به گزارش آخرین، در ابرکوه همه او را به واسطه قد کوتاه و خدماتی که به مردم ارائه میدهد، میشناسند. مرد ۵۶ سالهای که همیشه در تلاش است تا شریک مراسمهای شادی یا عزاداری مردم باشد.

«حاجعلی اکرمی» مسئولیت تمیز کردن دو مسجد را در ابرکوه بر عهده دارد و قبل از برگزاری هر مراسمی همه میدانند که باید سراغ قدکوتاهترین مرد شهر بروند. «مردم اگر میخواهند مراسم جشن یا عزاداری در مسجد برپا کنند سراغ من میآیند، چون کلیدهای دو مسجد دست من است، به همین خاطر سعی میکنم همیشه مسجد را تمیز نگه دارم».
حتی رانندگان ماشینهای سنگین که دائم در سفر هستند حاجعلی را محرم خانه خود میدانند و از خریدهای مربوط به خانه گرفته تا انجام سفارشهای دیگر را با اطمینان کامل به حاجعلی میسپارند، یعنی یک ابرکوه است و یک حاجعلی. او وقتی خوشحال میشود که لبخند شادی را بر روی لبان همشهریهایش ببیند.

خدمترسانی با موتور سه چرخ
در ابرکوه حاجعلی صاحب یک مغازه خواربارفروشی است. جلوی مغازه پیرمردی عصا به دست ایستاده و حاجعلی برای اینکه کمی با پیرمرد برابری کند روی سکوی جلوی مغازهاش رفته است.
پیرمرد پدر حاجعلی است و ۹۵ سال سن دارد. خرج او و خانوادهاش را حاجعلی میدهد. این مرد کوتاه قد یک موتور سه چرخه دارد و با همین موتور خریدهای مردم را انجام میدهد.
خودش میگوید: «این موتور خیلی به کارم میآید. در مغازهام همه چیز دارم و وقتی اهالی با من تماس میگیرند و درخواست جنسهای مورد نظرشان را میکنند، من به سرعت موتور را روشن میکنم. از خواروبار فروشیمان وسایلی که اهالی نیاز دارند را بر میدارم، در موتور میگذارم و راهی خانههای آنها میشوم تا اجناس را تحویلشان بدهم».
حاجعلی برای جلب اطمینان و اعتماد اطرافیانش سختیهای بسیاری کشیده است. البته به غیر از این مرد کوتاه قد، خواهرانش هم مثل او هستند. «من سه خواهر دارم که یکی از آنها سالم است و هیچ مشکلی ندارد اما دو خواهر دیگرم مثل خودم هستند. آنها قدشان به یک متر و یک متر و ۱۰ سانتیمتر میرسد اما چیزی که بیشتر از قدشان آنها را آزار میدهد معلولیت است.
چراکه یک خواهرم یک پا ندارد و خواهر دیگرم هم دست و پاهایش انحراف دارند».
حتی خود حاجعلی هم دستهایش کمی انحراف دارند و غیرطبیعی هستند اما برای او، این قضیه مهم نیست و سعی میکند در هر شرایطی که باشد کارش را به درستی انجام بدهد.
ماحصل ازدواج فامیلی
یکی از سختترین دورانهای زندگی این مرد ۷۵ سانتیمتری باز میگردد به زمانی که او سن و سال زیادی نداشت و باید به مدرسه میرفت. «رفتن به مدرسه خیلی برایم سخت بود. چراکه همیشه مدیر یا معلمهایم، مرا پنج دقیقه زودتر به مدرسه میبردند تا هنگامی که زنگ میخورد در راهرو زیر دست و پای بچهها نمانم و صدمه نبینم».
حاجعلی دچار یک مشکل مادرزادی است. به گفته این مرد کوتاه قد، پدر و مادرش پسرعمو، دخترعمو بودند و ماحصل این ازدواج فامیلی باعث شد که آقای اکرمی و دو خواهرش تا به امروز با مشکل معلولیت و کوتاهی قد دست و پنجه نرم کنند. «پدر و مادرم قد و وضعیت جسمانیشان طبیعی است و مشکلی ندارند اما این قضیه در مورد ما صدق نکرد و من از چهارسالگی به بعد دیگر هیچ وقت رشد نکردم». به گفته حاجعلی یک غده در کمر و ناحیه ستون فقراتش وجود دارد که عمل هم روی آن تاثیری ندارد. «به نظر دکترها وجود همین غده در بدن من و خواهرانم، باعث شده که ما دست و پاهایمان کج باشد و دچار انحراف شود».

قد کوتاه و هزار و یک دردسر
دردسرهای کوتاهی قد همیشه با حاجعلی همراه است. او گاهی اوقات برای دادن جنس به مشتریهایش از خود آنها هم کمک میگیرد. «اگر جنسی دم دستم نباشد یا در قفسههای بالا باشد و من دستم به آنها نرسد، از مشتری عذرخواهی میکنم و به او میگویم خودش هر چه را که میخواهد بردارد».
البته مشتریان آقای اکرمی هم از وضع و حال او باخبرند و همیشه سعی میکنند در انجام کارها به او کمک کنند. «من حتی یک بار برای زیارت به مشهد رفته بودم اما نمیتوانستم خودم به تنهایی داخل حرم بشوم چراکه امکان داشت زیر دست و پا بمانم، خدا خیرش بدهد، یک آقایی مرا روی شانههایش بلند کرد تا بتوانم به راحتی زیارت کنم».
او گاهی وقتی میخواهد مسجد را برای برگزاری نماز یا جشن و عزاداری آماده کند کمی زودتر وارد مسجد میشود اما بزرگترین دردسر او روشن کردن پریز برق مسجد است. «من دستم به پریز نمیرسد به همین خاطر مجبورم گاهی یک کفش یا وسیلهای دیگر را به طرف پریز برق پرتاب کنم تا روشن شود. گرچه همیشه تیرم به هدف نمیخورد اما آنقدر این کار را تکرار میکنم تا بالاخره موفق میشوم برق را روشن کنم».
البته تصور نکنید حاجعلی به خاطر وضعیت جسمانیای که دارد تا به حال ازدواج نکرده. «من با خانمی ازدواج کردم که ناشنواست و توانایی صحبت کردن ندارد، البته ایشان چند سالی هست که به خاطر مشکلاتی که دارد، بیناییاش را هم از دست داده» اما حاجعلی از این ازدواج صاحب دختری طبیعی و سالم شده که الان ازدواج کرده و حالا حاجعلی دو نوه دارد که عاشق آنهاست.
منبع: همشهری سرنخ


