1- مسوولان ورزش بايد درخواستهاي IOC را بررسي و مشكل را حل كنند. در غير اين صورت اگر بخواهند فرسايشي كار كنند فعاليتشان هيچ خاصيتي نخواهد داشت و بيفايده است. با اين شرايط مشكلي حل نميشود. البته به قول معروف صلاح مملكت خويش خسروان دانند. كميته ملي المپيك بايد اراده كند و درخواستهاي IOC را صورت جلسه كند و ببيند كه چه كاري بايد انجام دهد. به نظر من ديدار با مسوولان IOC بيخاصيت است و هيچ فايدهيي ندارد. اگر مسوولان به دنبال حل مشكل هستند و قبول دارند كه عضو IOC هستند و ميخواهند كه كاروان ايران در بازيهاي المپيك حضور پيدا كند بايد از قوانين تبعيت و نظرات كميته بينالمللي المپيك را تامين كنند. من صراحتا ميگويم كه اگر اين روند را در پيش نگيريم مشكلات جديدتري هم ايجاد ميشود.2- اگر مجمع عمومي تشكيل ميشد يا هر گردهمايي ديگري با حضور مجمع برگزار شود، حتي در صورتي كه عكسي از آن مراسم بيرون بيايد، اين شائبه به وجود ميآيد كه ايران حرفهاي IOC را گوش نداده و سرخود كار ميكند. به نظر من كميته ملي المپيك براي اطلاع دادن به اعضاي مجمع بايد جلسات چند نفره با اعضا برگزار كند و از آنها راهكار بخواهد. البته اين هم كه فكر كنيم مشكل ايران با برگزاري جلسه حل ميشود درست نيست. كميته ملي المپيك بايد برود و كار را تمام كند.
3- هيچوقت IOC تا اين حد روي يك كشور حساس نشده است. گاهي مواقع بحث تعليق كشورها مطرح شده، ولي هيچ زماني IOC تا اين حد روي يك كشور حساسيت نداشته است. معتقدم كه هر چه بيشتر پافشاري كنيم حساسيت بيشتر ميشود. حل كردن مشكل ورزش ايران موضوعي ساده است. وقتي به راحتي ميتوان موضوع را حل كرد، چرا اينقدر كار را سخت ميكنيم. اگر IOC حس كند كه اساسنامه ايران در حال اصلاح است، رويهاش را تغيير ميدهد.
رييس اسبق كميته ملي المپيك


