روزنامه بهار نوشت: «در اندیشه سرمایهداری و سلطهگری، کار و کارگر به مفهوم سازماندهی همه امور برای پرکردن جیبهای عدهای خاص است».
این جمله را محمود احمدینژاد در 11 اردیبهشت 1387 به کارگران گفته است.
یعنی همان قشری که این روزها در خود چمباتمه زده است و نمیداند چگونه باید با حداقل حقوق 487هزار تومانی سال 92 گرههای اقتصادی را باز کند.
البته حتما راهی برای باز کردن گرههای اقتصادی وجود دارد؛ چون در چند سال گذشته به هر جانکندنی بوده است کارگران توانستهاند روز را به شب و شب را به روز برسانند؛ منتها در این میان چرتکه دولتیهاست که چگونه با افزایش مشکلات اقتصادی فقط 487هزار تومان برای کارگران حقوق تعیین کردهاند.
یادمان نرفته که در اسفند سال 91 حداقل دستمزد کارگران پس از کلی جنجال و کشمکش حدود 97هزار و 425 تومان اضافه شد. این در حالی است که حقوق مدیران و افراد صاحب منصب 7 برابر حقوق کارگران است و حقوق آنها در اسفند 91 حداقل 682هزار تومان اضافه شد. بدون شک مدیران و صاحبمنصبان حق دارند حقوق زیادی داشته باشند؛ برای همین زیاد به سخن آقای احمدینژاد در ابتدای این نوشته توجه نکنید. سال 85 یعنی اولین سال ریاست اصولگرایان بر دولت در چنین روزی (21 فروردین 85) در حالی که قیمت هر دلار آمریکا حدود 900 تومان بود، حداقل دستمزد کارگران 150هزار تومان بود.
اما امروز یعنی بیست و یکم فروردین 1392، حقوق کارگران 487هزار و 125 تومان است در حالی که قیمت دلار نسبت به آن دوران 4 برابر شده و حدود سههزارو650 تومان معامله میشود. در مقابل این قشر، کارفرمایان و مدیران صاحبمنصب هم سال 85 حداقل حقوقشان یکمیلیون و 50هزار تومان بود ولی امروز حقوقشان 3میلیون و 409هزار تومان تعیین میشود!
در خلال این 8-7 سال حقوق کارگران حدود 167درصد افزایش یافته و حقوق کارفرمایان حدود 169درصد؛ ظاهرا وقتی اعداد را زیر و رو میکنی یا حقوق واقعی صاحب منصبان را برای مقایسههایی از این دست به حاشیه پس میزنی، تفاوت زیادی بین سطح افزایش حقوق کارگران و کارفرمایان وجود ندارد ولی معلوم نیست چرا دود اقتصاد بیشتر در چشم کارگران فرو میرود؟


