یکی از مراحل حساس زندگی هر فردی انتخاب شریک زندگی است، چرا که انتخاب اشتباه در ازدواج می تواند سرنوشت دنیا و حتی آخرت هر فردی را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین هر شخصی باید اصول و معیارهای مطمئنی برای انتخاب همسر داشته باشد. البته بدون توجه به شرایط خاص هر فرد می توان برخی معیارها را به طور کلی در نظر گرفت.
خوش قولی
در مورد انتخاب همسر آینده خود باید به قول و قرارش بيش از اندازه توجه كنيم و در آنها دقيق شويم. مثلا وقتي قرار است به ما تلفن بزند آيا سر ساعت اين كار را مي كند يا چند ساعت ما را پاي تلفن به انتظار مي نشاند؟ ودر ملاقات هاي حضوري آيا هميشه تاخير دارد و ما را در كنار خيابان منتظر مي گذارد؟ و اگر قرار ملاقاتي با او داشتيم و احيانا كارش طوري شد كه ديرتر به ما برسد آيا تلفني تاخير خود را به ما اطلاع مي دهد، يا بي اهميت رفتار مي كند.
صداقت
آيا صادق هست؟ سعي كنيم در گفته هايش كمال دقت را داشته باشيم تا دريابيم كه آيا حاضر است با دروغ گفتن كارش را پيش ببرد يا نه؟ از او سوالي بكنيم و يك راهنمايي بخواهيم تا او را بر سر دو راهي قرار دهيم؛ يعني طوري برايش وانمود نماييم كه اگر دروغ بگوييم از آن مخمصه نجات پيدا مي كنيم، ولي اگر حقيقت را به طرف مقابلتان بگوييم به ضررمان تمام مي شود. اگر خواستگارمان به ما دروغ گفتن و راه نجات پيدا كردن را توصيه كرد بدانيم كه او هم در مواقع بحراني ،دروغ گفتن را انتخاب خواهد كرد.
استقلال داشتن
از استقلال مالي اش بپرسيم كه چگونه است؛ يعني آيا روي پاي خودش ايستاده يا در محاسباتش روي پدرخودش و پدر ما يا به طور كلي روي ديگران حساب باز كرده است؟ در دوره دانشجويي و تحصيلش كار كرده، يا اينكه هميشه از طرف والدين يا منبع ديگري تامين مي شده است؟ آيا سابقه داشته كه با تدريس خصوصي يا كارهاي ديگري بخشي از نيازهايش را رفع كرده باشد؟ قبل از اينكه كار اصلي اش را شروع كرده باشد پيش كسي كار كرده يا نه؟ در تابستانها چه كار كرده و اوقات خود را چگونه مي گذرانده است؟ ولخرج است يا عقل معاش دارد؟ براي جلب توجه شما خارج از اندازه خرج مي كند؟ يا به اين قبيل خودنماييها توجهي ندارد.
مسئوليت پذیری
احساساتش را نسبت به دوستانش، فاميل و آشنايانش از وي بپرسيد و ببينيد با چند نفر دوست است. آيا دوستان قديمي فداكار و صميمي دارد يا هر كدام را به نوعي از دست داده است. سعي كنيم اگر توانستيم با دوستانش بيشتر آشنا شويم مثلا بدانيم زود آشناست يا ديرجوش است؛ زود از همه كس كناره گيري مي كند يا در دوستي ثابت قدم و پابرجاست. اگر دوستانش به او احتياج پيدا كنند،به شرطي كه انجام آن كمك برايش مقدور باشد، آيا به آنها كمك مي كند، يا حاضر نيست براي كساني كه به او خيري رسانده اند قدمي بردارد.
اهداف زندگی
مي خواهد چه كاره شود؟ اگر شغلي دارد تا كجا مي خواهد پيش برود؟ براي رسيدن به هدفش بيشتر روي خودش حساب باز مي كند يا روي كمك ديگران؟ موفقيت را ناشي از كار و تلاش مي داند يا اعتقاد دارد كه هركس به جايي رسيده با نفوذ ديگران بوده است. براي نيل به اهداف خويش، اهل شور و مشورت است، يا يكدنده و لجباز؛ اساسا براي رسيدن به اهدافش طرح و نقشه دارد كه نيازي به اين كارها نيست.
اخلاق
آيا براي ثابت كردن نقطه نظراتش به خشونت متوسل مي شود؟ آيا دست بزن دارد تا به حال براي شما تعريف كرده كه فلاني را تنبيه كردم كه ديگر نتوانست سرش را پيش كسي بلند كند؟ ناسزاگوست يا عفت كلام دارد؟ در موقع رانندگي زياد بوق مي زند و شتاب دارد يا به آرامي و متانت رانندگي مي كند؟ وقتي با كسي طرف صحبت مي شود، اهل مباحثه و منطق است يا اگر پيش بيايد جار و جنجال راه مي اندازد؟
ايمان
در سال هاي اخير متاسفانه نوعي ژست روشنفكرمابانه در ميان جوانان رايج شده است كه مي گويند ما اصلا اعتقادات مذهبي نداريم؛ يا خيلي كم گرايش مذهبي داريم. اينها خيال مي كنند كه اگر خود را چنين وانمود كنند، روشنفكر معرفي مي شوند يا مثلا طرز تفكر آنان را مثل غربي ها مي پندارند. در حالی كه بايد به آنان گفت اولا روشنفكران، غالبا از ايماني بسيار قوي بر خوردارند و اتفاقا بيشتر از هر كسي قادرند نقش مذهب را در بهبود جامعه تعريف كنند. ثانيا، تاكسي ميان غربي ها زندگي نكرده باشد حق ندارد از ظاهر آنان و يا بعضي از رفتارهايشان به اين قضاوت برسد كه آنان اصلا مذهب ندارند. آدمي كه مومن و پايبند و معتقد به هيچ اصولي نيست به درد همسري نمي خورد و معمولا زوج خوبي براي همسرش نخواهد شد.


