بحث تحصیل فرزندان مسئولان در خارج از کشور موضوعی است که هرازگاهی مورد بحث قرار میگیرد، رسانهای میشود و دوباره مانند سایر موضوعات و سوژهها به بایگانی سپرده میشود.
آقازادههای فرنگ رفته در زمانهای دور پس از بازگشت به کشور طبقهای جدید در کشور ایجاد کردند، طبقهای تحصیلکرده که زندگی در خارج، آنها را با فرهنگ ایران زمین بیگانه کرده بود، هم نماز میخواندند و هم به سبک غرب زندگی میکردند.
برخی نیز اجیر شده سرویسهای جاسوسی و نیز محافلی چون بهاییت و ... شده و پس از شستشوی مغزی به عنوان مهرهای وابسته وارد کشور میشدند.
اما داستان بعد از انقلاب تغییر کرد و اگرچه زوایای منفی آن بسیار کمتر شده اما باز هم با آقازادههایی مواجهیم که بیشترین رانت و بهره را از موقعیت پدر خود میکنند تا بلکه بتوانند از امتیازات ویژهای نظیر بورسیههای تحصیلی و تحصیل در خارج از کشور برخوردار شوند.
اکنون تحصیل فرزندان مسئولان جمهوری اسلامی ایران خود مسئلهای است که باید از چند منظر بررسی شود.
اول- این مسئولان چه کسانی هستند؟ به چه منظور فرزندان آنها برای تحصیل به جای دانشگاههای داخلی به خارج از کشور میروند؟
دوم- هزینههای این تحصیل که قطعا میزان هنگفتی نیز خواهد بود از کجا تامین میشود؟
سوم- در صورتی که از بورس استفاده میکنند که عین بیعدالتی است، بسیاری از افراد عادی با استعدادهای سرشار به دلیل نداشتن برخی از روابط خاص امکان استفاده از این بورسیهها برای آنها فراهم نیست.
چهارم- چرا غالب این آقازادهها به انگلستان برای تحصیل مهاجرت میکنند؟
روزنامه خراسان در مطلبی نوشت: بر اساس پیگیریهای کارشناسان یک نهاد نظارتی، فرزندان چند تن از مسئولان استانی و برخی مدیران میانی یکی از وزارتخانههای اقتصادی در حال تحصیل رایگان در خارج از کشور هستند و بررسیها نشان میدهد یک شرکت پیمانکار هزینههای تحصیل این افراد را پرداخت میکند.
در ادامه این گزارش آمده است که اگرچه شرکت مذکور مدعی شده که این افراد بورسیه تحصیلی شرکت را برنده شدهاند اما بسیاری از طرحهایی که به این پیمانکار واگذار شده در حوزه مسئولیت پدران این دانشجویان است!
در این راستا نکات ذیل یادآور میشود:
اول- فرزندان این مسئولان غیر از مدیران ارشد نظام برخی از مدیران استانی و میانی را نیز شامل میشود.
دوم- هزینههای نسبتا هنگفت این تحصیلات غالبا در کشورهای اروپایی و انگلیس صورت گرفته است. بر اساس نوشته روزنامه خراسان این پرداختها به صورت رایگان بوده یعنی با استفاده از بورسیه پرداخت شده است.
سوم- مسئولانی که نسخه استفاده و تحصیل در دانشگاههای داخلی را برای همه میپیچند چرا فرزندان خود را با هزینه بیتالمال به خارج از کشور برای تحصیل اعزام میکنند؟ آیا اذعان به سطح پایین علمی مراکز آموزش عالی در کشور دارند؟
چهارم- بر اساس یک آمار متنشر شده، هماکنون در حدود 400 آقازاده با وجود ارتباط خاص ایران و مشکلات تاریخی که با استعمار پیر دارد به راحتی در انگلیس مشغول به تحصیل هستند.
در همین زمینه محمدحسن دوگانی عضو کمیسیون آموزش مجلس میگوید: «طی جلسهای با مسئولان وزارتخانههای علوم و بهداشت بحث بازگشت به کشور فرزندان مسئولان کشور که در خارج تحصیل میکنند بررسی و گزارشی در این زمینه به کمیسیون ارائه شد. در این راستا از سوی وزارت علوم ۲۰۰ نفر از فرزندان کارمندان سفارتخانهها و سایر مسئولان کشور که در خارج از کشور تحصیل میکردهاند پس از اتمام مأموریت به دانشگاههای داخل کشور منتقل شدهاند».
از سوی دیگر جلال کاظمی مخبر کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس هم معتقد است: «انگلیسیها وارد بافتهای کشور شدهاند».
قبل از آن نیز کریم عابدی از دیگر اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته بود که وزارت امورخارجه تحصیل فرزندان سفرای ایران در کشورهای اروپایی از جمله انگلیس را ممنوع کرده است.
اما رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه این خبر را تکذیب کرده که «خبر خوب منعکس نشده است و مطلب اصلا اینطور نیست»!
چرا آقازادهها به انگلیس میروند؟
اما تحصیل آقازادهها در انگلستان مهمترین جنبه پرونده تحصیل فرزندان بزرگان در خارج است؛ کاهش رابطه ایران و انگلیس با وجود اینکه میتواند جنبههای فراوان تجاری و اقتصادی داشته باشد، از زمان طرح مسئله تاکنون حول محور کاهش روابط علمی چرخیده است.
افزایش فشارها برای بازگشت دانشجویان ایرانی و «آقازادههای» شاغل به تحصیل در انگلستان نشان دهنده حساسیت ویژه نمایندگان مجلس و مسئولان دولتی در برابر این مسئله است.
پس از انتخابات رسانههای اصولگرا با تمام توان خود به انتقاد از حضور مهدی هاشمی فرزند آیتالله هاشمی رفسنجانی در انگلیس پرداختند غافل از اینکه هاشمی تنها فرزند یک مسئول کشوری که در خارج مشغول به تحصیل بود، نبوده و نیست.
اما چند سوال اساسی در خصوص تحصیل آقازادهها در خارج از کشور وجود دارد و آن اینکه فرزندان مسئولان ایرانی از چه طریقی برای ادامه تحصیل به غرب میروند؟ نفوذ و قدرت سیاسی در این مسئله چه نقشی دارد؟ چرا اینان تمایل شدید به تحصیل در خارج از ایران را دارند؟ و سوالاتی که هیچگاه پاسخ به آنها داده نشده است.
منبع: راه دانشجو


