آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

لوازم ضروری کمپینگ

دانلود رمان

دانلود رمان شوهر آهو خانم

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: سه شنبه, 14 بهمن 1398 ساعت 08:37

حسین شریعتمداری: هرچه آن خسرو کند شیرین بود

از دیدگاه حاج صادق درباره بینش و منش نهضت آزادی باخبر بودم اما چنان با حرارت و از عمق جان شعارها را فریاد می‌زد که گویی یکی از مریدان سینه‌چاک مهندس بازرگان بوده است.  

«حسین شریعتمداری» در یادداشتی در «روزنامه کیهان» نوشت:

آن روزها، هنگام پیروزی انقلاب، شهید حاج محمدصادق اسلامی، مرد میان‌سالی بود. از ۱۹ سالگی به مبارزه با رژیم شاه روی آورده بود. در تشکیل گروه ضربت شهید ‌اندرزگو با آن شهید بزرگوار همراه بود. دو بار دستگیر و زندانی شده و طعم شکنجه‌های ساواک را چشیده بود. مردی مومن، انقلابی و شیفته حضرت امام(ره) بود. حاج محمد صادق از اعضای مرکزیت موتلفه اسلامی بود.

روز سه‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ بود. شهید اسلامی که یکی از مسئولان کمیته استقبال از حضرت امام خمینی(ره) بود، وارد اتاق شد و در حالی که احساس می‌شد عجله دارد گفت؛ مگر نمی‌آیی؟ پرسیدم کجا؟ گفت؛ راهپیمایی در حمایت از نخست‌وزیری مهندس بازرگان. گفتم؛ منتظرم تا بقیه هم آماده شوند. گفت؛ عجله کن! هرچه زودتر برویم ثواب بیشتری دارد و... راه افتادیم.

جمعیت انبوهی به صحنه آمده بود و با شور و حرارت کم‌نظیری به حمایت از بازرگان شعار می‌دادند. «بازرگان بازرگان حکومتت مبارک»‌، «مهندس بازرگان نخست‌وزیر ایران»‌، «بازرگان، بازرگان مجری حکم قرآن»‌، «سلام بر بازرگان، درود بر خمینی رهبر آزادگان»‌، «نخست‌وزیر بازرگان منتخب امام است» و...

حاج صادق چنان با حرارت و از عمق جان شعارها را فریاد می‌زد که گویی یکی از مریدان سینه‌چاک مهندس بازرگان بوده و اکنون که حضرت امام ایشان را به نخست‌وزیری دولت موقت برگزیده‌اند، فرصت یافته تا آنچه را سال‌ها در سینه داشته است، با صدای بلند به گوش همگان برساند! نگارنده بسیار بعید می‌داند که هیچیک از اعضای رسمی نهضت آزادی هم با حرارت و جدیت شهید اسلامی در حمایت از نخست‌وزیری بازرگان شعار داده باشند!

از دیدگاه حاج صادق درباره بینش و منش نهضت آزادی باخبر بودم. بارها درخصوص انحراف این گروه که مرحوم بازرگان دبیرکل آن بود، با هم گپ زده بودیم و از این روی پیروی بی‌چون و چرای آن روزش از حضرت امام -رضوان‌الله تعالی علیه- برایم تحسین‌برانگیز بود و مصداق این آیه شریفه از سوره نساء که؛ « فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً...

به پروردگارت سوگند، که ایمان (واقعی) نمی‌آورند مگر زمانی که در مشاجرات و نزاع‌های خود، تو را داور قرار دهند، و در دل خود هیچ‌گونه احساس ناراحتی از قضاوت تو نداشته باشند (و در برابر داوری تو) کاملاً تسلیم باشند».

حضرت امام -رضوان‌الله تعالی علیه- بعد از معرفی مرحوم بازرگان به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت، از ملت خواسته بودند با انجام راهپیمایی و تظاهرات، نظر خود را در این خصوص اعلام کنند. حاج صادق می‌گفت وقتی حضرت امام مهندس بازرگان را برای نخست‌وزیری برگزیده‌اند، حضور در این راهپیمایی و تائید ایشان، تکلیف دینی و انقلابی و لبیک به حضرت امام است... ما چه می‌دانیم نایب امام زمان در انتخاب بازرگان چه مصلحتی دیده‌اند؟ ولی دستور حضرتش برایمان حجت است و می‌دانیم هرچه آن خسرو کند، شیرین بود.

بعدها حضرت امام نظر صریح خود را درباره انتخاب بازرگان و مصلحت‌اندیشی حکیمانه‌ای که آن روز در میان بود، مطرح کردند و حتی در پاسخ آقای محتشمی وزیر کشور وقت فرمودند اگر دولت موقت ادامه یافته بود کشور را به آمریکا تسلیم می‌کرد... حاج صادق اما، روز هفتم تیر ماه سال ۱۳۶۰ در انفجار مقر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیده بود و اگرچه در دنیای خاکی نبود ولی از ملکوت شاهد بود که هم حمایت آن روزش از نخست‌وزیری مرحوم بازرگان خداپسندانه بود و هم آنچه درباره انحراف نهضت آزادی می‌دانست، غیر واقعی نبود.

509 نمایش

نظر دادن