اصلا شوخی نیست، اینکه با پسانداز 200میلیونتومانی، توان خرید یک آپارتمان 50متری در میانهها یا شرق و غرب پایتخت را نداشته باشی، شمال شهر که هیچ. اصلا شوخی نیست وقتی قیمت یک متر آپارتمان در محلههای مرکزی و غربی تهران نقش چندمیلیونی را در ذهنت ترسیم میکند و مجبور هستی رویای خانهدار شدن آن هم در محلهای که دسترسی بهتری به مرکز شهر یا محل کارت داشته باشد را فراموش کنی و به دنبال آن به جنوب پایتخت با تمامی ازدحام و شلوغیاش پناه ببری یا حاشیهنشینی را انتخاب کنی.
اگر این روزها به دنبال خرید خانه هستید، آن هم خانهای هر چقدر که امکانش هست، کوچکتر، تا با متراژ جیبتان همخوانی داشته باشد کاملا درک میکنید که صحبت از چه قیمتهایی است و چه صفرهایی که بیمحابا جلو اعداد نشستهاند تا گرانی مثالزدنی سرپناه را به نمایش بگذارند.
از غرب به مرکز و از مرکز به شرق پایتخت را میچرخم تا شاید خانهای به گفته یکی از مشاوران مسکن «اکازیون» پیدا کنم تا تعداد برگههای اسکناسی که برای خریدش لازم است با اسکناسهای حساب من بخواند و خانهدارم کند.
در جستوجوی محله به محله به دنبال خانه، به این نتیجه میرسم که تمامی صاحبخانهها در پایتخت بنگاهدار شدهاند و خودشان مشاور املاکاند. قیمتها به حدی سلیقهای است که هر بار در یک محلهای چند قیمت متفاوت را میشنوم یاد این ضربالمثل میافتم که «مالشه اختیارش رو داره». انگار قرار نیست هیچ چیز در این بازار که میگویند راکد است و خریداری ندارد، براساس نظم خاصی باشد و حداقل قیمتهایی نزدیک به هم به خریداران اندک بازار مسکن داده شود.
میتوان اختلاف قیمتهای حتی یکمیلیونی را در قیمت واحدهای مسکونی در یک محله با سال ساختی یکسان دید، اما تعجب نکرد، بازار سلیقهای است و دیگر مشاوران مسکن قیمتگذار خانهها نیستند، صاحبخانهها بنگاهدار شدهاند.
در جنتآباد شمالی، آپارتمانی 49متری و 12ساله 250میلیون تومان قیمت دارد. حسابی سرانگشتی میکنم و میبینم آپارتمان چندساله در این قسمت از شهر متری پنجمیلیون و 100هزار تومان است. یک محل آن طرفتر، به پونک میرسم. قیمتها فرق چندانی با جنتآباد ندارند، آپارتمانی چندساله در این محله تهران متری پنجمیلیون و 200 تا 400هزار تومان است.
در شهران کمی قیمتها تعدیل میشود اما از ارزانی خبری نیست. آپارتمان حداقل متری چهارمیلیون تومان است. یک آپارتمان 49متری هفتساله در این قسمت از شهر با قیمت 200میلیون تومان نشانم میدهند، طبقه چهارم، بدون آسانسور.
فردوس غرب، قیمتها تکانی میخورند و از قیمتهای متری چهارمیلیون تومان خبری نیست، آپارتمانها حداقل متری پنجمیلیونتومانی هستند و یک آپارتمان سهساله در این قسمت از شهر پنجمیلیون و 500 تا پنجمیلیون و 800هزار تومان قیمت دارد.
تیراژه یکی از نامآشناترین محلههایی شده که مشاوران املاک برای معرفی واحد مسکونی که میخواهند به متقاضی معرفی کنند آدرس میدهند. در این محدوده یک متر آپارتمان که مشاور املاک میگوید بازسازی شده اما اشاره مستقیمی به سال ساخت آن نمیکند متری چهارمیلیون و 500هزار تومان قیمت داده میشود.
در مرزداران نیز قیمتها حول هفتمیلیون تومان میچرخد و آپارتمان نوساز در این شهرک آرام پایتخت هفتمیلیون تومان قیمت دارد.
به گیشا که میرسی کمی حس خوب نزدیک بودن به مرکز شهر را با خود همراه میبینی و اما اصلا نمیتوانی به داشتن خانهای کوچک در این محله پایتخت حتی فکر کنی، به این فکر کنی که میتوانی از این محله با یک تاکسی به فاطمی و تخت طاووس برسی و چقدر به محل کارت اگر در مرکز شهر باشد نزدیکی. در گیشا یک متر آپارتمان از هفتمیلیون و 500 تا حتی 9میلیون تومان هم قیمت دارد. یعنی اگر خواهان یک آپارتمان 50متری در گیشا یا همان پل نصر باشی باید حداقل 375میلیون تومان پول داشته باشی.
در سعادتآباد نیز شرایط همین است. مشاور املاکی در گیشا وقتی با همکارش در مورد قیمت هر متر آپارتمان در خیابان صرافهای سعادتآباد صحبت میکرد توجهم را به خودش جلب کرد. میگفت:« کف قیمت هر متر آپارتمان در خیابان صرافها هشت میلیون و 600هزار تومان است.» این در حالی است که میگویند در سعادتآباد آپارتمان نوساز حتی متری 15میلیون تومان نیز به فروش رفته است و زمین در این منطقه متری 20میلیون تومان است. میگویند آپارتمانی 200متری در بلوار دریا سهمیلیارد و 200میلیون تومان قیمتگذاری شده است.
گشتن و پیدا نکردن کمی خستهام کرده است و ترجیح میدهم سراغ نیازمندیهای صبح تهران بروم و محلات دیگر را از طریق آگهیها پیگیری کنم تا در روزهای آینده باز هم بنگاه به بنگاه بگردم تا خانهای پیدا کنم. ارزانترین قیمتی که میبینم در خیابان شیخ مهدی نواب است، متری دومیلیون و 400هزار تومان.
خیابان جیحون و در بنبست، آپارتمانی به قیمت متری سهمیلیون و 300هزار تومان قیمت داده شده است و خیابان جمهوری جمالزاده شمالی نیز هر متر آپارتمان آن هم سه یا چهارساله متری چهارمیلیون و 300هزار تومان آگهی شده است.
در محله پاستور خیابان اردیبهشت یعنی محله ریاستجمهوری آپارتمانی 10ساله متری سهمیلیون و 600هزار تومان قیمت داده میشود. به نظر میرسد گرانیهای مسکن تا گوش ریاستجمهوری نیز رفته است.
خیابان نامجو یا همان گرگان سابق، قیمت آپارتمان با قیمتهای غرب پایتخت برابری میکند و متری چهارمیلیون و 500هزار تومان قیمت داده شده است. در محله پیروزی خیابان مقداد نیز قیمتها همین است، چهارمیلیون و 500هزار تومان.
یوسفآباد، بیستون، محلهای قدیمی با خانههایی نوساز و قدیمی در کنار هم، یک آپارتمان قدیمیساز در این محله متری چهارمیلیون و 100هزار تومان قیمت دارد و سیدخندان، خیابان دبستان هم آپارتمانی هفتساله متری چهارمیلیون و 500هزار تومان برای فروش گذاشته شده است.
چشمم به محلههای شمالیتر میافتد، نه از این باب که بخواهم در این محلهها به دنبال خانه باشم اما دلم میخواهد بدانم وقتی یک متر آپارتمان در محلههای مرکزیتر و غربی بیش از چهارمیلیون تومان قیمت دارد، قیمتها در شمال شهر روی چه پلهای ایستاده. دولت، متری هفتمیلیون و 500هزار تومان قیمت دارد و پاسداران متری هشتمیلیون تومان است.
آپارتمانی نوساز در فرشته متری 12میلیون و 500هزار تومان است و وقتی با قیمتی که در سعادتآباد شنیدهام مقایسه میکنم، قیمت کمی عجیب است اما به نظر میرسد ترافیک کلافهکننده شمال شهر کمی بر بازار این محلهها تاثیرگذار بوده و قیمتها در این محلهها نسبت به قیمت محلههای شمال غربی پایتخت همچون سعادتآباد کمتر است.
به نظر میرسد در روزهایی که خبرها از رکود در بازار مسکن به گوش میرسد و میگویند خریدار چندانی در بازار نیست و متقاضیان خرید خانه دست نگه داشتهاند تا شاید قیمتها به خاطر وعده ارزانی که مسئولان میدهند کمی آرامش یابد و کاهش پیدا کند، صفرها در بازار مسکن میرقصند و رویای خانهدار شدن را در جشن گرانی به رویایی دور از دسترس تبدیل کردهاند.
منبع: روزنامه بهار


