ایسنا : آن روزها که تازه فوتبالی شده بودم و روزنامه و مجله میخریدیم و با برادرها و پسرعمهها کلکل میکردم و پای رادیو و تلویزیون هوار میکشیدم تا تیم محبوبم ببرد، عمهی بزرگم با شماتت میگفت: به تو چه میرسد که حلقت را پاره میکنی؟ آن روزها عمه دائم به پدرمادرهایمان تأکید میکرد که این فوتبال فکر و ذکر بچهها را گرفته است و نمیگذارد درس بخوانند. عمه جان در تمام روزهای کودکی و نوجوانی و جوانی ما، به فوتبال دیدنمان اعتراض میکرد و میگفت: هر چیزی جز درس خواندن شما را از مسیر زندگی منحرف میکند!
اینکه میگویند برخی از چیزها انحرافی هستند، سخن گزافی نیست! واقعا انحرافی هستند، یعنی آدم را منحرف میکنند از اصل. مثلا خبرهای انحرافی کاربران اینترنت را از خبرهای مهم و اصلی منحرف میکند. یعنی کافی است یک نفر چیزی دربارهی «بهار» بگوید تا همه نگاهها به سمت موضوعات انحرافی و فرد بهاری منحرف بشود! اینجوری است که ما بسیاری از خبرها را از دست میدهیم و در بیخبری میمانیم.
یادم هست همان روزها تا پاسی از شب زیر نور چراغ کوچه، گلکوچک بازی میکردیم. یک شب که دیر به خانه آمدم، پدرم سیلی محکمی به صورتم زد و گفت: منحرف! آدم این موقع میآید خانه؟ گفتم: باباجان فوتبال بودهام، فوتبال بازی کردن کار بدی است؟ منحرف یعنی چه؟ یادم هست پدرم سیلی دوم را محکمتر زد و گفت: بازیای که باعث بشود پسر جوان مجرد نصفهشب خانه بیاید، بازیای انحرافی است و کنندهاش منحرف!
باقی بقایتان!


