آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

آخرین اخبار سایت

تاریخ انتشار: یکشنبه, 21 ارديبهشت 1392 ساعت 05:22

مصرف‌گرایی در جامعه‌ی ایران از چه زمانی تشدید شد؟

آنچه در این نوشتار بدان می‌پردازیم بررسی سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی و به طور کلی، عملکرد دولت سازندگی است که سبب شد تا فضای عمومی کشور به سمت ارزش‌ شدن ثروت و گسترش مادی‌گرایی و زندگی اشرافی و تجملاتی سوق یابد.

به گزارش  تسنیم،‌یکی از مسائلی که همواره دغدغه‌ی همه‌ی مردم متدین و مسلمان ایران و نیز رهبری معظم انقلاب اسلامی بوده این است که چطور شد بعد از گذشت هشت سال دفاع مقدس، که به تعبیر رهبری عزیز انقلاب، ارزشمندترین گنجینه‌ی معنوی تاریخ ایران به شمار می‌رود، روحیات و جهت‌گیری‌ها و فضای رفتاری حاکم بر جامعه به سمت مادی‌گرایی سوق پیدا کرد. این مادی‌گرایی در مقابل فضای معنوی جبهه‌های حق علیه باطل و نیز نمونه‌های فراوان فداکاری و ازخودگذشتگی در پشت جبهه‌ها، پدیده‌ای بسیار نامیمون و نامبارک به شمار می‌آید که تا هم‌اکنون نتوانسته‌ایم جامعه‌ی اسلامی خود را از لوث وجود آن پاک کنیم.


با بررسی شواهد مختلف و سیاست‌های مختلف اتخاذشده در حیطه‌ی اقتصاد، اجتماع و سیاست، به ویژه در زمان دولت آقای هاشمی رفسنجانی، شاید بتوان به گونه‌ای به چرایی این مسئله پاسخ داد. آنچه در این نوشتار بدان می‌پردازیم بررسی سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی و به طور کلی، عملکرد دولت سازندگی است که سبب شد تا فضای عمومی کشور به سمت ارزش‌ شدن ثروت و گسترش مادی‌گرایی و زندگی اشرافی و تجملاتی سوق یابد. برای درک هر چه بهتر شکاف بین رفتارهای مردم در دوران دفاع مقدس و رفتارهای آنان بعد از این دوران، ابتدا شواهد و نشانه‌هایی را ذکر می‌کنیم تا این سؤال کمی بارزتر و شکوفاتر شود.

مبارزان و مجاهدان انقلاب اسلامی و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس همیشه به دنبال ساده‌زیستی و ترک تجملات و تشریفات بودند. روحیه‌ی دستگیری از فقرا و مستضعفین، سر زدن به خانواده‌های شهدا و محرومین، مساوات با همسایگان و آشنایان، عدم استفاده از بیت‌المال و امکانات قانونی آن در جهت استفاده‌ی شخصی و حتی استفاده‌ی محتاطانه، دقیق و حداقلی از آن برای انجام امور مردمی توسط فرماندهان و سرداران، حذف تشریفات زائد اداری و دولتی و هم‌رنگی و هم‌شکلی با مردم و... همگی از جمله مواردی است که برای همه‌ی مردم ایران‌زمین آشنا و آشکار است.

نویسنده البته هیچ‌ گاه مدعی نیست که شرایط زندگی باید عیناً به سطح دوران هشت‌ساله‌ی دفاع مقدس بازگردد؛ چرا که حکم شرع و عقل نیز آن را نمی‌پسندد و همیشه رعایت شئونات و اقتضائات زمان و مکان در زندگی امری ضروری و مورد تأکید ائمه‌ی هدی (علیهم ‌السلام) است. اما آنچه باعث می‌شود همه‌ی انقلابیون مسلمان و مردم متدین ایران از آن شگفت‌زده و متأثر شوند، چرخش 180درجه‌ای مواضع و سیاست‌های مورد پیروی در دولت سازندگی است که تحت عنوان مانور تجمل توسط رئیس دولت، که خود یکی از عناصر و وزنه‌های نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود، صورت پذیرفته ‌است و به نظر می‌رسد به هیچ‌وجهی قابل توجیه و دفاع نیست. احیاناً هدف از بیان این نوع از زندگی، هدف مقدس استفاده از نعمت‌های الهی و بهره‌مندی حداکثری از آن بوده است؛ اما این نحوه‌ی بیان، به همراه سیاست‌های اتخاذی اقتصادی و اجتماعیِ حامی آن، با روح تأکیدات رهبری عزیز انقلاب که مکرراً بر استفاده‌ی حداکثری از فضای معنوی جبهه‌ها و عدم آلودگی به تشریفات و زوائد زندگانی و رذایل اخلاقی و رفتاری همچون مصرف‌گرایی، اسراف، تفاخر و تکاثر و... دلالت داشت، کاملاً ناسازگار و در نقطه‌ی مقابل آن است.

تناقض با بیانات رهبری

رهبری در آغاز سال 1372، یعنی آخرین سال برنامه‌ی پنج‌ساله‌ی اول توسعه، چنین می‌فرمایند: «آنچه که من به برنامه‌ریزان و مسئولین دولتى مؤکداً سفارش مى‌کنم، این است که در این برنامه توجه کنند که هدف اصلى، کمک به طبقات محروم جامعه باشد. این، چیزى است که ما را به عدالت اجتماعى نزدیک مى‌کند. هدف اصلى در کشور ما و در نظام جمهورى اسلامى، عبارت از تأمین عدالت است و رونق اقتصادى و تلاش سازندگى، مقدمه‌ى آن است. ما نمى‌خواهیم سازندگى کنیم که نتیجه‌ى این سازندگى یا نتیجه‌ى رونق اقتصادى، این باشد که عده‌اى از تمکن بیشترى برخوردار شوند و عده‌اى فقیرتر شوند. این، به هیچ‌وجه مورد رضاى الهى و رضاى اسلام و مورد قبول ما نیست. ما مى‌خواهیم سازندگى شود و کشور رونق اقتصادى و پیشرفت مادى پیدا کند و از لحاظ اقتصادى رشد کند تا بتواند به عدالت اجتماعى نزدیک شود و فقیر نداشته باشیم؛ تا دیگر، طبقات محروم در جامعه، احساس محرومیت نکنند و محروم نباشند؛ تا منطقه‌ى محروم در کشور نداشته باشیم و فاصله‌ى بین فقیر و غنى، روزبه‌روز کمتر شود. این، هدف اصلى است. باید این را در برنامه مورد نظر قرار دهند. این برنامه‌هاى پنج‌ساله، هر کدام رقم درشتى براى حرکت ملت و دولت به سمت اهداف انقلاب است. باید این جهت را، که جهت‌گیرى انقلابى است، با تأکید و اصرار هر چه تمام‌تر، در آن رعایت کنند و آن را حفظ نمایند.» (بیانات به مناسبت حلول سال شمسی 1372)

سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی و به طور کلی عملکرد دولت سازندگی است که سبب شد فضای عمومی کشور به سمت ارزش‌ شدن ثروت و گسترش مادی‌گرایی و زندگی اشرافی و تجملاتی سوق یابد.

در سال بعد، ایشان دو شاخص «وجدان کار» و «انضباط اجتماعی» را به عنوان شعار سال قرار می‌دهند و تأکید می‌کنند «هر کس هر تحلیلى داشته باشد، راه‌حل مشکلات، همین دو شاخص وجدان کار و انضباط اجتماعى است.» (بیانات به مناسبت حلول ماه شمسی 1373). در سال 1374 ایشان با محور قرار دادن شعار انضباط مالی و اقتصادی، هر گونه ریخت‌وپاش و اسراف را در امور شخصی و به ویژه در امور عمومی و اموال دولتی و بیت‌المال، تقبیح می‌کنند و صرف نیاز دانستن و دارا بودن را برای جواز صرف چنین مخارجی کافی نمی‌دانند (پیام نوروزی به مناسبت حلول سال جدید 1374).

در سال 1375 نیز توصیه‌ی ایشان در ابتدای سال، مبارزه با اسراف و زیاده‌روی و نابود کردن اموال عمومی و شخصی است؛ به طوری که ایشان، هم از منظر عقلانی و اداره‌ی کشور و هم از حیث شرعی و فقهی، به حرمت آن اشاره می‌نمایند. در سال بعد نیز ایشان از تمام مردم تقاضا می‌کنند که اسراف را کنار بگذارند. در سال 77 این روند ادامه داشت و مطالبه‌ی رهبری از دولت و مردم، صرفه‌جویی و قناعت بود. بنابراین با توجه به آنچه ذکر شد، مجموعه‌ی بیانات ایشان در ابتدای سال‌های ریاست آقای هاشمی، توصیه به رعایت حدود مصرف، به ویژه در مورد بیت‌المال بوده ‌است.

این نکته حائز اهمیت است که این اشارات و نام‌گذاری‌های ابتدای سال به هیچ عنوان اتفاقی نیست و قطعاً بخشی از آن‌ها ناظر به حوادث و رویدادهای ملی و شرایط خاص بین‌المللی، بخشی دیگر ناظر به مقتضیات تقویم ملی و تقارن با مناسبت‌های خاص و بخشی نیز ناشی از عملکرد دولت‌ها و بالتبع آحاد جامعه است.

پیامدهای سیاست توسعه‌ی اقتصادی

سیاست «توسعه‌ی اقتصادی» که در این دوران ملاک عمل قرار گرفت و اقدامات همراه آن، موجب شد تا فقر به تهدیدی خطرناک برای نظام اجتماعی تبدیل شود؛ به این معنی که به تدریج داشتن سرمایه و ثروت به یک ارزش مثبت و فقر به یک ارزش منفی بدل شد و «دارندگی، برازندگی» را به همراه داشت و فقر و تنگدستی، موجب شرمندگی شد.[فقر به تنهایی نمی‌توانست موجبات ارزش ‌شدن ثروت را به بار آورد؛ بلکه با به تصویر کشیدن آرزوهای بلندپروازانه و زندگی‌های مرفهی در قالب برنامه‌های تلویزیونی و سایر رسانه‌های جمعی در مقابل فقر، دیگر فقر به پدیده‌ای غیرقابل تحمل تبدیل شد.

در واقع «اثر نمایش دوزنبری» در کشورهای اروپایی و آمریکایی که خود تولیدکننده و صادرکننده‌ی کالاهای لوکس و تجملاتی هستند، در هنگام افزایش درآمد، به خوبی عمل می‌کند و موجب ایجاد تقاضای مؤثر و رونق تولید چنین محصولاتی می‌شود؛ اما این اثر در کشورهای توسعه‌نیافته‌ای چون کشور ما، کاربردی متمایز دارد و بدون افزایش درآمد نیز عمل می‌کند. البته این موضوع شکلی مخرب دارد؛ به طوری که افراد کم‌درآمد و فقیر سعی می‌کنند با قرض و گاهی دزدی، ادای ثروتمندان را درآورند.

آنچه باعث می‌شود همه‌ی انقلابیون مسلمان و مردم متدین ایران از آن شگفت‌زده و متأثر شوند چرخش 180درجه‌ای مواضع و سیاست‌های مورد پیروی در دولت سازندگی است که تحت عنوان مانور تجمل توسط رئیس دولت، که خود یکی از عناصر و وزنه‌های نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود، صورت پذیرفته ‌است و به نظر می‌رسد به هیچ وجهی قابل توجیه و دفاع نیست.

واردات در بین سال‌های 1368 تا 1375 رشد بالایی داشته ‌است؛ هرچند که نسبت آن به کل تولید ناخالص داخلی ثابت مانده ‌است. همچنین در این سال‌ها با رشد کل بدهی‌های خارجی مواجه بوده‌ایم.در واقع سیاستِ درهای باز و آزادسازی تجاری، آن گاه نتیجه‌ی مثبت دارد که صادرات و واردات با هم متعادل و هماهنگ باشد؛ در صورتی که در دولت آقای هاشمی، میزان صادرات اعم از نفتی و غیرنفتی، به نسبت واردات، حجم اندکی از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده بود.

همچنین بخش قابل‌ توجهی از وام‌های خارجی صرف واردات بی‌رویه‌ی کالاهایی از قبیل انواع اتومبیل، لوازم یدکی آن‌ها، انواع شکلات، کالاهای لوکس و مصرفی و نیز بنای ساختمان‌های مدرن، شیک، گران‌قیمت شد.

آقای هاشمی رفسنجانی در مورد تدبیر دولت خود برای جلوگیری از مصرف‌گرایی، که توسط خبرنگاران از ایشان سؤال شده ‌بود، چنین گفت: «ما برنامه‌ی خاصی جز رسیدن به قیمت‌های متعادل نداریم و سیاست‌های ما حرکت به سوی توزیع عادلانه است و هدف برنامه، مبارزه با احتکار، دلالی، واسطه‌گری، قاچاق و ثروت‌های نامشروع است و به طرف اصلاح پیش می‌رویم.»

دولت سازندگی دوباره این مشکل ساختاری از طاغوت به‌ارث‌رسیده را جان دوباره‌ای بخشید که شاید انقلابی دیگر برای توقف و معالجه‌ی آن لازم و ضروری باشد.

آن‌چنان که از پاسخ رئیس‌جمهور وقت برمی‌آید، ایشان آن‌چنان دغدغه‌ای نسبت به پدیده‌ی شوم مصرف‌گرایی نداشته‌اند و تنها یک سری عوامل بازاری و قیمت‌های تعادلی را برای رفع آن مطرح کرده‌اند و گویا آن را اساساً مسئله‌ی مهمی نمی‌دانستند.

رفیع‌پور معتقد است توصیه به تغییر و اصلاح الگوی مصرف، در بین سال‌های 1367 تا 1375، به این دلیل عملی نشد و بلکه معکوس شد و سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی نظام به سمت نیازآفرینی و عملکرد مسئولین نظام در جهت استفاده‌ از کالاهای لوکس و تجملاتی و غیرضروری همچون ساختمان‌های مجلل، اتومبیل‌های لوکس، مبلمان اداری گران‌قیمت و... قرار داشت.

به طور مشخص می‌توان گفت دقیقاً همین فرآیند برای بروز پدیده‌ی مصرف‌گرایی در جامعه‌ی ما رخ داده ‌است؛ چرا که مادی‌گرایی و مصرف‌گرایی ارتباط شدید و تنگاتنگی با هم دارند و چه بسا بتوان این دو را تقریباً مترادف هم ذکر کرد. با توجه به موارد فوق، می‌توان گفت در این دوره، مجدداً مصرف‌گرایی در ایران شدت گرفت. بنابراین می‌توان این دوره را دوره‌ی «احیاء و تقویت» مصرف‌گرایی در ایران به حساب آورد؛ دقیقاً بر خلاف آنچه در دوران دفاع مقدس، مقابله با مصرف‌گرایی و تجمل‌پرستی مطرح می‌شد.

در واقع پدیده‌ی جنگ و هشت سال دفاع مقدس، از این حیث یک پدیده‌ی مبارک برای جامعه‌ی اسلامی ایران بود که مخالف هر گونه اسراف و تشریفات زائد و ریخت‌وپاش بود؛ به ویژه آنکه با ظرفیت معنوی فوق‌العاده‌ی خود، تا حد زیادی در عمق و گستره‌ی وسیعی از رفتارهای مردم تأثیر گذاشته‌ بود؛ اما دولت سازندگی دوباره این مشکل ساختاری از طاغوت به‌ارث‌رسیده را جان دوباره‌ای بخشید که شاید انقلابی دیگر برای توقف و معالجه‌ی آن لازم و ضروری باشد.

702 نمایش

نظر دادن