سعيد فائقي، چهرهيي كه حدود 12 سال پيش و در زمان مديريت مصطفي هاشميطبا، رييس وقت سازمان تربيتبدني، نفر دوم مديريت ورزش كشور بود، حالا در شرايطي كه گذر زمان چهره او را پير كرده است همچنان با دقت مسائل ورزش را دنبال ميكند. ميگويد ورزش پديدهيي است كه انسان را عاشق خود ميكند و نميتواند آن را كنار بگذارد. او معتقد است براي پيشبرد بهتر ورزش بايد از همه تجارب مديران گذشته و بزرگان ورزش بهره برد و نميتوان با آزمايش و خطا ورزش را هدايت كرد، ضمن آنكه نبايد فريب نتايج جرقهيي را خورد و ورزش را بايد به اهلش سپرد. آنچه ميخوانيد ماحصل گفتوگوي دو ساعته اعتماد با معاون اسبق سازمان تربيتبدني است.

نظرتان درباره نتايج و عملكرد تيم ملي در مرحله مقدماتي جامجهاني 2014 برزيل چيست؟
نتايج تيم ملي خيلي ضعيف بوده است. متاسفانه تيم ملي نتوانست آن طور كه انتظار ميرفت نتيجه بگيرد. با اين حال هنوز زمان براي جبران مانده است.
ارزيابي شما از عملكرد كيروش چيست، آيا ايشان توانستهاند خواستههاي فوتبال ايران را برآورده كنند؟
به اعتقاد من هميشه مربي داخلي بهتر از مربي خارجي است، هميشه مربيان داخلي بهتر از مربيان خارجي نتيجه ميگيرند. مربيان خارجي با فرهنگ كشور ما آشنايي ندارند. از همه مهمتر اين است كه مربي خارجي تعصب ملي ندارند اما يك ايراني دلسوزانه براي كشورش كار ميكند. مربيان خارجي تنها به عنوان مشاور ميتوانند در ايران كار كنند. ما منتظر بوديم كه كيروش شيوهيي خاص داشته باشد كه مشكلي براي صعود به جام جهاني نداشته باشيم! فكر ميكنم ايشان شيوه خاصي ندارند؛ اگر شيوهيي داشتند تا به حال به اجرا ميگذاشتند.
اين روزها خيليها از عملكرد كفاشيان ناراضي هستند، نظر شما درباره عملكرد ايشان چيست؟
به نظرم كفاشيان يكي از مديران خوب ايران بود كه سابقه ورزش كردن و مديريت ورزشي را داشت اما آمدن ايشان به فوتبال ظلم بزرگي به دو و ميداني بود. بهتر بود كفاشيان تجربهاش را در همان دووميداني استفاده ميكرد و اجازه ميداد تا براي فوتبال آدم فوتبالي انتخاب شود. در حالي كه ما در ايران مدير خوب بسيار كم داريم؛ همان تعداد اندك مدير خوب را در جاهاي نامناسب استفاده ميكنيم كه باعث ميشود آنها نيز ناكارآمد شوند.
محافل ورزشي از استعفاي علي كفاشيان رييس فدراسيون فوتبال سخن ميگويند، آيا موافق استعفاي ايشان هستيد؟
هيچوقت با استعفاي اجباري موافق نبودهام. اين مجمع است كه بايد تشخيص دهد رييس فدراسيون باشد يا اخراج شود. در اساسنامه مجمع بالاترين سمت را دارد. بايد مجمع تشكيل شود و در آنجا عملكرد كفاشيان را نگاه كنند كه چگونه است، اگر از عملكرد ايشان رضايت دارند كه بماند و اگر رضايت ندارند او را اخراج كنند.
چرا كفاشيان در مدت حضورش به عنوان رييس فدراسيون موفق نبود؟
به دليل اينكه مديريت فوتبال خيلي سخت است. در فوتبال لحظهيي كنترل ميشويد و بهشدت زير ذرهبين هستيد. كفاشيان نتوانست از پس اين حواشي بر بيايد. احساسم اين است كه اگر كفاشيان به رضايت قلبي برود خيلي بهتر از آن است كه او را ناچار به استعفا كنند.
علي كفاشيان، رييس فدراسيون فوتبال به چه اندازه در پيشرفت و پسرفت فوتبال ايران تاثيرگذار بوده است؟
رييس فدراسيون 25 درصد تاثيرگذار است. خيلي مهم است كه عملكرد رييس فدراسيون را چه زماني بسنجيم، در مقايسه با چه چيزي بگوييم. تيم اميد به المپيك نرفت، سه دوره در مسابقات آسيايي نتيجه نميگيريم اما رنكينگ را ببينيم فرقي نكرده است. كفاشيان در ابعاد ليگ و بحث تيم ملي زير ذرهبين بوده است و به نظرم مقداري در عملكرد او بزرگنمايي شده است. بايد ببينيم كه كفاشيان به چه مقدار حمايت شده است؟ چه مقدار منابع در اختيار او قرار دادند؟ بعد درباره او اظهارنظر كنيم. نبايد كاري كنيم كه آدمها مظلوم واقع شوند. ديديد كه اين دوره آقاي كفاشيان با خوششانسي راي آورد؛ اين يعني ايشان با حمايت كامل نيامدند. متاسفانه زمينه اين را هم نداشتيم كه همه ظرفيت و پتانسيل فوتبال بيايند، مثلا دكتر محمد دادكان عاشق فوتبال است اما نميتواند بيايد. در حال حاضر كفاشيان تنها گزينه است. اگر فضاي درستي داشتيم، ميشد كفاشيان را نخواست اما فضا خوب نبود و مجبور هستيم او را بپذيريم. اگر فدراسيون فوتبال برنامه چهار ساله خود را اعلام ميكرد؛ ما ميتوانستيم امروز با توجه به برنامه اعلام شده، عملكرد كفاشيان را ارزيابي كنيم اما اين برنامه وجود ندارد و من نميتوانم نظر بدهم. با اين حال فدراسيون فوتبال ايران به عنوان بهترين فدراسيون آسيا معرفي شد و من به خوبي ميدانم كه آسيا بيدليل كشوري را به عنوان بهترين معرفي نميكند. بالاخره يك برنامهيي بوده كه فدراسيون فوتبال ايران بهترين فدراسيون فوتبال آسيا شده است. انتظار داريم كه كنفدراسيون فوتبال آسيا دليل اين انتخاب را منتشر كند تا ما هم بتوانيم به راحتي نظر دهيم.
با اين وجود يعني فدراسيون ايران بهتر از كرهجنوبي، ژاپن، استرليا و غيره بهتر كار كرده است...
بالاخره كنفدراسيون فوتبال آسيا يك آمار و ارزيابي براي خود دارد. آنها پيشرفت را نسبت به اقتصاد قدرتمند كرهجنوبي، ژاپن و غيره و اقتصاد ضعيف ايران ميسنجند. ايران نسبت به اقتصاد ضعيفش حتما پيشرفت خوبي داشته است. با اين وجود تا برنامه را نداشته باشم و نگاه نكنم نميتوانم پاسخ دهم.
آيا همه پيشرفت و پسرفتهاي فوتبال ايران به رييس فدراسيون مربوط ميشود؟
پس از آنكه اساسنامه تغيير كرد رييس فدراسيون خيلي اختيار ندارد. در حال حاضر هيات رييسه همه كاره است و جالب است كه هيچ كس نميآيد وضعيت فوتبال را از هيات رييسه سوال كند.
فوتبال ايران اين روزها حال و روز خوبي ندارد، بايد چه برنامهريزي و چه كارهايي انجام دهيم تا از اين وضعيت ناراحت بحراني خارج شويم؟
اينكه ما بخواهيم يكشبه فوتبال را بسازيم نشدني است و از طرف ديگر ما ميگوييم فوتبال حال و روز خوبي ندارد؛ مگر بقيه رشتهها حال و روز خوبي دارند؟ ورزش ما حال و روز خوبي ندارد. ما در بيشتر رشتهها نتيجه نگرفتيم. فدراسيونها در حال تعليق هستند و همهچيز خراب است.
برخلاف تمام دنيا بودجه باشگاههاي ايران به وسيله دولت تامين ميشود و دولت براي آنها تصميمگيري ميكند، آيا حضور دولت در باشگاهها درست است يا خير؟
اين تصميم كه بخواهيم باشگاهها را يكروزه ساماندهي كنيم عجولانه است. ما ميگوييم ورزشمان حرفهيي است در حالي كه قانون حرفهيي نداريم. در حال حاضر شوراي ورزش كه بالاترين عضو ورزش است يك جلسه برگزار نكرده است! چگونه مدعي حرفهيي بودن هستيم؟ باشگاههاي ما قانون آماتور دارند. قانون ساماندهي باشگاههاي ورزشي بسيار مهم است. اگر مجلس ساماندهي باشگاهها را تصويب كند ميتوان بستر را مهيا كرد. آن وقت ميتوان از بانك ورزش، بازار سرمايه ورزش استفاده كرد، آنها به باشگاهها وام بدهند. در حال حاضر كدام باشگاه در بورس است؟
در حال حاضر باشگاهها از خزانه دولت براي هزينه تيمهاي خود استفاده ميكنند، چگونه ميتوان به جاي آنكه از خزانه دولت استفاده شود خود باشگاهها درآمدزا شوند؟
فقط باشگاهها نيست، تمام اقتصاد كشور در دست دولت است! تنها 2 يا 3 درصد اقتصاد در دست غير دولتيهاست. درآمد اصلي كشور ما نفت است كه نفت و درآمد نفت در اختيار دولت قرار ميگيرد، بنابراين اقتصاد در دست دولت است. به همين دليل ورزش توسط دولت تامين و اداره ميشود. به نظرم بازهم ورزش از ديگر رويدادهاي اجتماعي جلوتر است، حداقل در ورزش اسپانسر وجود دارد اما در حوزه هنر و سينما اسپانسري وجود ندارد. ورزش حرفهيي يعني ساز و كار خصوصي اما در ايران همهچيز بر پايه دولت است. ورزش؛ مخصوصا فوتبال، از جامعه جلوتر است و به واسطه طرفدارانش اين پتانسيل را دارد كه روي پاي خودش بايستد. ابتدا بايد ساماندهي باشگاهها را به وجود آوريم سپس آنها خصوصي شوند تا بتوان آنها را در بازار بورس عرضه كرد.
فوتبال ايران چه پتانسيلي دارد كه تمام سياسيون علاقهمند هستند تا وارد آن شوند، ورود اين افراد به فوتبال چه سودي براي آنها دارد؟
تنها در جامعه ما نيست كه سياسيون وارد فوتبال ميشوند، در كشورهاي ديگر نيز سياسيون در فوتبال حضور دارند حتي قبل از انقلاب هم سياسيون در فوتبال حضور داشتند. فوتبال به واسطه حضور رسانههاي زياد و طرفداران بيشماري كه دارد؛ بهترين راه براي مشهور شدن است. در هيچ جا به اندازه ورزش آدمها راحت مشهور نميشوند اما بايد توجه داشته باشند كه مشهور شدن و منفور شدن در ورزش فاصله زيادي با يكديگر ندارد.
نظرتان درباره مديريت محمد رويانيان چيست؟
فعلا زود است كه درباره عملكرد رويانيان صحبت كرد. بايد تا آخر فصل صبر كنيم. رويانيان حرفهايي زده و برنامههايي داده است اما بايد صبر كنيم ببينيم كه آيا برنامههاي او اجرا ميشود يا خير؟ در تيرماه سال 1392 بهترين زمان براي نظر دادن است. در آن زمان بايد ديد كه رويانيان پول را از كجا آورده، چه مقدار هزينه كرده و در آخر تيم او چه جايگاهي كسب ميكند را ارزيابي كرد.
تيم استقلال در داربي 47 با وجود آنكه تيم پرسپوليس 9 نفره شده بود موفق نشدسرخپوشان را شكست دهد كه در آن زمان شايعه شده بود شما به استقلاليها گفته بوديد مدارا كنند. آيا واقعيت دارد؟
در آن زمان بين دو تيم و هوادارانشان درگيري ايجاد ميشد. من به خاطر اينكه پرسپوليس در نيمه اول 9 نفره شده بود، حس كردم كه نيمه دوم بازيكنان و هواداران درگير و جو ورزشگاه متشنج خواهد شد، براي همين به استقلاليها گفتم كه آرام بازي كنند، تكل خشن نزنند و بازي جوانمردانه را رعايت كنند.


