آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

آخرین اخبار سایت

تاریخ انتشار: یکشنبه, 31 فروردين 1392 ساعت 18:51

عسل بديعی 14 سال پیش: آخرش به عاقبت نقشم در فيلم "بودن و نبودن" دچار می‌شوم

چهارده سال پيش به بهانه ي نمايش فيلم خوب بودن يا نبودن (کيانوش عياري) و بازي ماندگار زنده ياد عسل بديعي گفت و گويي با او داشتم . براي انجام اين گفت و گو با پوششي سراپا سفيد همراه پدرش به دفتر مجله آمد، و در طول گفت و گو آرامشي در چهره و نگاهش داشت که با خودم مي گفتم اين شمايل بيش تر مناسب بازي در نقش فرشته هاست...

 

کافه سينما: چهارده سال پيش به بهانه ي نمايش فيلم خوب بودن يا نبودن (کيانوش عياري) و بازي ماندگار زنده ياد عسل بديعي گفت و گويي با او داشتم . براي انجام اين گفت و گو با پوششي سراپا سفيد همراه پدرش به دفتر مجله آمد، و در طول گفت و گو آرامشي در چهره و نگاهش داشت که با خودم مي گفتم اين شمايل بيش تر مناسب بازي در نقش فرشته هاست... خبر ندارم که او در ادامه فعاليت هاي بازيگريش در نقش فرشته ظاهر شد يا نه، اما با مرگ ناگهاني و حرکت انساني و غافلگيرکننده اش که به نجات جان انسان هايي منتهي شد، فرشته وار پرواز کرد... بديعي در نخستين کار سينمايي اش با وجود بي تجربگي نقش دشوار يک بيمار قلبي بدحال را به خوبي بازي کرد آن هم در شرايطي که به دليل کمبود وقت، زحمت برخورد و آشنايي با اين گونه بيماران را نيز نداشت و جالب اين جا است که به توصيه عياري براي درک بيش تر شخصيت، نقش فردي را که قرار بوده عضوي اهدا کند را هم تمرين کرده بود! اين گفت وگو را با يادآوري دوست عزيزم، ميثم صبور، مدير هنردوست موسسه زبان تهران آکسفورد، باز خواني مي کنيم. متن اين گفتگو را کافه سينما به نقل از سينماي امروز؛ منتشر مي کند.

*از نقش تان، آنيک بگوييد.

از وقتي قرار شد نقش او را در بودن يا نبودن بازي کنم تا شروع فيلم برداري کم تر از يک ماه فرصت داشتم که در طول اين مدت بايد به درسم نيز مي رسيدم. از طرفي نخستين بار بود که جلوي دوربين مي رفتم و بايد خودم را براي يک واقعه ي تازه در زندگي ام آماده مي کردم. در اين راه، کمک هاي آقاي عياري که چندين سال در اين زمينه بررسي و مطالعه کرده بود، مهم ترين عامل بود. بيش تر وقت من صرف ارتباط با خانواده هاي ارمني و آشنايي با لهجه، برخورد و طرز معاشرت آن ها شد. فرصتي پيش نيامد تا با بيماران قلبي آشنا شوم. آقاي عياري بسياري از حالت ها و مشکلات اين بيماران را به من شناساند.

*چه گونه انتخاب شديد؟

يکي از دوستانم با دستيار کارگردان فيلم آشنايي داشت و از طريق ايشان مطلع شدم که آقاي عياري مشغول گرفتن تست بازيگري است. من هم که کنجکاو بودم بدانم يک بازيگر چه گونه براي نقشي انتخاب مي شود، رفتم و تست دادم و در کمال تعجب قبول هم شدم.

*يعني به بازيگري علاقه نداشتيد؟

چرا، خيلي دوست داشتم، ولي رؤياي بازيگري و شهرت نداشتم و واقعاً انگيزه ام براي تست دادن و اين حرف ها نبود، چون فکرش را هم نمي کردم که چنين اتفاقي در زندگي ام بيفتد. جذابيت بازيگري در اين است که انسان مي تواند ديگران را تجربه کند و شايد به همين دليل پس از بودن يا نبودن پيگيرش شدم.

*فکر مي کنيد اگر فرصت تماس با بيماران قلبي دست مي داد، موفق تر مي شديد؟

البته، ولي فرصت خيلي کم بود و بخشي از وقتم صرف تمرين با ساير بازيگران مي شد، چون آن ها با تجربه بودند و من بي تجربه. اول کار خيلي مي ترسيدم و فکر نمي کردم بتوانم از پس کار برآيم. ولي راهنمايي هاي آقاي عياري به دادم رسيد. او مي گفت خيلي سخت است که آدم زندگي اي را تجربه نکرده، بازي کند، اما هميشه احساس کن که قلبت بيمار است. يعني تلقين مي کرد و اين تلقين باعث مي شد آدم خودش را فراموش کند و موقع فيلم برداري، در قالب نقش فرو برود. جالب اين که گاهي، پس از پايان برداشت، واقعاً احساس تنگي نفس مي کردم؛ به خصوص در فصل پله ها که چندين بار تمرين مي کردم تا واقعاً حالت افسردگي و نفس تنگي بهم دست مي داد. حتي به آقاي عياري مي گفتم مي ترسم آخرش به سرنوشت آنيک دچار شوم! تازه آن موقع به شدت درگير امتحان ها بودم.

*درباره ي نقش و بازي تان نظري هم مي داديد؟

آقاي عياري از من خواست تا چندين بار فيلم نامه را بخوانم؛ يک بار خودم را جاي آنيک بگذارم، يک بار جاي خانواده ي معصومه - دختر ديگري که بيماري قلبي داشت - و يک بار هم جاي خانواده ي فردي که دچار مرگ مغزي شده، و نظرم را بگويم. به هرحال اين نگاره از ديدگاه هاي مختلف، خيلي مؤثر بود و در طول فيلم برداري، مي ديدم آن چه از آنيک فهميده ام، درست بوده است.

*از بازيگري در فيلم جديدتان، دست هاي آلوده (سيروس الوند) بگوييد.
تجربه ي خوب و در عين حال بسيار متفاوتي با فيلم اولم بود. نقش دختري مستقل به نام نسرين را بازي کردم که کار مي کند تا روي پاي خودش بايستد، ولي مسأله اي عاطفي برايش پيش مي آيد که او را دچار مشکلاتي مي کند.

*و کارهاي آينده تان...
متأسفانه در هر فيلمي که بازي مي کنم، کلي از درس هايم عقب مي افتم. فعلاً قصد دارم درسم را تمام کنم. البته باز هم معلوم نيست. چون درباره ي کاري صحبت شده اما هنوز قطعي نيست.

دوست داريد يک بازيگر حرفه اي شويد و اين مسير را ادامه دهيد يا يک کارشناس حرفه اي تغذيه؟

هر دو را دوست دارم. چون بازيگري به کار در زمينه ي تغذيه لطمه نمي زند و کاري نيست که هر روز درگيرش شوم. ولي دوست دارم بازيگري را ادامه دهم.

 

5905 نمایش

نظر دادن