هادی مهدویکیا/ بازیکن پیشین پرسپولیس
«کشتی در ساحل امنتر است، ولی برای این منظور ساخته نشده است؛
«حرکت کن!». فوتبال ایران باید خود را مدیون «مجتبی زینالدینی» بداند!
همکلاسیاش بود اما همان بود که مجبورش کرد برود تیم «بانک ملی» با کفشهای برادرش (که سه شماره بزرگتر از پاهایش بود و برای اینکه اندازهاش شود سرش جوراب میگذاشت) تست بدهد و بشود «مهدی مهدویکیا»؛
حالا آن پسر «کفش گشاد» شده است کابوس شبهای «کیسی کلر» آمریکایی و امثالهم. همهمان با پاهای خوشتراشش سالهاست خاطره داریم؛ پاهایی که میدانم شش ماه از عمرشان فلج بودهاند و عصا یار سومشان بود اما قدرت ارادهاش آنها را دوباره پرزور کرد برای شلیکهای آنچنانی.
بدون تردید مهدی مهدویکیا برای تمام پرسپولیسیها از عاشقانهترین و اسطورهترین بازیکنان است؛ او با خیلیها فرق میکند؛ از همان روزهایی که تنها 17 سال داشت و با جامه قرمزترین تیم دنیا چمنهای سبز مخملی را میزبان قدمهایش کرد تا همین دو روز قبل که شوکآورترین و البته تلخترین خبر این روزهای فوتبال ایران را فریاد زد «یک کلام» روی اعتقادش پافشاری کرد و با افتخار، ذاتا «قرمز» بودنش را فریاد کشید... .
او برخلاف خیلی از امروزیها (که نظرشان به بادی بسته است) تا آخرین لحظات عمر فوتبالیاش منکر جریان خون قرمز در رگهای بدنش نشد و بسان فرهادی پای شیرین قرمزش ایستاد... حتی تمام ناملایمتها و بیمعرفتیهای زمستانی 91 هم فرهاد فوتبال ایران را بیخیال شیرینش نکرد و قولش قول ماند؛ او همیشه گفت روز خداحافظیام قرمز خواهم پوشید و مردانه برای قول مردانهترش جنگید: «واقعا خیلی سخت است... هرچه به این لحظه نزدیکتر میشوم بیشتر به سختیاش پی میبرم.
ولی همیشه دوست داشتهام یک تصویر خوب از من در ذهن آدمها بماند و وقتی یاد من میافتند حس بدی بهشان دست ندهد.
به دلیل همین است که دوست دارم زمانی از فوتبال خداحافظی کنم که خودم بروم نه اینکه به زور بیرونم کنند!مدام دارم به آن روز فکر میکنم، قطعا روز سختی خواهد بود ولی بالاخره از راه خواهد رسید.»
حالا امروز همان روز است و دیگر زمین مستطیلی بیرحم دنیا لیاقت پاهایی که سالها برای عزت و شرف ملتش زحمت کشیدند را ندارد ... مهدی مهدویکیا از فوتبال رفت تا ورزش محبوبش نصیب همه آنهایی شود که همچون «آفتابپرست» هستند.
منبع: شرق


