شرق: مرد مستاجر که در دعوا بر سر تخلیه مغازه، مالک آن را به قتل رسانده بود پشت میز محاکمه قرار گرفت و مدعی شد با اینکه مرد جوان را کشته اما چون قصدش قتل نبوده بنابراین قاتل نیست. به گزارش خبرنگار ما، نماینده دادستان تهران در ابتدای این جلسه محاکمه در جایگاه حاضر شد و در توضیح کیفرخواست گفت: متهم که سعید نام دارد اردیبهشت سال 90 صاحب مغازهای را که قبلا در آن مستاجر بود، با ضرب چاقو به قتل رساند. متهم به دلیل کینهای که از مقتول (به نام محسن) داشت به مغازه او رفت و با وارد آوردن یک ضربه چاقو محسن را به قتل رساند و چند نفر دیگر را نیز زخمی کرد. بنابراین با توجه به مدارک موجود در پرونده درخواست صدور حکم قانونی را دارم. در ادامه پدر مقتول در جایگاه حاضر شد و گفت: از آنجایی که نوههایم درخواست صدور حکم قصاص کردهاند من هم درخواست قصاص دارم. پسرم مرد زحمتکشی بود و همه وقت خود را برای بچههایش میگذاشت. در ادامه دومین شاکی در جایگاه حاضر شد. او درباره روز حادثه گفت: من مقابل مغازهام ایستاده بودم که متوجه سروصدا شدم بیرون که آمدم دیدم محسن به خودرو تکیه داده و حالش خوب نیست، گفتم چه شد گفت سعید را بگیر من را با چاقو زده است. به سمت سعید رفتم که به من هم حمله کرد و ضربهای به دستم زد که حالا ناقص شده است. او چند نفر دیگر را هم زخمی کرد اما شکایتی نکردند بعد هم متهم توسط مردم دستگیر شد. ما بلافاصله محسن را به بیمارستان بردیم من هم آنجا بودم وقتی دستم را پانسمان کردند متوجه شدم محسن در بیمارستان جان داده است. من هم از سعید شکایت و درخواست دیه دارم.
در ادامه سعید در جایگاه حاضر شد، وقتی قاضی به سوابق او اشاره کرد، گفت: من سابقهدار هستم اما این سابقه به دلیل درگیریای بود که با همسرم داشتم و بعد هم از او جدا شدم. پسرم را نیز به بهزیستی سپردم چون خودم توانایی نگهداری از او را ندارم. پسرم بزرگ شد اما او را از بهزیستی بیرون انداختند حالا هم کار میکند و هم درس میخواند و برای خودش زندگی درست کرده است. متهم در مورد قتل گفت: قبول دارم قتل کار من بود اما از عمد محسن را نزدم و نمیتوان گفت من قاتل هستم. مدتی بود با محسن درگیری داشتم. او از من خواسته بود مغازه را پس دهم. وضعیت بدی بود. نمیتوانستم در آن شرایط که کسادی اول سال بود جای دیگر مغازه پیدا کنم. اصرار کردم که بمانم اما او قبول نکرد. بالاخره قبول کردم مغازه را پس دهم. روز حادثه رفتم که لباسهایم را عوض کنم محسن هم آنجا بود عصبانی شد و من را از مغازه بیرون انداخت من هم ناراحت شدم و یک ضربه چاقو به او زدم. آنقدر عصبی بودم که نمیتوانستم خودم را کنترل کنم البته ضربه را برای کشتن او نزدم اما نمیدانم چرا کشته شد. متهم در مورد اختلافش با محسن گفت: او من را متهم به اعتیاد میکرد و میگفت تو در مغازه من بساط مصرف مواد به پا میکنی در حالیکه این ادعا درست نبود به او خبر دروغ داده بودند.
بنا بر این گزارش هیات قضات بعد از شنیدن دفاعیات متهم ختم جلسه را اعلام کردند و بهزودی حکم خود را صادر میکنند.


