بنابراين داشتن خانواده باعث ميشود منسجمتر کار کنيد؛ اين همان هنرمند متعهد است. وقتي شما نگران بچه خودتان باشيد که گرفتار فلان آفت نشود، خب طبيعتا اين نگراني فردا براي همسايه شما هم به وجود ميآيد؛ در يک جمله: اگر براي خانواده خودت نگراني داشته باشي براي همه افراد جامعه هم نگراني.
مردها بيانصاف هستند!
دلارام: مردها کلا بيانصاف هستند و هرقدر که به آنها کمک کنيد باز هم به نظرشان شما کمکاري کردهايد. هرقدر هم از خودگذشتگي کنيد باز هم توقع مردها بيشتر است؛ البته من اين را در مورد شهرام نميگويم چون اصلا چنين آدمي نيست و هميشه قدردان بوده اما من هميشه از خيلي چيزها که مربوط به خودم ميشده، گذشتم تا کمک حال شهرام باشم و خيلي از مواقع به دليل اينکه درگير بوده از خيلي تفريحاتي که دوست داشتم با هم داشته باشيم گذشتم و با روي خوش با اين قبيل مسائل برخورد کردم تا فشار کمتري به شهرام وارد شود و بتواند در کارش پيشرفت کند؛ مثلا در غذا درست کردن بايد احتياط کنم و از ادويهجات و غذاهاي سرخشده استفاده نکنم تا به حنجرهاش آسيبي وارد نشود؛ هرچند که خيلي قدرشناس است اما فکر ميکنم يک جاهايي ميتوانسته منصفتر باشد. البته بيانصافي هم نميشود گفت چون بهنوعي، خصلت آقايان است که متوقع هستند.
ماجراي چاي روز خواستگاري!
دلارام: شهرام خيلي چايخور است و من هم با فلسفه چاي ريختن روز خواستگاري مشکل دارم. روز خواستگاري وقتي قرار بود چاي بياورم به مادرم گفته بودم که چاي را در آشپزخانه در استکانها بريزد و آماده کند. بعد از چند دقيقه من به آشپزخانه رفتم و چاي را آوردم و همه چيز طبق برنامه پيش رفت و چون آن موقعها نميدانستم که شهرام خيلي چاي دوست دارد، فکر نميکردم چند دقيقه بعد دوباره چاي بخواهد. وقتي شهرام دوباره چاي خواست، به آشپزخانه رفتم و ديدم زير کتري خاموش است و از همان چاي که يخ کرده بود، يک استکان ريختم و براي شهرام آوردم و با نگاه منظورم را به او رساندم که در جمع به روي خودش نياورد چاي يخ کرده و شهرام خيلي خوب فيلم بازي کرد و طوري چاي را خورد که کسي متوجه نشد!
موفقيت در موسيقي با همراهي همسر!
شهرام شکوهي: بدون وجود دلارام ادامه فعاليت در زمينه موسيقي براي من امکانپذير نيست. چون موسيقي اصلا کاري معمولي نيست؛ هم از نظر بازخوردهايي که در محيط بيرون از خانه وجود دارد که معمولا در روابط خانوادگي مشکل ايجاد ميکند و هم نوع کار. به عنوان مثال يکي از مواردي که در گذشته دلارام با آن مشکل داشت ساعت کاري من بود. چون کار موسيقي تازه از ساعت ۹ شب شروع ميشود و تا ۶ صبح ادامه دارد و مثل يک کار اداري نيست که ساعت کار مشخصي داشته باشد. ممکن است کسي که در اين زمينه فعاليت ميکند يک ماه کامل در خانه باشد اما ۲ ماه اصلا نتواند به خانه بيايد. به هر حال اين اتفاقات وجود دارد؛ مثلا در روند توليد آلبوم علاوه بر اينکه حضور فيزيکي نداري، حتي مواقعي هم که هستي، درگيري فکري داري و اينجا خانواده بايد تحمل کند.
دلارام: رابطه ما به دليل اعتمادي که در آن وجود دارد خيلي کم دچار مشکل ميشود چون رابطه من و شهرام مثل رابطه ۲ دوست صميمي است و اگر جايي مشکلي پيش بيايد با هم صحبت کرده و مشکل را حل ميکنيم.
کار مشکل زا نيست!
دلارام: به نظر من در زندگي مشترک شهرت خيلي اهميت ندارد چون بستگي به ذات آدم دارد که در زندگي چه رفتار و اخلاقي داشته باشد. وقتي کسي تعهد دارد، ديگر شهرت داشتن يا نداشتن خيلي نميتواند در نحوه زندگي او تاثيري داشته باشد اما بالاخره يکسري مشکلات خواهناخواه وجود دارد که خوشبختانه تا به امروز توانستهايم آن را مديريت کنيم.
مشکل از خانمهاست يا آقايان؟
شهرام شکوهي: اعتماد نداشتن، اصولا مشکل خانمهاست. بيشتر خانمها هستند که اعتماد ندارند اما من هميشه به دلارام اعتماد داشتهام.
دلارام: اتفاقا من با اين حرف مخالفم چون آقايان کارهايي ميکنند که باعث ميشود خانمها بدبين شوند و اصولا خانمها از اول اينطوري نبودند. اگر مشکلي وجود داشته باشد که زن و شوهر، يک مقدار نسبت به هم بدبين شوند مطمئنا يکي از طرفين بايد کوتاه بيايد تا مشکل حل شود اما در مورد رابطه ما خوشبختانه چنين مشکلاتي تا به حال نداشتهايم. مسلما در هر زندگي يک مقدار بالا و پايين وجود دارد اما در همان اوايل در مورد اين موضوعات صحبت کرديم چون به هر حال در اوايل زندگي مشترک شناخت کافي نسبت به هم نداشتيم؛ بنابراين سعي کرديم مسائل را بين خودمان حل کنيم هرچند که در اوايل، فعاليتهاي هنري شهرام به شدت امروز نبود؛ بعد از اينکه کمي زمان گذشت و فعاليتهاي شهرام حرفهاي شد، خب بالطبع مشکلات جديدي به وجود آمد که تعدادي از آنها حل شد اما بعضي از آنها روي هم ماند و تلنبار شد اما خب يک اتفاق همه چيز را تغيير داد و مسير زندگي ما عوض و اعتماد بين ما صد درصد شد.
قوانين توافقي!
دلارام: قبل از ازدواج شهرام از من پرسيد که با شغلش مشکلي دارم يا نه و من هم گفتم نه، چون فکر نميکردم که دايره اين کار وسعت پيدا کند و اوايل يک مقدار هم مخالفت ميکردم و خيلي تمايل نداشتم که به صورت حرفهاي وارد اين کار شود اما هرچه فکر کردم، ديدم با اين طرز فکر دارم جلوي علاقه و رشد شهرام را ميگيرم. وقتي اينقدر در اين زمينه استعداد دارد به خودم اجازه ندادم که اين حق را از او بگيرم؛ بنابراين يکسري قوانين بين خودمان گذاشتيم که تا وقتي طبق اين قوانين پيش برويم مشکلي پيش نخواهد آمد. اين قوانين راجع به رفتوآمدها، ساعتهاي کار و… که به صورت توافقي بود و قسمت عمدهاي از مشکلات ما را حل کرده است.
شک از کجا شروع ميشود؟
شهرام شکوهي: راستش را بخواهيد من تا به حال به شک کردن فکر نکردم و کلا آدمي هستم که اعتماد کردن را دوست دارم و به نظرم هيچکس دزد نيست مگر اينکه خلافش ثابت شود و خودم هم به دنبال اين نميروم که خلافش به من ثابت شود. هرچند بارها پيش آمده که اشخاصي بودهاند که از اعتماد من سوءاستفاده کنند. در چنين شرايطي تنها کاري که ميکنم اين است که آن شخص را به طور کامل کنار ميگذارم و ارتباطم را با او محدود ميکنم. به نظر من اصلا آدم بد وجود ندارد؛ حتي کساني که همه ميگويند آدم بدي هستند، باز هم ميتواني در آنها جنبههاي مثبت پيدا کني چون ذات همه آدمها خوب است و همه ذاتشان را از خداوند گرفتهاند؛ بنابراين به نظرم آدم بدذات وجود ندارد و شرايط محيط و تربيت خانوادگي است که روي آدم تاثير ميگذارد.
هرکسي را بهر کاري ساختند!
شهرام شکوهي: اعتقاد دارم که هرکسي براي کاري به دنيا ميآيد. من قبل از موسيقي خيلي چيزها و کارها را امتحان کردم؛ هرچند که در آن زمان هم موسيقي را به صورت تفريحي دنبال ميکردم اما هيچکدام از آن کارها براي من ساخته نشده بود و اين کار خوشبختانه تاثير بدي روي زندگي خصوصي من نداشته است؛ به خصوص اينکه در حال حاضر خيليها من را به قيافه نميشناسند.
زندگي مجردي آرامش ندارد!
شهرام شکوهي: هرکسي در مرحلهاي در زندگي نياز پيدا ميکند که ازدواج کند ولي خب، بعضي از تبعات قبل از شهرت باعث ميشود از ازدواج کردن فاصله بگيريد يا گاهي آنقدر مشکلاتتان زياد ميشود که باعث ميشود تصميم بگيريد آدم ديگري را درگير مشکلاتتان نکنيد. در کار ما بحث آرامش خيلي مهم است و بايد آرامش فکري داشته باشي تا بتواني روي کارت تمرکز کني و کار خوبي ارائه دهي. معمولا زندگيهاي مجردي فاقد اين آرامش است. اثر يک هنرمند درحقيقت آينهاي از زندگي و محيط اطراف و خانواده اوست؛ بنابراين اگر يک اثر هنري خوب و دلنشين است، مطمئن باشيد از محيط شکل گرفته که آن هم خوب و دلنشين بوده و بالعکس اگر از يک زندگي پرتلاطم و پردردسر شکل گرفته بود مطمئنا اثر خوبي روي بيننده يا شنونده نميگذاشت.


