به گزارش شرق، متهم 60 ساله این پرونده سال 89 به دلیل اینکه عروسش به نام معصومه از پسرش جدا شده بود او را با اسید مورد حمله قرار داد و باعث آسیب شدید صورت زن جوان شد و یکی از چشمان او نیز بیناییاش را از دست داد. این پرونده در شعبه 17 دادگاه کیفری استان اصفهان مورد رسیدگی قرار گرفت. معصومه عطایی در جلسه دادگاه و در توضیح آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: دو سال قبل از این حادثه از شوهرم جدا شدم، او معتاد شده بود و من را کتک میزد. در این مدت آرایشگری یاد گرفتم و برای تامین هزینههای زندگی خود و پسر چهارسالهام کار میکردم. روز حادثه پدرشوهرم آمد و گفت میخواهد پسرم امیرحسین را ببیند. امیرحسین نوه او بود به همین خاطر هم جلویش را نگرفتم. او گاهی برای سر زدن به امیرحسین میآمد. از من هم خواست همراه آنها بروم تا بچه بهانه نگیرد من هم قبول کردم با هم به پارک رفتیم و به پسرم خوش گذشت.
زن جوان ادامه داد: پدرشوهرم از من خواست به زندگی با پسرش برگردم چرا که او از فرط ناراحتی اعتیادش شدیدتر شده و با همه بدرفتاری میکند. گفتم نمیتوانم این کار را بکنم. بحث ما به نتیجهای نرسید و در نهایت پدرشوهرم من و امیرحسین را به خانه پدرم برگرداند. او از من خواست امیرحسین را به خانه ببرم و دوباره برگردم چون هدیهای برای او خریده و میخواهد آن را بدهد من هم این کار را کردم. فکر میکردم پدربزرگها نوههایشان را دوست دارند و این عادی است که او بخواهد برای نوهاش هدیهای بخرد. وقتی برگشتم به من گفت چشمهایت را ببند و از صندوق عقب ماشین چیزی بیرون آورد متوجه نشدم چیست اما یکدفعه مایعی سوزناک روی صورتم احساس کردم و بعد صورتم به شدت سوخت. من خیلی سوختم و فریاد زدم. خانوادهام بیرون آمدند پدرشوهرم رفته بود. پدرم بلافاصله من را به بیمارستان رساند. زن جوان گفت: در بیمارستان اصفهان به من گفتند اسید روی صورتم پاشیده شده است. پلکهایم از بین رفته و اسید وارد چشمم شده بود. وضعیت بسیار بدی داشتم. بعد از اصفهان به تهران منتقل شدم و تلاش زیادی از سوی پزشکان انجام شد تا بیناییام برگردد اما یک چشمم بهطور کامل قرنیه و مردمکش را از دست داده بود و مداواها موثر نبود. معصومه گفت: وضعیت صورتم طوری بود که پسرم از من میترسید و تا مدتها نزدیک من نمیشد. پدرشوهرم از من انتقام گرفت چون نمیخواستم با مردی معتاد که آزارم میداد زندگی کنم و میخواستم راحت باشم کار میکردم و پسرم را بزرگ میکردم. او حالا باید قصاص شود تا بداند چه به روز من آورده است. پدرشوهر معصومه که با قرار وثیقه آزاد بود نیز در جلسه دادگاه گفت: معصومه پسرم را ترک کرد و اعتیاد پسرم شدیدتر شد. او من و مادرش را اذیت میکرد و من عروسم را مقصر میدانستم. اگر او میماند پسرم این کارها را نمیکرد. ضمن اینکه معصومه همه بیناییاش را از دست نداده است. با درخواست معصومه پدرشوهرش به قصاص چشم محکوم و موظف شد دیه سایر قسمتهای صورت معصومه را نیز بپردازد اما رای صادره مورد اعتراض هر دو طرف پرونده قرار گرفت چرا که معصومه معتقد بود میزان دیهای که باید به او تعلق بگیرد بیشتر از آن چیزی است که در رای صادره آمده است. همچنین معصومه باید نیمی از دیه چشم پدرشوهرش را هم میپرداخت تا حکم قصاص اجرا شود.
با اعتراض هر دو طرف، پرونده به دیوانعالی کشور فرستاده شد و قضات دیوان آن را مورد رسیدگی قرار دادند و حکم صادره را نقض کردند. قضات دیوان به دلیل کافی نبودن تحقیقات پرونده را آماده صدور رای ندانستند و خواستار برطرف شدن نقص تحقیقات شدند. آنها اعلام کردند نظریه پزشکی قانونی درخصوص جراحات معصومه کافی نیست و خواستار اظهارنظر دوباره و کامل در این خصوص شدند. عبدالصمد خرمشاهی یکی از وکلای معصومه در اینباره گفت: پرونده موکلم را تا زمان رسیدن به حق قانونیاش پیگیری خواهیم کرد. معصومه مورد ظلم قرار گرفته و از دستگاه قضایی انتظار حمایت از این زن جوان را داریم.
بنا بر این گزارش پرونده معصومه یکبار دیگر در شعبه 17 دادگاه کیفری استان اصفهان به جریان افتاده است.


