به گزارش آخرین نیوز، مجتبي تقوي در دوراني كه به عنوان بازيكن در مستطيل سبز حضور داشت، موفق به كسب عنوان قهرماني همراه تيم جوانان استان لرستان در غرب كشور شد و عضويت در تيم ملي اميد را كسب كرد، او همچنين همراه تيم كشاورز به مقام سوم ليگ آزادگان دست يافت. عضويت در تيم ملي دانشجويان ايران و حضور در دو المپيك جهاني دانشجويان به عنوان كاپيتان نيز از ديگر سوابق تقوي به حساب ميآيد. تقوي در سال 1372 به همراه تيم فوتبال سايپا در ميان تعجب همگان عنوان قهرماني ليگ فوتبال كشور را كسب كردند و در مسابقات جام باشگاههاي آسيا حضور يافتند كه حذف شدند. در سال 1373 باز هم نارنجيپوشان در مسابقات ليگ كشور قهرمان شدند و اينبار توانستند مقام چهارمي در باشگاههاي آسيا را كسب كنند. وي چندين بار نيز به تيم ملي بزرگسالان ايران دعوت شد. تقوي كار مربيگري را با نونهالان باشگاه پيكان آغاز كرد، سپس دوسال دستيار اول كادر فني ايتاليايي بزرگسالان سايپا شد، بعد از آن يك سال دستيار محمد مايلي كهن در سايپا بود، پس از آن تقوي در سال 2005 به عنوان نفر اول سايپا معرفي شد. با مجتبي تقوي، سرمربي سايپاي البرز درباره مشكلات فوتبال كشور به گفتوگو نشستيم.

نظر شما درباره ليگ دوازدهم چيست؟
با همه احترامي كه براي مسوولان فوتبال ايران قائل هستم بايد بگويم كه در ليگ دوازدهم هيچ پيشرفتي نديدم و حتي مشكلات جديدي اضافه شده بود. ليگ دوازدهم دو بحث فني و غيرفني داشت؛ در بحث فني بايد بگويم كه فوتبال ايران يك فوتبال نتيجهگرا است و فوتبال نتيجهگرا به شرايط مالي خوب احتياج دارد كه متاسفانه بحران مالي در تيمها تاثير زيادي در روند كارشان گذاشته است. در بحث غيرفني نيز بايد بگويم كه بيادبي در فوتبال ما علاوه بر اينكه كاهش پيدا نكرده حتي زياد هم شده است. ما نتوانستيم افراد خاصي كه بيادبي را ترويج ميدهند كنترل كنيم و به آنها مسير منطقي بدهيم. ديگر اينكه در نيمفصل اول كيفيت چمن ورزشگاههاي ما معمولي بود اما در نيمفصل دوم خيلي بدتر شد و همان كيفيت معمولي نيمفصل اول هم از بين رفت. ما كه زمين مناسب براي بازي رسمي نداريم؛ ديگر زمين تمرينهايمان مشخص است كه چگونه هستند! نداشتن زمين تمرين در كارفني مربي تاثير ميگذارد و مربي را در آموزش با مشكل مواجه ميكند. مثلا وقتي من به دليل عدم زمين تمرين نتوانم فوتبال روي زمين را به شاگردانم ياد بدهم چه انتظاري از بازيكن و فوتبال ميتوان داشت. وضعيت سختافزاري تمام كشورهاي آسيايي به غير از چند كشور خاص بهتر از ايران است.
شما فكر ميكنيد دليل بيكيفيت بودن فوتبال ايران سختافزاري است...
واقعا نميتوان در اين زمينها بازي كرد. بازيكنان در بعضي از زمينها حتي نميتوانند دو تا پاس سالم به يكديگر بدهند. چه توقعي ميتوان از بازيكن داشت. دو تيم در اين زمينها ميآيند زير توپ ميزنند تا يك توپي با خوششانسي وارد دروازه حريف شود و از همان گل دفاع كند تا برنده شود.
چگونه است كه باشگاهها پول ساختن زمين مناسب را ندارند اما به بازيكنان پولهاي خوبي ميدهند...
همه فكر ميكنند كه بازيكنان پول پارو ميكنند اما اينگونه نيست، شرايط بازيكنان كاملا معمولي است.
ميتوانيد درباره باشگاههاي نتيجهگرا بيشتر توضيح دهيد...
بيشتر باشگاههاي ايران نتيجهگرا هستند. باشگاههايي ميتوانند نتيجه بگيرند كه در هر پستي دو يا سه بازيكن داشته باشند. در حال حاضر با توجه به اينكه هر چهار يا پنج روز تيمهاي ايراني بازي رسمي دارند و فشار زيادي را در يك سال تحمل ميكنند؛ تيمهايي كه در هر پستي دو يا سه بازيكن دارند اين فشار را احساس نميكنند و با تغيير بازيكن ميتوانند تيم خود را بالانس كنند و سرحال باشند اما تيمهايي مثل ما كه در بيشتر پستها بازيكن كم دارند با دادن مصدوم و محروم با مشكل مواجه ميشوند و يك نوع بيعدالتي در ليگ به وجود ميآيد. البته تيمهايي كه در هر پستي چند بازيكن تراز اول دارند كار اصولي را انجام ميدهند و كار آنها به هيچوجه غلط نيست.
در هفتههاي گذشته اعتراض به داوري بيش از پيش شده است، آيا اعتراضات به داوران درست است؟
وقتي ميگويم پيشرفت نداشتهايم يعني در تمام حوزهها پيشرفت نكردهايم. بحث داوري هم مثل بقيه حوزهها؛ با اين فشاري كه روي داوران است و دستمزد پاييني كه دريافت ميكنند انتظار داريد كه اشتباهات داوري وجود نداشته باشد.
اين روزها بحث كم شدن يا نشدن تيمهاي ليگ برتر بسيار داغ است و قرار است كه تيمهاي ليگ برتر از 18 تيم به 16 تيم كاهش پيدا كند، نظرتان را در اين باره بگوييد؟
به دليل سقوط 5/4 تيم از ليگ برتر به دسته پايينتر، اين بينظمي كه در حال حاضر شاهد آن هستيم طبيعي است. من ميپذيرم كه 16 تيمي شدن ليگ برتر قبل از شروع ليگ دوازدهم در مجمع تاييد شده و به باشگاهها ارائه شده بود اما اگر اين موضوع كارشناسي شده بود 5/4 تيم سقوط نميكرد. ميآمدند با يك شيب ملايمي برنامهريزي ميكردند كه ليگ اينگونه حساس نشود. در حال حاضر بازيها خيلي حساس است و شرايط سختي را تيمها تحمل ميكنند.
شما موافق كم شدن تيمهاي ليگ برتر هستيد؟
مشكل ليگ ما 20، 18 يا 16 تيم نيست. مشكل باشگاههاي ما مالي و سختافزاري است.
مشكل مالي چه مقدار به فوتبال ايران ضربه ميزند و چه تاثيري در روند فوتبال گذاشته است؟
خيلي تاثير ميگذارد. در حال حاضر كدام تيم ايراني رفته است تا با تيمهاي خارجي بازي تداركاتي انجام دهد؟ هيچكدام. چرا بازي انجام ندادهاند؟ چون بودجه ندارند كه هزينه سفر و هتل را بدهند. چرا آنها را دعوت نميكنند؟
چون بودجه ندارند كه هزينههايشان را بدهند. بيشتر كشورهاي آسيايي به راحتي اينگونه هزينهها را پرداخت ميكنند. اينها فقط نمونه هستند كه من ميگويم. اگر بخواهيم كامل توضيح دهيم خيلي زمان ميبرد.
در تمام باشگاههاي دنيا بازيكنان زيادي از تيمهاي پايه به رده بزرگسالان ميرسند، چرا باشگاههاي ايران توانايي بازيكنسازي ندارند؟
با توجه به نتيجهگرايي باشگاهها؛ مشكلات مالي تيمها باعث شده است كه نتوانند روي تيمهاي پايه خود سرمايهگذاري كنند. باشگاهها بايد پول بيشتري براي تيمهاي پايه خود اختصاص دهند. بارها براي ديدن بازيهاي تيمهاي اميد رفتهام، اصلا به اميدها بها داده نميشود. زمينهايشان به هيچوجه استاندارد نيست. اگر در شرايط فعلي باشگاهي بخواهد به سراغ سازندگي برود، بايد آبروي خود را بگذارد.
اما اينگونه كه فوتبال نابود ميشود...
در حال حاضر همه مصرفكننده هستند پس چه كسي بايد توليد كند. نه تنها در فوتبال بلكه در تمام حوزهها هيچ اهميت و بهايي به توليدكننده داده نميشود. هيچكس نميآيد كه توليدكننده را حمايت كند. در همه حوزهها صداي توليدكنندهها در آمده است.
به نظرتان چرا سايپا نتوانست همانند سالهاي قبل نتيجه خوبي بگيرد و در رده دوازدهم قرار دارد؟
ما موفق بوديم. در نيمفصل اول نتايج خوبي كسب كرديم اما متاسفانه در نيمفصل دوم شرايط خوبي نداشتيم كه اين موضوع به مسائل غيرفني برميگردد. ما چندين بازيكن با تجربهمان محروم و مصدوم شدند و مجبور شديم با بازيكنان جوان خود به ميدان بياييم و به جوانها فرصت دهيم. در آينده نتيجه اين كار كه يك مربي حيثيت خود را ميگذارد و به جوانها بها ميدهد را خواهيد ديد.
متاسفانه در ايران همه به نتيجه نگاه ميكنند نه بازيكنسازي.
باشگاه سايپا از اينكه سازندگي ميكند و سپس بازيكنانش را تيمهاي ديگر جذب ميكنند، چه سودي ميبرد؟
باشگاه سايپا به دنبال فايده نيست. باشگاه سايپا هميشه به دنبال جوانگرايي بوده است. در ضمن اين موضوع را بايد يكي از مديران باشگاه پاسخ دهد اما هر زمان كه باشگاه سايپا توانسته جوانهاي خود را حفظ كند، قهرمان شده است. ديگر اينكه وقتي بازيكن تيمت را با مبلغ بالا ميخواهند و باشگاه نميتواند آن پول را به بازيكن بدهد مسلما آن بازيكن ميرود و نميتوان او را نگه داشت.
شما از اينكه آبرو و حيثيت خود را گذاشتهايد و با بازيكنان جوانان پا به ميدان ميگذاريد پشيمان نيستيد؟
خير، براي رضاي خدا و پيشرفت فوتبال كشور اين كار را كردهام. با اين حال ناراحتم كه حمايتي از باشگاه سايپا نميشود. شما كه پول به توليدكننده نميدهيد، حداقل او را حمايت كنيد. بايد جوانها را تربيت كرد تا بازيكن خوب توليد كنيم. تنها چيزي كه چيني آن وجود ندارد فوتباليست است. باشگاهها بايد توليدكننده شوند. باشگاهها بايد به سمت توليد بروند.
فكر نميكنيد بعضي از باشگاهها بيش از حد طبيعي براي برخي از بازيكنان پول پرداخت كردهاند، آيا اين بازيكنان ارزش ميلياردي داشتهاند؟
آن هم اشتباه است. وقتي مديريت برنامه بودجه وجود نداشته باشد، همين ميشود كه ميبينيد. وقتي محل درآمدزايي را تعريف نميكنيم چه انتظاري ميتوان داشت.
چگونه ميتوان پول را در فوتبال بالانس كرد؟
بايد پولي كه از فوتبال درميآيد در فوتبال خرج شود. مثلا مالك قطري تيم منچسترسيتي قصد داشت پول كلاني را وارد فوتبال انگليس كند اما فوتبال انگليس اجازه اين كار را نداد و به آن گفت كه به اندازه درآمد باشگاه بايد خرج كند، به دليل اينكه التهاب در فوتبال جزيره ايجاد ميكرد. در فوتبال ايران شخصي ميآيد پول كلان وارد فوتبال ميكند، قيمت بازيكنان به يكباره از 250 ميليون به يك ميليارد ميرسد، التهاب در بازار فوتبال ايجاد ميكند و بعد از آن ميرود و غيب ميشود. اين آدم فقط قيمتها را به هم زد و التهابي در فوتبال ايجاد كرد و رفت. دليل اينكه شخصي ميآيد و چنين كاري ميكند بينظمي فوتبال است.
فوتبال ايران اين روزها حال و روز خوبي ندارد، بايد چه برنامهريزي و چه كارهايي انجام دهيم تا از اين وضعيت ناراحت بحراني خارج شويم؟
بايد از فوتبال حمايت ويژهيي شود. اگر مسوولان دلشان براي فوتبال ميسوزد همين كاري را انجام دهند كه همه دنيا انجام ميدهند. بروند ببينند كه تيمهاي معتبر دنيا چه كاري ميكنند ما هم همان كار را كنيم. مثلا در همين بحث اشتباه داوري؛ وقتي ديدند داورها اشتباه ميكنند دو داور به داورها اضافه كردند تا خط عرضي را كنترل كنند. يعني به جاي شعار دادن، آمدند كار عملي كردند. ما نميخواهيم هزينه كنيم، تنها شعار ميدهيم و عمل نميكنيم.
ارزيابي شما از عملكرد كيروش چيست، آيا ايشان توانستهاند خواستههاي فوتبال ايران را برآورده كنند؟
معمولا تيم ملي كشوري كه قصد دارد به جامجهاني برود هماهنگي بسيار زيادي با باشگاهها برقرار ميكند اما متاسفانه هماهنگي بين تيم ملي و باشگاهها وجود ندارد. استراتژي باشگاهها با تيم ملي كاملا فرق دارد. از نظر من تيم ملي از نظر فني پيشرفت نكرده و مشكلات برطرف نشدهاند.
محافل ورزشي از استعفاي علي كفاشيان، رييس فدراسيون فوتبال سخن ميگويند، آيا موافق استعفاي ايشان هستيد؟
در اين حوزه اظهارنظر نميكنم.
منبع: روزنامه اعتماد


