به گزارش خبرنگار «اعتماد»، هرچند به گفته همسايهها، سرايدار افغاني ساختماني كه آقاي خلبان و همسر وكيلش در آن سكونت داشتهاند به عنوان مظنون دستگير شده است اما قاضي رودگر، بازپرسي كه زيرنظر او تيم جنايي در حال رسيدگي به اين پرونده است در گفتوگو با خبرنگار ما عنوان كرد: تحقيق از چندين نفر به عنوان مظنون در حال انجام است. وي البته از عنوان كردن هويت مظنونان خودداري كرد و گفت در حال حاضر نميتوان اطلاعات بيشتري درباره اين پرونده ارائه كرد.
منصور و همسرش در حالي قرباني اين جنايت شدهاند كه نخستين اطلاعات به دست آمده از زندگي آنها حاكي از انتشار آگهي فروش خودرو دارد ولي آيا ميتوان گفت كه اين جنايت با آن آگهي فروش خودرو در ارتباط بوده است؟ به نظر ميرسد براي اين قضاوت زود است.
قتل در منطقه هميلا
ماجراي پرونده قتل در دره هميلا در حوالي پونك و در جوار بوستان نهجالبلاغه در حالي حساسيتهاي تيم پليسي را برانگيخته است كه پدر اين خلبان 40 ساله ايراناير يكي از معاونان وزير كشاورزي در دولت سازندگي بوده و چندين دوره هم سابقه نمايندگي در مجلس را داشته است. جسد منصور و همسرش كه تاكنون هويت وي نامعلوم مانده است در حالي توسط تنها فرزندشان عليرضا و در خانهشان كشف شد كه آخرين بار هفت ساعت پيش از كشف جسد يكي از همسايهها اين زوج را با هم در حال رفتن به خانه ديده بود.
نخستين نفر چه كسي از جنايت باخبر شد
تنها 7 ساعت پس از آنكه مدير مجتمع مسكوني كه منصور و همسرش در آن ساكن بودند آنها را با هم ديد سر و صداي پسر 16 ساله كه با ورود به خانه با جسد والدينش روبهرو شده بود بلند شد. ساكنان اين مجتمع مسكوني پس از شنيدن صداي فريادهاي پسر نوجوان به سمت خانه آنها دويده و متوجه شدند كه منصور و همسرش به قتل رسيدهاند. پس از آنكه همسايهها با پليس تماس گرفتند ماموران كلانتري 140 باغ فيض در محل حاضر شده و بازپرس كشيك قتل را در جريان وقوع دو فقره قتل قرار دادند. با حضور عطالله رودگر، بازپرس شعبه چهارم دادسراي ناحيه 27 تهران و اكيپ صحنه جرم و تشخيص هويت و همچنين كارشناس پزشكي قانوني در محل مشخص شد اين زن و شوهر توسط چاقو به قتل رسيدهاند. بازپرس رودگر در وصف اين ماجرا تنها از عبارت «وحشتناك» استفاده و از بازگو كردن جزييات خودداري كرد.

آيا جنايت رابطهيي با آگهي فروش دارد؟
يكي از نخستين مسائل مطرح در بررسيهاي كارآگاهان انتشار آگهي فروش خودرو توسط اين خلبان و همسرش بوده است.
مدير اين مجتمع مسكوني درگفتوگو با خبرنگار ما گفت: خانواده منصور از ابتداي ساخت اين خانه يعني از حدود 9 سال پيش در اين خانه ساكن بودند.
وي همچنين گفت: مقتول دو خودرو داشت يك خودروي سوناتا و يك خودروي ديگر كه براي آن آگهي فروش منتشر كرده بود كه هر دوي آنها هم مشكي رنگ بودند. البته يك برگه قولنامه هم داخل خودرو بود كه رويش چيزي نوشته نشده بود. همچنين يكي از اهالي محل در گفتوگو با خبرنگار ما گفت: پنجشنبه ظهر ساعت 2 منصور و همسرش با هم سوار بر خودروي سوناتايشان به خانه آمدند. سرايدار خانه دم در ايستاده بود كه با آنها سلام عليكي كرد و بعد هر دو به خانهشان رفتند و بعد از آن خبري نبود تا زماني كه عليرضا پسر اين خانواده از كلاس برگشت و جسد والدينش را ديد و شروع به داد و فرياد كرد. مدير اين مجتمع درباره نحوه قتل هم گفت: زماني كه پليس و بازپرس آمدند ما هم آنجا بوديم كه شنيديم شاهرگ گردن هر دو را زدهاند.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا مقتول و همسرش با شخصي خصومتي داشتهاند يا خير، نيز گفت: منصور يك مرد استثنايي بود. هيچوقت با كسي اختلافي نداشت و به قدري باشخصيت بود كه بعيد ميدانم انگيزه قتل اين مسائل باشد.
يكي از اهالي ساختمان كه منصور و خانوادهاش در آن زندگي ميكردند همچنين گفت: بستگان منصور وقتي براي بردن عليرضا آمدند خودرويي كه قرار بود فروخته شود و جلوي در بود را نيز با جرثقيل بردند اما سواري سوناتا در پاركينگ خانه است.
چيزي سرقت نشده است
كارآگاهان جنايي تهران تحقيق درباره اين جنايت را در حالي آغاز كردهاند كه تاكنون هيچ فرضيهيي مبني بر سرقت مطرح نيست. از سوي ديگر هنوز هيچ مقام رسمي درباره ورود به اجبار به خانه اطلاعاتي مطرح نكرده است. بنابراين به نظر ميرسد با توجه به اطلاعات اندكي كه تاكنون در اين باره مطرح شده است، به نظر نميرسد اين زوج قرباني يك فرضيه برخاسته از موضوع سرقت و زورگيري باشند.
منصور، خلباني آرام و دوستداشتني
تاكنون آنچه از شخصيت اين مرد 40 ساله و همسرش مطرح شده است همگي تاكيد بر محبوبيت آنها دارد. منصور مثل بقيه مردمان جنوب خونگرم بوده است. او كه خلبان هواپيماي فوكر -100 ايراناير و متولد سيستان و بلوچستان بوده است. پدر منصور از نخستين نمايندگان اين خطه در مجلس شوراي اسلامي و از مديران بالارتبه دولت در هشت سال پس از پايان جنگ تحميلي بوده است.
پايگاه خبري شركت ايراناير درباره آخرين پروازهاي او نوشته است: «منصور در دو ماهه اخير دو بار به زادگاه خود پرواز داشته است كه يك بار مجبور به فرود اضطراري در فرودگاه زاهدان شده بود.»


