ باخته و حیات سیاسی آنها با خطر جدی روبه‌رو شده است.

ظریف بار دیگر بر تجویز نسخه شکست خورده همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌پردازد. با اینکه نمی‌تواند خیانت‌های این نهاد را نبیند و به آنها اشاره می‌کند اما با بیان اینکه تهران می‌تواند از آژانس بخواهد که حرفه‌ای‌تر رفتار کند، همکاری با آژانس را مباح می‌کند. او با یک اعتماد به نفس کاذب می‌نویسد: « شفافیت با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید انتشار روایت‌های امنیتی بی‌اساس پیرامون ایران را متوقف کند و یک معامله سیاسی با ایالات متحده را تسهیل کند.» گویی ایران تاکنون هیچ همکاری با آژانس انجام نداده است. ظریف یادش رفته است که گسترده‌ترین برنامه بازرسی آژانس در طول تاریخ روابط بین‌الملل از برنامه هسته‌ای ایران در قالب برجام انجام شد که ظریف در سال ۹۹ به آن اعتراف کرد و این میزان باج‌دهی حتی سبب پایان یافتن پرونده PMD نشد. این میزان عدم توجه به تجربه واقعی چند سال اخیر، مایه تعجب و البته تاسف است. گویا ذهن غرب‌گرایان و ظریف نمی‌تواند طور دیگری فکر کند.

بخش وقیح‌تر مقاله که نوعی آرزوهای ظریف است درباره برجام‌های موشکی و منطقه‌ای و ... است. همانند شتری که در خواب پنبه‌دانه می‌بیند. مقاله می‌گوید: «اگر تهران و واشنگتن یک توافق هسته‌ای به‌روز شده را اجرا کنند، این کشورها ممکن است بتوانند به مسائل دشوار دیگری مانند امنیت منطقه‌ای، کنترل تسلیحات و مبارزه با تروریسم نیز بپردازند. به عنوان مثال، ممکن است از ایران خواسته شود که در ازای تضمین متقابل ایالات متحده و شرکایش، قول دهد که به ایالات متحده یا متحدانش در منطقه حمله نخواهد کرد. تهران همچنین ممکن است قول دهد که بر اساس تعهد متقابل، از قابلیت‌های نظامی خود جز در دفاع از خود در برابر حمله مسلحانه قبلی استفاده نخواهد کرد.»

ظریف در قامت یک غرب‌گرای کامل مسایل را بیش از آنکه متوجه آمریکا بداند متوجه ایران می‌بیند و در آخر کلام هم حرف آخر را اینگونه می‌زند: «اقدامات دفاعی و واکنشی ایران، به جای کاهش تهدیدها، برداشت‌های امنیتی‌شده از ایران را تشدید کرده و به پیشبرد روایت خطرناک بودن تهران کمک کرده است. شکستن این چرخه برای تهران یک ضرورت حیاتی است.» این همان چیزی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی سال‌ها در قبال ایران دنبال کردند. محدود کردن توان دفاعی و نظامی ایران اسلامی که خود مقدمه‌ای برای شکست و بعد از آن تجزیه ایران است. آن‌چیزی که در سوریه امروز و یا در سایر تجربیات بین‌المللی مشاهده می‌کنیم. امروز و پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، همه مردم اهمیت توان دفاعی و موشکی را عمیقا درک کرده‌اند. در نظرسنجی صدا و سیما پس از جنگ، نزدیک به ۹۰ درصد مردم محدود کردن توان موشکی را نپذیرفته بودند. ظریف و غرب‌گرایان نشان داده‌اند که هیچ نسبتی با مردم ندارند.

مقاله ظریف در فارن افرز مکمل مصاحبه بیلینکن در cnn!

آنتونی بیلینکن، وزیر امور خارجه سابق آمریکا، به تازگی در مصاحبه‌ با شبکه CNN با تاکید به امتیازات یک طرفه توافق برجام برای آمریکا گفت: برجام به مراتب مؤثرتر از حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران بود. او یادآور شد که توافق هسته‌ای دولت اوباما تضمین می‌کرد ایران برای مدت طولانی توانایی غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت یک سلاح هسته‌ای را نداشته باشد و در صورت نقض توافق، ایالات متحده امکان رصد و واکنش دقیق داشت. به گفته بیلینکن، این توافق دست‌کم یک دهه یا حتی ۱۵ الی ۲۰ سال زمان خرید برای کنترل برنامه هسته‌ای ایران فراهم می‌کرد.

وزیر خارجه سابق آمریکا با اشاره به تجاوز اخیر آمریکا و نوچه‌اش به ایران توضیح داد که بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران تنها می‌تواند برنامه هسته‌ای این کشور را بین یک تا دو سال به تأخیر بیندازد و در صورتی که اگر ایران تصمیم به بازسازی برنامه خود بگیرد، انتقال آن به مکان‌های عمیق‌تر و غیرقابل دسترسی، خطر را در سال‌های برای ما بعد افزایش میدهد. بیلینکن افزود که هنوز مشخص نیست حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران چه نتایجی به همراه داشت و نگران است که ایران در آینده برنامه هسته‌ای خود را حتی با ساختار جدید و پیچیده‌تر بازسازی کند.

همزمان با این صحبت‌های بیلینکن درباره تحمیل خسارات و محدودیت‌های یک طرفه در برجام به ایران، جواد ظریف در یادداشتی در نشریه Foreign Affairs، علی‌رغم تجاوز آمریکا و نوچه‌اش به ایران در میانه مذاکرات هسته‌ای، بار دیگر تجربه برجام را الگوی موفق برای حل اختلافات موشکی و منطقه‌ای و هسته‌ای با آمریکا مطرح کرده است.

اظهارات جواد ظریف در فارن افرز، بیش از آنکه تحلیل دقیق و واقع‌بینانه‌ای از مذاکره با دولت ترامپ باشد، نشان‌دهنده تفکر واداده‌ای است که تجربه تاریخی کشور را نادیده می‌گیرد. او در حالی بر به روز شدن تجربه برجام تأکید می‌کند که تجربه جنگ ۱۲ روزه و تجاوز آمریکا و نوچه‌اش به کشور، نشان داد که اعتماد به آمریکا، نه تنها می‌تواند دستاوردهای هسته‌ای را تعطیل و با محدودیت‌های چندین ساله‌ روبه‌رو کند بلکه می‌تواند دشمن را به خطای محاسباتی انداخته و به امنیت ملی ضربه بزند. از همین رو رهبر انقلاب پس از آن جنگ 12روزه صریحاً اعلام کردند که مذاکره با آمریکا نه تنها فایده‌ای ندارد بلکه ضرر و بن بست محض برای کشور است. ایشان همچین تاکید کردند که باید مراقب بود که تجربه برجام دوباره تکرار نشود. چشم‌پوشی ظریف از این واقعیت‌ها و ارائه تحلیلی خوش‌بینانه از مذاکره، نه تنها ناقص و ساده‌لوحانه است بلکه نشان‌دهنده آن است که نگاه وی خواسته یا ناخواسته مکمل پازل آمریکا علیه منافع مردم و منافع ملی کشور است.

429 نمایش

نظر دادن