
به گزارش آخرین نیوز به نقل از اعتماد، خيلي كم اتفاق ميافتد كه در فوتبال ايران مربي خارجي پس از عدم كسب نتايج موفق در يك تيم مانند پرسپوليس و اخراج، دوباره به ايران بازگردد و اينبار با تيم ديگري قهرماني را كسب كند. در كشور ايران فقط يك بار شانس موفقيت به مربي خارجي داده ميشود اما زلاتكو كرانچار با سايرين تفاوت داشت. او كرواسي را به جام جهاني برده بود و با مونته نگرو تا مراحل بالاي مقدماتي جام ملتهاي اروپا رسيده بود. در صحبتهايش كاملا درك ميشد كه دوست دارد به پرسپوليس بازگردد و از اين تيم به تيم ملي ايران برسد. در گرماگرم ليگ ايران با اين مربي كروات درباره فوتبال و مسائل پيش رو به صحبت نشستيم.
آقاي كرانچار چه شد بعد از اينكه فصل بدي را در ايران با پرسپوليس سپري كرديد دوباره به ايران بازگشتيد؟
اين سوالي است كه اكثر خبرگزاريها و روزنامهها در اين يك سال از من پرسيدهاند و من به نوبه خود پاسخ آنها را دادهام اما باز هم در اين گفتوگو جواب شما را ميدهم. اولا به گواه اكثر كارشناسان من دوره بدي را در پرسپوليس نداشتم و اگر به نتايج حاصله بعد از من توجه كنيد به اين امر پي خواهيد برد. پرسپوليس در آن زمان با تيم سپاهاني رقابت ميكرد كه در صدر جدول حضور داشت. پس از بازي مستقيمي كه ما با سپاهان در اصفهان داشتيم و بازي را واگذار كرديم، امور به سمتي رفت كه ما از هدفمان فاصله بگيريم و اين امر باعث شد بين شاخه اداري باشگاه و كادر فني تيم نوعي جدايي با تفاهم اتفاق بيفتد. البته من 15 روز مانده به شروع مسابقات تيم را تحويل گرفته بودم اما به هر حال جدايي، همراه با تفاهم و نكاتي مثبت بود زيرا براي من مراسم توديع گرفتند كه خيلي خوشايند بود و بيانگر رضايتشان از من بود. در كنفرانس خبري كه بعد آن برگزار شد من عنوان كردم كه نتوانستم موفقيت لازم را كسب كنم ولي مطمئنم كه يك روز دوباره به ايران بازخواهم گشت و اتفاق خوشايندي را براي فوتبال ايران به وجود خواهم آورد چون از حضورم در اين تيم رضايت كامل داشتم همهچيز حتي جو اين باشگاه برايم خوب بود با اينكه فشار خاصي به مربي در اين باشگاه تحميل ميشود.
اين فشار چگونه بود يا از سمت چه كسي بود؟
خب، ببينيد اين فشارها يك امر عادي است و نميتوان منكرش شد. پرسپوليس يك تيم بزرگ با هواداران بيشمار است نه فقط در ايران بلكه در سطح قاره آسيا قابل تمايز و توجه است. اين فشارها در اينگونه تيمها معمول و متداول است.
وچه شد كه برگشتيد؟
در كرواسي يك ضربالمثل داريم كه ميگويد وقتي از دري خارج شدي درب را كامل نبند بلكه روزنهيي را باز بگذار، شايد برگشتي. اين امر درباره من صدق كرد؛ زماني كه از سوي سپاهان براي كار دعوت شدم و اين تيم نياز به كمك داشت. مسوولان سپاهان نياز به يك نفر داشتند تا با سطح مديريتي كه دارند برايشان افتخار كسب كند.
حضور در پرسپوليس و سپاهان چه تفاوتي باهم دارد؟
من فكر ميكنم زماني به پرسپوليس پيوستم كه فشار بسيار شديدي روي اين تيم بود تا براي قهرماني آماده شوند. البته اين انتظار از هر دو تيم بزرگ ايران استقلال و پرسپوليس ميرود كه براي قهرماني آماده شوند و همين امر باعث ايجاد حساسيت در اين تيمها ميشود. شرايطي كه در آن بازه باعث ميشد حضور من حساس شود، استخدام من 15 روز قبل از شروع فصل بود. در اصل من بايد با بازيكناني كه سليقه فرد ديگري در جذبشان دخالت داشته، كار ميكردم و اين امر كار را بسيار سخت ميكرد. من در يك عمل انجام شده قرار گرفتم و بايد از اين عمل انجام شده بيشترين بازدهي را كسب ميكردم. شرايط كاري ما تا بازي با سپاهان بسيار خوب پيش ميرفت. ما در آن بازي حساس با يك بازيكن كمتر دو پنالتي گرفتيم كه هيچ كدام را نتوانستيم به گل تبديل كنيم و در حقيقت ما خودمان را از كورس رقابت حذف كرديم. من فكر ميكنم همه اين امور با تغيير در سطح مديريتي باشگاه همراه شد و يك نارضايتي به وجود آورد. دو ماه بعد از آمدن من مديريت باشگاه تغيير كرد و با آمدن آقاي كاشاني شرايط بسيار تغيير كرد و مسير براي من آنچنان باز شد كه بروم با آرامش كامل تيم را هدايت كنم. و زماني كه تيم را ترك كردم در رتبه سوم و نيم نهايي جام حذفي بوديم كه تيم با درايت علي دايي قهرمان جام حذفي شد. اما درباره سپاهان آنچه قابل ذكر و ممتاز است سازماندهي و تبلور بالاي مديريتي در اين تيم است كه آقاي ساكت توانسته بود يك سازمان كامل را تشكيل بدهد و بايد بگويم كه به همراه آقاي رحيمي و آقاي خوروش و عليالخصوص نفر اول و چهره ممتاز باشگاه آقاي سميعينژاد، مديريتي شكل گرفته كه باعث شده سطح بالايي از اصول ارگانيك و سيستماتيك، نه در سطح ايران بلكه در سطح فوتبال آسيا ارائه شود كه اگر آن ناداوري در حق تيم ما نميشد ما آن پتانسيل را داشتيم كه از مرحله يكچهارم جام باشگاههاي آسيا صعود كنيم و من با نظر شما درباره تلاش براي كسب موفقيت در آسيا موافقم.
ايران كشوري است كه در آن مديريت شخصي نيست و هر تيم چند صاحب و نفر اول دارد. شما كه در قلب اروپا كار كردهايد با اين موضوع چگونه كنار ميآييد؟
در مقايسه بين ايران و اروپا سازماندهي باشگاهها و اصول مديريتي از لحاظ خصوصيسازي تفاوتهاي بنيادين بسياري دارد. از حضور شركتهاي چند مليتي گرفته تا حضور سرمايهگذاران عربي كه اخيرا فوتبال اروپا را به دست گرفتهاند و تمام امور فوتبال حرفهيي، از جمله بازاريابي و اسپانسرينگ را وارد حيطه فوتبال ميكنند نبايد به آساني گذشت. اما بازوي اجرايي فقط در اختيار يك شخص است. پشت مديرعامل تيم، يك تيم كاملا متخصص با اولويت اقتصادي پنهان شده است. آنها به اين امر پي بردهاند كه نميتوان بدون اقتصاد پويا در فوتبال حرفي زد. تماشاگران را به ورزشگاهها ميكشانند و از طريق همين تماشاگران درآمدزايي ميكنند. حضور تماشاگر بارزترين خاصيت فوتبال اروپاست. كسي كه بليت ميخرد، پيراهن تيم را تهيه ميكند سهامدار باشگاه است و انگيزه را از روي سكو به بازيكنان و كادر فني تزريق ميكند. در ايران ما اين تماشاگر را داريم اما به دليل اينكه باشگاهها به طريق حرفهيي اداره نميشوند، مشكل درآمدزايي را هميشه داشتهايم. تيمهاي ايران چندين صاحبخانه دارند.
آيا حضور شما در پرسپوليس يا بعدتر در سپاهان مويد اين نكته بود كه شما به تيم ملي ايران برسيد و سكان هدايت اين تيم را بر عهده بگيريد؟
به طور قطع براي هركسي به هر نحوي رسيدن به نيمكت تيم بزرگي مانند ايران موفقيت بزرگي است. حال اين فرد ايراني باشد يا خارجي. فرقي نميكند اگر كه خارجي باشد موضوع به مراتب مهمتر است و اگر روزي اين سوال نسبت به شخص من مطرح شود بدون هيچ درنگي پاسخ مثبت خواهم داد و فورا اين تقاضاي همكاري را اجابت خواهم كرد. من در رابطه با هدايت تيمهاي ملي تجربه خوبي داشتم. كرواسي و مونته نگرو از تيمهايي بودند كه در سطح ملي در آنها فعاليت كردم و موفق بودم. ايران كشوري است كه بازيكنان فوقالعاده مستعدي دارد و از ليگ خوبي بهره ميبرد. به نظر من تيم ملي ايران با يك انتخاب و گزينش صحيح به راحتي به مرحله آخر صعود ميكند. ايران بايد آنقدر آماده باشد كه بدون حرف و حديث صعود كند و شانس اول صعود نام بگيرد.
حضور دورگهها را در تيم ملي ايران چگونه ميبينيد؟ بازيكناني كه از ابتدا در بافت حرفهيي فوتبال تربيت شدهاند مانند اشكان دژاگه و دانيال داوري؟
نميتوان موفقيتهاي تيم ملي را فقط به حضور اين افراد محدود كرد. به نظر من آنها در قالب تيم ملي موفق ظاهر شدند. بازي آنها در اروپا بايد باكيفيت باشد. در اصل وظيفه آنهاست كه با خودشان چيزي را از خارج بياورند. چون آنها آگاهند كه اصول و وظايف حرفهييگري خاص چيست و وقتي وارد تيم ميشوند بايد در همان سطح رفتار كنند و حتي همين رفتار را انتقال بدهند. حضور در تيم ملي فراتر از هر فرايي است. تيم ملي يك پرستشگاه است. اين يك وظيفه ديني و وجداني است. وظيفه ورزشي و روحاني و وطنپرستي اين دورگههاست كه هر بار مثبت فني كه در اروپا وجود دارد بدون هيچ كم و كاستي وارد تيم ملي و فوتبال ايران كنند و نهتنها بازيكنان بلكه مربيان خارجي هم در مقطعي هستند كه به نوعي اصالت فني به تيم ملي فوتبال تزريق كنند. به نظر من نياز نيست شما براي آينده تيم مليتان به خارج از كشور سفر كنيد كافي است چشمانتان را بهتر باز كنيد. مدارس فوتبال را دريابيد. مگر همين مدارس فوتبال فولاد و سپاهان نبود كه توانست چارچوب تيم ملي را بسازد. ببينيد سازندگي بهترين سرمايهگذاري در ورزش فوتبال است.
اگر بخواهيم از تيم ملي ايران يك ايراد بگيريم كه تاثيرگذار است و اگر حل شود تا حدودي به اهدافمان خواهيم رسيد آن ايراد يا كمبود چيست؟
شما بايد به شيوه و ارنج اصلي برسيد. فوتبال شما بسيار مستعد است و تا روزي كه به يك ثبات نرسيد مشكلات بر سر راه شما وجود خواهد داشت.
ما بعد از بازي با لبنان و برد پرگل چهره ديگري از تيم ملي ديديم، با اين حال به نظر شما تيم ملي ايران به جام جهاني صعود خواهد كرد؟
من ميخواهم درباره مقدماتي جام جهاني صحبت كنم. ما متاسفانه فرصت خوبي را در برابر لبنان از دست داديم كه به سختي قابل جبران است. چهار تيم هستند كه دارند ميجنگند ولي اگر دست از كارهاي عجيب و غريب برداريم ممكن است مستقيم يا در پلي آف به جام جهاني صعود كنيم.
منظورتان از كارهاي عجيب و غريب چيست؟
آزمايش كردن بازيكنان مختلف و عدم رسيدن به ثبات تيمي و بايد بگويم كه اين ارنج آخر بهترين حالت تيم ملي ايران بود.
به عنوان آخرين سوال ميخواهم از جدا شدن ناگهاني مرزبان برايمان بگوييد. شما در صحبتهاي قبل در جواب به اين پرسش جواب شفافي ندادهايد و من ميخواهم واقعيت را در اين باره بگوييد؟
من اين مشكل را نميتوانم بر زبان بياورم. ايشان وارد يك رابطه با اعضاي باشگاه شده بود كه در خاتمه باشگاه ايشان را اخراج كرد ؛ رابطهيي با بازيكنان برقرار كرده بود كه فراتر از حوزه كاري يك كمك مربي بود.
منظورتان دلالي است؟
نمي دانم اما شايد هم اين باشد. اما به نظر من از چارچوبش خارج شده بود.
يعني ممكن بود كه عليه شما كودتا كند؟
نه، ايشان به عنوان كمك من كه قبلتر هم با هم همكاري داشتيم طبيعتا داراي اختيارات خاصي از سمت من بود، مثل الان محمود كريمي، به طور كل من به تمام همكارانم اختيار مشاركت در امور تيم را ميدهم. منتها ايشان از آنجايي كه زبان فارسي را بلد بود. وارد روابط خصوصي با بازيكنان شده بود و اين كار باعث اختلال در روند نتيجهگيري تيم شده بود. اين رفتارها به خارج از محيط سبز زمين بازي كشيده شده بود. داخل زمين كاستي نداشت اما در خارج از زمين پيش فعالي داشت. در نهايت اين مديريت باشگاه بود كه به اين همكاري پايان داد نه من.


