« آنها که به تندروها پاس آبشار ميدهند» عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم محمدصادق جنانصفت است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
عربستان سعودي براي استيلاي بدون چون و چرا بر بازار نفت جهان برنامههاي پيچيدهاي تهيه کرده و در حال اجراي آن است. توانايي توليد 9 ميليون بشکه نفت در روز که 7 ميليون بشکه آن در پالايشگاههاي سراسر جهان تبديل به فرآورده ميشود اين قدرت را به رهبران اين کشور داده است تا ساير بازيگران نفت را از ميدان رقابت دور کرده و نقش حاشيهاي به آنها دهد. در حالي که کشورهاي قدرتمندي مثل امريکا و روسيه نيز در بازي نفت عربستان نميتوانند در کوتاهمدت کاري انجام داده و به اميد روزهاي آينده نشستهاند کشوري مانند ايران با تواناييهاي نسبي ناکافي در اين ميدان کاري نميتواند انجام دهد.
شوربختانه بايد گفت ايران به دلايل گوناگون ديگر بازيگر درجه اول عرضه نفت به حساب نميآيد و با فاصلهاي در پشت سر عربستان، عراق و ونزوئلا از همکارانش در اوپک ايستاده است. برآيند استراتژي پيچيده عربستان اين شده است که قيمت هر بشکه نفت ايران در حال حاضر بين 35 تا 40 دلار است. در صورتي که ايران بتواند از سال 1395 روزانه 500 هزار بشکه علاوه بر نفت قابل صادرات امروزش نفت بفروشد و قيمت هر بشکه نفت نيز در دامنه 40 تا 50 دلار باشد درآمد ايران از صادرات نفت در سالهاي 1395 تا 1397 به زحمت سالانه 35 ميليارد دلار خواهد شد. با توجه به هزينههايي که دولت در بخش جاري دارد و سه قلم اصلي آن شامل پرداخت يارانه نقدي و پرداخت حقوق و مزد کارمندان و هزينههاي دفاع، همه درآمد ارزي تبديل به ريال شده را به خود اختصاص ميدهد. به اين ترتيب دولت فعلي پول بيشتري براي خرج کردن ندارد. يکي از دلايل سرسختي منتقدان دولت شايد همين باشد که آنها احتمال ميدهند از رانتهاي پرشمار کوچک و بزرگ دولتهاي نهم و دهم خبري نيست و به همين دليل فشار بر دولت را افزايش دادهاند. منتقدان سياسي دولت حسن روحاني البته هرگز به آنچه بر زبان ميآورند اعتقاد ندارند و يادشان ميرود که همين دولت در کدام محلها چه هزينههاي ويژهاي دارد که نميتواند آنها را پرداخت نکند و اگر روزي ريالي از اين هزينهها کاسته شود چه غوغاها که برپا خواهد شد.
منتقدان دولت يازدهم در حوزه اقتصاد اما فقط طيفهاي سرسخت از جناح اصولگرايان نيستند، بلکه گروهي از اقتصاددانان نيز به بهانه اينکه چرا رئيس جمهوري فلان فرد را در کابينهاش راه داده است و به آنها و يارانشان مقام و منصب نرسيده است نيز دولت و رفتارهايش را زير تيغ نقد قرار گرفتهاند. اين گروه به ظاهر کوچک اما پرقدرت در حوزه رسانهها هر گام دولت را مخدوش جلوه ميدهند.
اگر دولت گامهايي در مسير حبس دائمي تورم و عادي شدن زندگي اقتصادي بردارد ميگويند به بهانه تورم رکود دائمي خواهد شد... اگر دولت بسته سياسي کوتاهمدت براي تسريع در رونق دهد ميگويند اين بسته تورمزاست، اگر دولت تلاش کند که با آرام نشان دادن فضاي اقتصادي سرمايهگذار خارجي جذب کند ميگويند سرمايهگذاران خارجي براي غارت ميآيند، اگر دولت در مسير کاهش نرخ بهره گام بردارد ميگويند دولت ميخواهد به سپردهگذاران اجحاف کند و اين کار به نفع بانکداران است، اگر دولت نرخ ارز را کمي آزاد بگذارد تا بازار نفس بکشد ميگويند قيمت تمام شده توليد افزايش مييابد، اگر دولت نرخ ارز را به پايين بکشاند ميگويند دولت ميخواهد به نفع واردکنندگان عمل کند و... سخنان اين گروه اما با اقبال تندروها مواجه شده و از اين حرفها ارتزاق فکري کرده و ستونهاي ويژهشان را با هزينههاي اندک پر ميکنند.
از سوي ديگر اين گروه از استيصال فعالان بخش خصوصي استفاده کرده و با زدن حرفهاي تند در شرايط سخت امروز راه را براي تندتر کردن فضاي ذهني آنها عليه دولت هموار ميکنند. دقت در نوشتهها و گفتههاي منتقدان سياسي دولت و منتقدان اقتصادي نشان ميدهد آنها هرگز راهحل کارشناسانه، ارائه نميکنند و فقط ميخواهند دولت و برخي اعضاي اقتصادي را منکوب کنند. چشم برهم بستن و دهان باز کردن در شرايطي که اقتصاد ايران با بزرگترين معضلات تاريخ مدرن خود دست و پنجه نرم ميکند قطعاً برخلاف منافع ملي است. پاس دادن به تندروها براي اينکه آبشار بکوبند کار دشواري نيست، اگر دانش و تجربهاي داريد به دولت ارائه دهيد.


