به گزارش خبرنگار خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا)، پیشنهاد واگذاری جنگلها به دامداران بخشی از راهکارهای چهارگانه اقتصادی رئیس جمهور بود که در صحن علنی مجلس ایراد شد که بهنظر میرسد یافتههای متخصصان و اصول فنی در علم جنگلداری را کم و بیش نادیده گرفته است.
با توجه به اینکه چرای پرشمار دام در تمامی عرصههای جنگلی بهعنوان یکی از مهمترین عوامل تخریب مورد تأیید و تأکید تمامی کارشناسان و متخصصان حوزه منابع طبیعی کشور بوده است و در سالیان اخیر اثرات نامطلوب ورود دامها به عرصههای طبیعی بخشی از اندک منابع زیستی را نیز دستخوش تغییر و تخریب کرده است پس واگذاری جنگلها در شرایط فعلی بحرانی حاکم بر رویشگاهها به دامداران چندان علمی و کارشناسی بهنظر نمیرسد.
کارشناس و فعال محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری در گفتگو با خبرنگار ایانا با بیان اینکه در حال حاضر، جنگلها تنها هفت درصد از مساحت کشور را به خود اختصاص دادهاند، گفت: سخنان اخیری که در مجلس مطرح شده است در واقع خط قرمزهایی است که بر اساس آن کاربری جنگلها را به سمت کاربری مرتعی و یا کشاورزی هدایت میکند که صرفنظر از ظرفیت محدود تولید جنگلهای کشور با استناد بر قوانین صیانت از عرصههای جنگلی در سالهای 1341 هرگونه واگذاری و یا تغییر کاربری جنگلها مطلقاً ممنوع و مغایر با قانون اساسی است.
کجراهه مدیریتی در طرحهای اشتغالزایی
هومان خاکپور با اشاره به عقبگردی مسئولان در ورود دامها به جنگلهای کشور افزود: خروج دامها یکی از موارد اجتنابناپذیر در صیانت از جنگلها بهشمار میرود که اظهارنظرها و ارائه طرحهای پیرامون چرای دام در عرصههای جنگلی با تمامی اصول علمی و همچنین فعالیتهای جنگل مغایرت دارد.
وی تصریح کرد: یکی از موضوعات روز پرداختی مسئولان در کشور مبحث اشتغالزایی است که بهدنبال نشست استانداران با رئیس جمهور و تشکیل کارگروه اشتغال در راستای استفاده از ظرفیتهای بخش کشاورزی در هر استان بهطور جد در حال پیگیری است، اما مشکل و ایراد اصلی این است که هر عرصهای برای نیل به مقاصد اقتصادی و یا طرحهای توسعهای مدنظر قرار گرفته میشود.
خاکپور ادامه داد: بهرهگیری سطحی و یا کیسی از عرصههای کشاورزی جای بحث بسیاری دارد، اما صرفنظر از آن، اگر در واگذاری عرصهها، منابع طبیعی رهاشده خارج از رویشگاههای جنگلی بهصورت دیمزارها که شیبی کمتر از 20 درصد و بیشتر بین 10 تا 12 درصد دارند، مورد توجه باشد در واقع گزینهای مثبتی است که علاوه بر تغییر کاربری در راستای تولید و اشتغالزایی افزایش سرانه فضای سبز را نیز را به همراه خواهد داشت.
این فعال محیط زیست تأکید کرد: اما اگر این فعالیت در زیرآشکوب جنگلها مدنظر باشد که در اثر فعالیتهای انسانی تخریب شدهاند تنها تیشهای بر تنه زخمخورده جنگلها خواهد بود.
خاکپور یادآور شد: طرح اینچنین پیشنهاداتی از نگاههای غیرفنی و غیرعلمی به جنگلها نشأت میگیرد که البته تمامی خط قرمزها را رد میکند.
وی اظهار داشت: سرانه جنگل در کشور یکهزار و ۷۰۰ مترمربع بوده، در حالی که استاندارد جهانی آن هشتهزار مترمربع است و دولت نیز در سند چشمانداز مکلف به افزایش سرانه جنگل و کاهش فاصله با استاندارد جهانی شده است، اما با این پیشنهاد نهتنها به سرانه جنگلهای کشور افزوده نمیشود، بلکه بخش گستردهای از آن نیز تخریب میشوند.
ایران سکوی نخست تخریب جنگلهای دنیا
کارشناس و فعال محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری با بیان اینکه سرانه جنگل هر شهروند ایرانی تنها یکچهارم متوسط جهانی است، گفت: با توجه به پایین بودن میزان سرانه هر فرد از جنگلها در کشور باید ضریب حفاظت از آنها چهاربرابر مردم سایر کشورها باشد در حالی که سرعت روند تخریب آنها روزبهروز بیشتر میشود.
خاکپور افزود: یافتههای تحقیقاتی و پژوهشی در حوزه جنگلهای کشور، جملگی حکایت از ایجاد تغییرات اساسی در وسعت و کیفیت تودههای جنگلی کشور در دهههای اخیر داشته که میتوان این تخریبها و تغییرات پسرونده را از پیامدهای اساسی افزایش جمعیت، نگاه معیشتی و بیتوجهی به ظرفیت محدود تولید این منابع جنگلی دانست که در حال حاضر چنین سرنوشت ناخوشایندی را بر این اندوختههای طبیعی ایرانیان حاکم کرده است.
وی تصریح کرد: میانگین راندمان آبیاری در بخش کشاورزی بهعنوان مهمترین و بزرگترین مصرفکننده آب کشور، هنوز حدود ۳۰ الی ۳۵ درصد بوده، در حالی که میانگین راندمان آبیاری منطقهای و جهانی حدود ۶۰ تا ۸۰ درصد است.
خاکپور ادامه داد: آیا بهتر نیست به جای آن که اولویت نخست مدیریت بخش کشاورزی کشور، گسترش افقی و تهیه زمین بیشتر برای این بخش و تغییر کاربری غیرعلمی جنگلها و مراتع باشد، نخست به فکر ارتقاء نرمافزاری بخش کشاورزی بوده و پس از آن که راندمان آبیاری، ضایعات کشاورزی و مصرف کود و سموم شیمیاییاش را به سطح استاندارهای جهانی رساند، آنگاه بهدنبال تغییر کاربری جنگلها برای دامداری و یا کشت دیم در زیرآشکوب آنها باشد؟
تأمین نهادههای دامها از بذر بلوط
این فعال محیط زیست تأکید کرد: گفته میشود در شرایطی که تأمین نهادههای دامی با مشکل روبهرو است، سالانه چندین تن بذر بلوط در پای درختان از بین میروند، درحالی که در حیات وحش نیز که بخشی از نیاز غذایی خود را از نیروی بلوط میگیرند، مشکل تأمین مواد غذایی و یا بر هم خوردن زیستگاه به وضوح دیده میشود.
وی یادآور شد: در این شرایط حتی سنجابها نیز که عاملی مهمی در احیاء زیستگاهها و رویشگاهها از جهت دفن بذر در زیر خاک هستند با مشکلات عمدهای روبهرو شدهاند که به همین دلیل در خطر انقراض نیز قرار دارند.
کارخانه فرآوری بذر بلوط به سبک چینی
خاکپور اظهار داشت: در چند سال گذشته قرار بود یک شرکت چینی کارخانهای را برای فرآوری بذر بلوط راهاندازی کند که با مخالفت شدید سازمان جنگلها روبهرو شد، چرا که ظرفیت جنگلهای کشور فقط جوابگوی زادآوری و تأمین نیاز حیات وحش است.
وی همچنین گفت: در سالهای اخیر نیز که با افزایش میزان تورم و همچنین حذف یارانه حاملهای انرژی فشار اقتصادی مضاعفی بر مردم تحمیل شد جوامع محلی به استفادههای متعدد از میوههای بلوط برای تهیه آرد نان و یا تولید زغالسنگ و زغالچوب روی آوردند که این به نوبه خود از زادآوری رویشگاههای بلوط میکاهد.
خاکپور با بیان اینکه استفاده از بذر بلوط برای تأمین نهادههای دامی غیرعلمی است، افزود: در چنین شرایطی که بلوطزارها با مشکلات زیادی از جهت ادامه حیات، زادآوری و همچنین احیاء موجه هستند، استفاده از آنها بهعنوان نهاده نیز جزء افزودن بر بار مشکلات رویشگاههای کشور چیزی به همراه نخواهد داشت.
چرای دام مهمترین عامل تخریب عرصههای جنگلی
این کارشناس محیط زیست تصریح کرد: از طرفی هم با استناد بر تمامی تحقیقات حوزه جنگلها تاکنون دامها بهعنوان جدیترین تهدید برای تخریب جنگلها شناخته شدهاند.
وی ادامه داد: از بین رفتن نهالها در اثر چرای دام، قطع درختان بهصورت سرشاخهبری و کمربری برای تهیه علوفه ازجمله نشانههای آشکار تخریب و جنگلزدایی بوده که ناشی از حضور مفرط دام در این عرصههای طبیعی است.
خاکپور تأکید کرد: دامهای روستاییان در تمام طول سال در عرصههای جنگلی حضور داشته و تنها در فصل زمستان در مدت کوتاهی وجود برف ممکن است مانع از حضور آنها در جنگلها شود و دامهای عشایری نیز زودتر از آغاز فصل چرا که حدوداً اوایل خرداد است، وارد رویشگاههای جنگلی شده و خیلی دیرتر و مدتی پس از پایان فصل چرا که اواخر شهریورماه است، از جنگل خارج میشوند.
وی یادآور شد: ظرفیت تولیدی پوشش گیاهی علفی کف جنگل بسیار محدود بوده و فقط میتواند علوفه مورد نیاز تعدادی اندک و معدود از دامهای دامداران جنگلنشین را تأمین کند، در حالیکه اضافه بر تألیف طولانیمدت، تعداد دام چراکننده در این جنگلها بسیار زیاد و چندین برابر ظرفیت تولید علوفه کف جنگل بوده و این علوفه تولیدی درصد ناچیزی از نیاز غذایی دامهای موجود در جنگل را تولید کرده، بنابراین بهناچار بخش اعظمیاز علوفه مورد نیاز این دامها از طریق چرای نهالها و یا بذر و برگ درختان و درختچهها تأمین میشود. ترکیب دام نیز که عموماً در روستاها از نوع بز است روند اثرگذاری این عامل تخریبی را تشدید میکند.
طرح صیانت از جنگلها در دستانداز حمایتهای سیاسی و اجتماعی
این فعال محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری اظهار داشت: طرح صیانت از جنگلها که از اوایل سال 82 اجرایی شد، 10 درصد از مساحت جنگلهای زاگرسی هریک از 11 استان زاگرسی کشور را شامل میشود که بهعنوان یک اصل علمی پذیرفتهشده بر خروج دامها از جنگلها تأکید دارد، اما در حال حاضر بخش زیادی از کارایی خود را از دست داده است.
خاکپور در ادامه گفت: یکی از مباحث مهم این طرح که موجب انسان محور شدن آن نیز شده بود توجه به خروج دامها از رویشگاههای جنگلی و همچنین توجه به بومیان منطقه بود که به خاطر عدم حمایتهای سیاسی و اجتماعی، عدم همکاریهای دستگاههای برونسازمانی و همچنین اختصاص نیافتن منابع مالی لازم از طرح صیانت حذف شد که شاید یکی از دلایلی هم که طرح نتوانست بهصورت فراگیر تأثیر لازم را داشته باشد همین حذف انسانمحور بودن آن باشد.
در همین رابطه رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی در واکنش به طرح پیشنهادی رئیس جمهور و با تأکید بر لزوم تغییر دیدگاهها در بخش کشاورزی گفته بود: باید نگاهمان را به بخش کشاورزی تغییر دهیم و آنگونه که به بخشهای دیگر نگاه میکنیم، به این بخش نگاه نکنیم؛ چرا که در بخش کشاورزی با موجودات زنده سر و کار داریم و نمیتوانیم به موجود زنده بگوییم که علوفه نداریم و یا بسیاری دیگر از اقلام مورد نیاز این بخش را نمیتوانیم تهیه کنیم؛ چرا که اگر بهموقع عوامل حیاتی این بخش به آن تزریق نشود حیاتش از بین میرود.
به گفته عباس رجایی، تمامی کارکردهای بخش کشاورزی به ملت برمیگردد و اگر خللی در این بخش ایجاد شود برای همه مردم ایران مشکلساز خواهد بود.
وی افزوده بود: بخش کشاورزی با توجه به ساختارش، اصلاً قادر نیست مسائل و هزینههایش را به سایر بخشها و اقشار جامعه انتقال دهد و باید بهگونهای در این بخش عمل شود که مسایل و مشکلات آن در درون خودش حل شود و این بخش درست برخلاف صنعت و خدمات بازرگانی است.
رجایی تصریح کرده بود: از رئیس جمهور انتظار داشتیم در یک سخنرانی رسمی دادههای تخصصی بیان کند، اما وی اینگونه عمل نکردند. بهعنوان مثال درباره موضوعی که مطرح کردند که جنگلها را به دامدارها واگذار کنیم تا از جنگل حفظ و حراست کنند که دامها از علوفه جنگل استفاده کنند باید بگویم کف جنگل اگر جنگل باشد علوفهای نمیروید، چرا که درختان بلند و تناوری هستند و آفتاب به کف جنگل نمیتابد که علوفه بروید.
نماینده مردم اراک و کمیجان در مجلس نهم با بیان اینکه از یک سو هشت میلیون تن گندم خریداری کردیم، اما گندم از روستایی خود نخریدیم و مجبور شدند گندمها را از مرزها بهصورت دیگری خارج کنند، یادآور شده بود: اصلاً مخالف هدفمندی در حوزه کشاورزی نیستیم، اما باید مدلش اصلاح شود؛ چرا که اکنون در وضعیت فعلی قیمت نهادههای کشاورزی آنقدر بالا رفته که حدود پنجبرابر افزایش قیمت در این اقلام داریم. کودها و سمهای شیمیایی همه افزایش قیمت زیادی داشته است، قیمت ماشینآلات کشاورزی حداقل دو برابر افزایش پیدا کرده است و هزینه تولید بخش کشاورزی پس از اجرای قانون هدفمندی یارانهها افزایش زیادی داشته است.
دامها روزانه 14 میلیون اصله درخت میخورند
رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست میگوید: "اکنون دامی که در جنگلهای ایران وجود دارد سهبرابر ظرفیت آن است و هر نهالی که از زمین سربلند میکند بهعلت وجود یک چهارپا اجازه رشد نمییابد."
به اعتقاد معاون رئیسجمهور، دوسوم دامهای درون جنگلها باید از جنگل بیرون رفته و تبدیل به دامداری صنعتی شوند که برنامهریزی وزارت کشاورزی را میطلبد.
رئیس انجمن جنگلبانی نیز ورود دام به جنگل را مهمترین عامل تخریب جنگلها میداند و میگوید: چنین اظهارنظرهایی برای ایران از نظر اکولوژیک بسیار خطرناک است و بهنظر نمیرسد حتی بیاطلاعترین افراد از منابع طبیعی با شنیدن چنین اظهاراتی برای چند ثانیه دچار شوک نشوند.
کیادلیری با بیان اینکه اکنون در تمام نقاط دنیا حتی کشورهایی که از نظر جنگل غنی هستند ورود دام به جنگل را مهمترین عامل تخریب معرفی میکنند، میافزاید: در ایران با توجه به وضع اکولوژیکی شکننده جنگلها مجوز ورود دام به جنگل فاجعه آفرین است.
به گفته این دانشآموخته جنگلداری، همچنین تاکنون تمام متولیان سازمان جنگلها و سازمان محیط زیست با توجه به آموزههای متخصصان و اساتید منابع طبیعی همواره سعی در تصویب قوانینی داشتهاند که فشار دام را از جنگلهای کشور که هماکنون نیز خارج از توان و ظرفیت این عرصهها است، کاهش دهند.
گفتنی است، جنگلهای کشور که تنها سطح محدودی را از کل مساحت کشور تشکیل میدهند، با هر تصمیمی هرچند غیرکارشناسانه، تاکنون دچار تخریب شدهاند که اختصاص رتبه نخست تخریب عرصههای جنگلی در دنیا تأییدی بر این مدعا است و حال طرح اینچنین پیشنهاداتی از سوی عالیترین مقام اجرایی کشور لرزه بر اندام جنگلهای کشور میاندازد./
خبرنگار: سهیلا گلیزاده


