به گزارش آخرین به نقل از روزنامه اعتماد، آرارات پانزده هزار تماشاگر ثابت داشت و بعد از دو تيم مطرح پايتخت به لحاظ تماشاگر سوم بود. بچههايي را كه واقعا از نوجوانيشان با آنها كار كردم از ليگ دو به ليگ يك آوردم. آخر كار هم ملوان را در دو بازي رفت و برگشت برديم و به ليگ برتر راه پيدا كرديم اما فوتبال حرفهيي شد و حرف پول به ميان آمد، بچههاي من يكي، يكي رفتند و آرارات محو شد
در آن روزگاري كه پول در فوتبال ما نقشي بيرنگ داشت و تنها عشق، تعصب و البته استعداد از فاكتورهاي تعيينكننده به حساب ميآمد فوتباليستهاي ما به لحاظ فرهنگي، شخصيتي و موقعيت اجتماعي بسيار فراتر از نسل امروزي بودند. در ميان فوتباليستها، قاضي، خلبان، دكتر و مهندس كم نداشتيم. با اين حال آن روزها القاب «آقا» و «خان» را مثل امروز چون نقل و نبات به هر كسي نسبت نميدادند. بيترديد يكي از بالياقتترين و مشهورترين «آقا»هاي فوتبال اين مرز و بوم حسنآقا حبيبي است؛ مردي كه توانست به بهرهگيري از تواناييهاي غني و شخصيتي خود، چه به عنوان بازيكن و چه به عنوان مربي به افتخارات فراواني دست يابد. او كاپيتان مقتدر تيمي بود كه توانست براي نخستين بار جام ملتهاي آسيا را براي ايران به ارمغان آورد (1968 تهران)؛ جامي كه سالهاست ديگر كسب آن بسان رويا ميماند.او در كسب قهرماني بازيهاي آسيايي 1974 تهران نيز نقشي ويژه داشت و آسيستان فرانك اوفارل بود. حسنآقا دو بار با پاس تهران به عنوان بازيكن – مربي قهرمان ليگ تختجمشيد شد و دو بار نيز عنوان مرد سال فوتبال ايران را از آن خود كرد. تيم ملي ايران در مسابقات مقدماتي فوتبال المپيك مسكو (1980) صعودي مقتدرانه را با حسن حبيبي تجربه كرد اما آن بازيها از سوي ايران با تحريم روبهرو شد. حرفهاي پير دير فوتبال ايران خواندني است.
حسنآقا، دوست داريد از زمين خاكي چهارصد دستگاه شروع كنيم؟
يعني از جايي شروع كنيم كه تمام شده است؟! البته خاطراتش هنوز هم برايم زيباست. يك زمين به قواره ذوزنقهيي شكل كه حتي دروازههايش روبهروي هم نبودند. اما اين زمين به واقع بازيكنساز بود. البته آن روزگار تمام زمينهاي خاكي بازيكن ميساختند و تحويل باشگاهها و تيم ملي ميدادند اما گمان كنم چهارصد دستگاه سرآمد تمام زمينهاي خاكي بود. من و برادرانم (منوچهر و گودرز) از همين زمين شروع كرديم. بازيكناني چون اصغر شرفي، جعفر كاشاني، فريبرز اسماعيلي، فرامرز ظلي، مهدي لواساني و بعدها ديگراني چون جواد ضراب، هادي نراقي، جهانگير فتاحي و ... همه از زمين چهارصد دستگاه شروع كردند و بعدا به تيمهاي مطرح باشگاهي و تيم ملي راه پيدا كردند.
يعني تمام سازندگي فوتبال ما در همين زمينهاي خاكي شكل ميگرفت؟
نه، اين بخشي از سازندگي بود. مربيان عاشق و پاكباختهيي داشتيم كه در يك گُله جا هم فوتباليست ميساختند. مسابقات آموزشگاهي رونق ويژهيي داشت. تيمهاي آموزشگاهي با تيمهاي باشگاهي هم مسابقه ميدادند و گاهي وقتها تيمهاي اسمي آن زمان را هم ميبردند. اما واقعيت اين است كه ما با كمترين امكانات بيشترين بازدهي را نصيب فوتبال ميكرديم. به واقع همه چيز عشق بود و تلاش و كار. پولي در كار نبود آن روزگار و ...
امروز چي...؟ نقش پول چيست؟
شرايط كاملا متفاوت شده است. پول بايد باشد و بازيكن بايد حقش را بگيرد اما ايراد كار اين است كه پول را بيحساب و كتاب خرج ميكنيم. هزينههايي كه ميكنيم هيچگونه بازگشتي ندارد. پولهايي از بيتالمال و جيب مردم هزينه ميكنيم كه حاصلش براي فوتبال و مردم هيچ است. آدم واقعا درميماند كه اين پولها براي سازندگي و پيشرفت فوتبال خرج ميشود يا اينكه «لفت و ليس» در كار است و يا زدوبند؟ بايد جلوي اين فسادهاي مالي گرفته شود.
خيلي آدمهاي سياسي و غيرسياسي كه بعضا هم آدمهاي موجهي هستند وارد اين فوتبال ميشوند اما خبري از پيشرفت فوتبال نيست. شما آيا فكر ميكنيد فوتبال بايد به دست آدمهاي اهل فوتبال اداره شود يا نه؟
من به شما يك چيزي بگويم، اينكه از قضا فوتبال ما در دو دوره يك بار قبل از انقلاب و يك بار هم بعد از انقلاب به دست آدمهاي غيرفوتبالي افتاد، البته منظورم روساي فدراسيون است، در هر دو دوره هم موفق بودهايم. اما قصه اين بود كه در اين دورهها روساي فدراسيون آمدند و بهترين مهرههاي فوتبالي را هم كه «كاربلد» بودند و هم دلسوز و از همه مهمتر اينكه از فوتبال طلبكار نبودند، دور خودشان جمع كردند. فوتبال ما موفق شد، چون رييس فدراسيونش مديري توانا بود و ميدانست كه چه ميكند. آدمهايي كه ظاهرا دلسوز هستند اما نه از مديريت چيزي ميدانند و نه كاربلدها را به خدمت ميگيرند و از اين فوتبال بيچاره طلبكار هم هستند ره به جايي نميبرند.
چه كساني از اين فوتبال طلبكار هستند؟
به اسم و رسم دوست ندارم از كسي نام ببرم اما من از 18 سالگي در اين فوتبال بودهام. جوان بودم كه آمدم تيم ملي و در 29 سالگي هم تيم ملي را رها كردم. خداحافظي كردم چون همان زمان هم با اصول خودم زندگي و ورزش ميكردم. 29 سالم بود كه براي تيم ملي ديگر بازي نكردم. خيلي هم سرحال و آماده بودم. بگذريم. اين آدمهايي كه امروز در مصدر كار هستند اكثرشان از نظر من صلاحيت حضور در فوتبال را ندارند. شايد جاي ديگري خدمت بزرگي هم كرده باشند اما جايگاهشان در اين فوتبال نيست. آمدهاند و طلبكار هم هستند، متاسفانه.
شما بعد از انقلاب هم در فوتبال حضور داشتيد، با تيم ملي، تيم اميد، تيمهاي باشگاهي و آن زمان اصلا پولي هم در بساط نبود. چگونه كار كرديد و با آدمهايي كه ميگوييد چگونه كنار آمديد؟
من در تمام زندگيام چه ورزشي و چه غيرورزشي اهل كنار آمدن نبودهام. من هميشه اهل اصول و احترام بودهام و تلاش بر اساس داشتههايم كردهام. اينكه ميگويم با كسي كنار نيامدهام، حرف از خودخواهي و منيت نيست اما من اهل «سازش» و بدهبستان نبوده و نيستم.
مگر از شما خواسته بودند با كسي يا گروهي سازش كنيد؟
نه، كسي هرگز جرات اين كار را نداشته و ندارد اما آدمهايي كه ميدانستند زير بار حرف زور نميروم در كارم كارشكني ميكردند. در دو مقطع مسابقات مقدماتي المپيك، يكي بارسلونا (1992) و ديگري آتلانتا (1996) ما با دست خالي، بدون پول، بدون امكانات اوليه، بدون حتي يك بازي تداركاتي ميتوانستيم صعود كنيم اما كاري كه با من و تيم اميد كردند بازگو كردني نيست. بعضي مسوولان بلندپايه فدراسيون كه به خيال خودشان ميخواستند مرا بزنند اينقدر درك نداشتند كه زدن من مهم نيست، به واقع خودشان را كه در راس فوتبال هم هستند ميزنند، فوتبال را هم ميزنند و نهايتا تيم ملي و يك ملت را ميزنند. دوست ندارم قصه را باز كنم. بماند... قصه تلخي است.
از قصههاي خوب بگوييد حسنآقا، مثلا آرارات يا هر چيزي كه براي شما خوشايند است.
من هميشه در هر جايي كه كار براساس سلسلهمراتب و اصول و واقعيات بوده موفق عمل كردهام و به همين دليل وجدانا هميشه راحت سر بر بالين ميگذارم. همين آرارات را كه شما ميگوييد با همت ارامنه و جديتي كه در كار خودم داشتم از دسته دوم به دسته اول آوردم. آرارات پانزده هزار تماشاگر ثابت داشت و بعد از دو تيم مطرح پايتخت به لحاظ تماشاگر سوم بود. بچههايي را كه واقعا از نوجوانيشان با آنها كار كردم از ليگ دو به ليگ يك آوردم. آخر كار هم ملوان را در دو بازي رفت و برگشت برديم و به ليگ برتر راه پيدا كرديم اما فوتبال حرفهيي شد و حرف پول به ميان آمد، بچههاي من يكي، يكي رفتند و آرارات محو شد. سامسون پطروسيان، ژورس غازاريان، ادموند اختر، سرژيك تيموريان، فرد ملكيان، ادموند بزيك و بعضي ديگر كه خاطرم نيست همه بچههاي من بودند. پول آمد به ميان و بچههاي آرارات هم رفتند و البته حق هم داشتند. آرارات نميتوانست آن پولها را پرداخت كند.
جالب است كه از بچههايتان حرف ميزنيد. بچههايتان در تيم اميد به كجا رفتند؟
باور كنيد از همان زماني كه در زمين خاكي چهارصد دستگاه كار ميكردم تا روزي كه ديگر از فوتبال بريدم (بنويسيد مرا فراري دادند) كارم بيثمر و بياثر نبوده است. از همان تيمهاي اميد كه من با كمترين امكانات ساختم و هزار و يك جور كارشكني هم ميكردند مرداني چون كريم باقري، خداداد عزيزي، مهدي مهدويكيا، افشين پيرواني، رضا شاهرودي، ادموند بزيك، نيما نكيسا و ... تا سطح تيم ملي بالا آمدند و البته ديگراني كه حالا به خاطر نميآورم.
باز هم حرفها و خاطرات خوب حسنآقا ...؟
چه حرف خوبي بزنم وقتي هيچ چيز خوب نيست. ما در همين فوتبال مهرههايي مثل علي دايي را كه اسطوره بوده و هست، سوزانديم. دايي بايد پلهپله بالا ميآمد تا در سطح فوتبال ما تبديل به يك مربي مطرح ميشد. خيلي راحت با بيخردي او را محو كرديم. ديگراني چون استيلي و پيرواني هم به گمانم ميتوانستند مربياني قابل و مطرح باشند كه در عين ناآگاهي آنها را هم از بين برديم. اين روزها هنر ما سوزاندن هنرمندان است. من از كجا و از چه كسي بگويم كه براي شما خوب باشد؟!
آينده فوتبال را چگونه ميبينيد؟
با شيوه موجود آينده خوبي را نميتوان متصور شد. آنچه را كه از گذشته كاشته بودند ما ظرف 20 سال خورديم و چيزي هم نكاشتهايم كه در آينده به كارمان بيايد. خيلي بد عمل ميكنيم و اصلا حاضر نيستيم از تجربيات تلخ گذشته درس بگيريم حتي از تجربه ديگران هم بهرهيي نميبريم و طبيعي است كه اينگونه، ره به جايي نميبريم. من واقعا متاسفم...
پربینندهترین اخبار
- سخنگوی وزارت کشور: از استیضاح استقبال میکنیم
- اولین فیلم از اعترافات جاسوس موساد که اعدام شد
- عکس| گریم حمید ابراهیمی در نقش یک پزشک اسیر
- تمهیدات ویژه پلیس راهور تهران برای بازگشایی مدارس
- بازگشت ۳.۵ میلیون اتباع افغانستان به کشورشان
- چرا بهنام تشکر «کارآگاه علوی» جدید شد؟
- انتخابات شوراها امسال برگزار میشود
- هشدار سازمان بازرسی به وزارت نیرو درباره احتمال بارشها
- فیلم| انتقاد مهران مدیری به بانکها در مرد ۳ هزار چهره
- صدور کیفرخواست برای عاملان ترور رهبر شهید و فرماندهان
آخرین اخبار سایت
- کارگران دهکهای یک تا چهار خانهدار میشوند
- وزیر کشور پاکستان وارد ایران شد
- کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
- سه روز عزای عمومی در قم درپی ارتحال آیتالله شبیریزنجانی
- ادای احترام پزشکیان به دانشآموزان شهید مدرسه میناب
- ستاد کل نیروهای مسلح: در برابر دشمن کوتاه نمیآییم
- یمنیها به مرزهای عربستان نزدیک میشوند
- سردار رادان: دشمن از خیال باطل خود پشیمان میشود
- خضریان: کشتیهای آمریکا در منطقه جای پهلوگیری ندارند
- کوثری: دشمن را وادار به خروج از منطقه میکنیم
- رویترز: تردد در تنگه هرمز بسیار کاهش یافت
- احتمال خاموشی در زمستان وجود دارد؟
- درآمد نفتی ایران به ۱۶ میلیارد دلار رسید
- ریزش متوسط ۲۰ درصدی قیمت موبایل
- سردار محبی: سپاه آماده یک جنگ طولانیمدت است


