https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: یکشنبه, 11 مهر 1405 ساعت 10:02

بروز ارجمند چطور به بوقچی رضا پهلوی تبدیل شد؟

برزو ارجمند، بازیگری که بیش از دو دهه در سریال‌ها و تولیدات تلویزیونی ایران به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شد، پس از مهاجرت از ایران و فاصله گرفتن از عرصه رسمی هنر، به فعالیت‌های سیاسی و حمایت از جریان سلطنت‌طلب روی آورد؛ مسیری که به گفته خودش، در کنار دوری از کار حرفه‌ای، خسارت‌های مالی و شخصی قابل توجهی برای او به همراه داشته است.

به گزارش آخرین نیوز، برزو ارجمند، فرزند مرحوم انوشیروان ارجمند و برادرزاده داریوش ارجمند، از همان ابتدای ورود به عرصه هنر، مسیری هموارتر از بسیاری از هم‌نسلان خود داشت. او در سال ۱۳۷۳ با سریال «زیر چتر خورشید» به کارگردانی بهمن زرین‌پور کار خود را در تلویزیون آغاز کرد و به تدریج به یکی از چهره‌های ثابت قاب صدا و سیما تبدیل شد؛ اما آنچه مسیر حرفه‌ای او را از دیگران متمایز کرد، اعتماد بی‌دریغ سازمان صدا و سیما و تهیه‌کنندگان دولتی به او بود که در طول بیش از دو دهه، او را در ده‌ها پروژه تلویزیونی به کار گرفتند.

ارجمند در کارنامه هنری خود در حدود ۱۵ فیلم سینمایی و بیش از ۴۰ سریال تلویزیونی و ۳ سریال نمایش خانگی حضور یافت. او با بازی در سریال‌های پرمخاطبی چون «شب‌های برره» به کارگردانی مهران مدیری، «بچه مهندس» در نقش قدرت جعفری، «تنهایی لیلا» در نقش لطیف، «سر دلبران» در نقش روحانی و همچنین «زیر آسمان شهر»، «گشت ویژه»، «شوخی کردم» و «نردبام آسمان» به یکی از بازیگران شناخته ‌شده و محبوب تلویزیون تبدیل شد. برای بازی در سریال‌های «مشق عشق» و «یک وجب خاک» نیز جایزه بهترین بازیگری را از شبکه‌های جام جم و سه دریافت کرد. ارجمند خود در گفت‌وگویی گفته کرده بود: «من در یک بازه زمانی از بازی در سریال‌ها و همکاری با سازمان صدا و سیما لذت بردم». این اعتراف، خود گویای عمق وابستگی حرفه‌ای او به نظام هنری کشور است؛ کشوری که او را از گمنامی به شهرت رساند و در تمام این سال‌ها با سفارش‌های پیاپی، سفره او را رنگین نگه داشت.

اما ارجمند در بزنگاه تاریخی، مسیری را انتخاب کرد که نه تنها با کارنامه هنری‌اش در تضاد کا‌مل بود، بلکه خیانتی آشکار به مردمی بود که او را ساخته بودند. او در دوران کرونا از ایران خارج شد و در سال ۲۰۱۵ گرین‌کارت آمریکا دریافت کرده بود، اما به گفته خودش قصد داشت سالی شش هفت ماه در ایران کار کند و بخشی از سال را در آمریکا بگذراند؛ اما پس از اعتراضات پاییز ۱۴۰۱، او تصمیم نهایی را گرفت و برای همیشه از ایران رفت. ارجمند در پادکستی گفت: «صادقانه دلم برای خیلی چیزها تنگ می‌شود، برای کارم، برای رفقایم، برای شمال، اما اینکه پشیمان باشم، نه پشیمان نیستم». این جمله، اوج تناقض یک هنرمند است که هم‌زمان از دل‌تنگی برای وطن می‌گوید و از خیانت خود ابراز پشیمانی نمی‌کند.

ارجمند پس از مهاجرت، به یکی از چهره‌های فعال حامی جریان سلطنت‌طلب تبدیل شد. او در تجمعات ضد ایرانی در خارج از کشور حضور یافت و در مقابل دوربین ایران اینترنشنال، از انتظار برای «آن وقت لعنتی» یعنی حمله نظامی آمریکا به ایران سخن گفت.

ارجمند همچنین همراه با احسان کرمی، تصاویری از اجرای سرود گروهک تروریستی مجاهدین خلق را منتشر کرد؛ اقدامی که به گفته منتقدان، «به وضوح نشان‌‌دهنده همراهی آنها با شریکان فارسی ‌زبان صدام است». این اقدامات در حالی صورت می‌گرفت که او سال‌ها از بودجه عمومی ایران و سفارش‌های صدا و سیما امرار معاش کرده بود.

اما سرنوشت ارجمند پس از خیانت، روایتی تلخ‌تر از آنچه تصور می‌کرد رقم خورد. او خود در اعترافی کم‌سابقه گفته است: «من بی‌معناترین آدم آمریکا هستم و همه درها به رویم بسته شد». او با بغض اعتراف کرد: «خیلی در محکمی را به روی خودم بستم و زندگی را به زن و بچه‌ام سخت کردم؛ از لحاظ مالی بسیار ضرر کردم». ارجمند که در ایران با یک امضا سر صحنه می‌رفت، حالا در آمریکا مجبور شده شغل‌هایی دور از حوزه هنری خود انتخاب کند. او برای تأمین هزینه‌های زندگی، به برگزاری رویدادهای «مافیا» روی آورده و در واکنش به اعتراض مخاطبان نسبت به افزایش ۱۰ دلاری قیمت بلیت، گفته است: «پیکار هزینه دارد!». این جمله، اوج انحطاط کسی است که روزگاری در قاب تلویزیون ایران برای میلیون‌ها نفر بازی می‌کرد و امروز برای تأمین اجاره‌ بهای خانه‌اش، بلیت بازی مافیا را گران می‌کند و از مخاطبانش همان مردمی که به آنها پشت کرد طلب پول می‌کند.

 

7 نمایش

نظر دادن