آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

لوازم ضروری کمپینگ

دانلود رمان

دانلود رمان شوهر آهو خانم

فوری اپ

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: یکشنبه, 25 بهمن 1393 ساعت 13:25

حق‌السکوت‌های میلیونی برای پنهان ماندن یک راز

مرد جوان برای پنهان کردن رابطه پنهانی‌اش با زن شیشه‌ای تن به خواسته‌های برادر و خواهری داد که دام سیاهی برایش پهن کرده بودند.

همشهری: او كه نمي‌خواست نامزد ثروتمندش از اين راز باخبر شود، 400 ميليون تومان پول نقد و ميليون‌ها تومان اموال ديگر به خواهر و برادر معتاد داد و حتي براي ساكت كردن آنها دست به سرقت زد تا اينكه دستش رو شد.همه‌‌چيز در اين پرونده عجيب از آشنايي پسر يكي از ثروتمندان شهر سيرجان با برادر و خواهري شيشه‌اي شروع شد. پسر جوان كه باربد نام دارد پس از آشنايي با اين خواهر و برادر به خانه آنها رفت‌وآمد مي‌كرد تا اينكه در اين رفت‌وآمدها متوجه شد دختر جوان به نام ميترا به او علاقه‌مند شده است.

از همان زمان رابطه پنهاني باربد با ميترا شروع شد تا اينكه يك روز آنها كه براي تفريح به خارج از شهر رفته بودند، در راه بازگشت دچار تصادف شديدي شدند و به بيمارستان انتقال يافتند.پس از اين تصادف برادر ميترا خود را به بيمارستان رساند و وقتي شنيد كه خواهرش همراه باربد بوده است به سراغ پسر جوان رفت و تهديدش كرد كه به‌خاطر فريب خواهرش و رابطه پنهاني با او، از وي شكايت خواهد كرد.

اين در حالي بود كه باربد به تازگي با دختر يكي از ثروتمندان شهر نامزد كرده و قرار بود به‌زودي با او ازدواج كند. پسر جوان كه از شنيدن كلمه شكايت وحشت كرده بود و مي‌ترسيد كه خانواده نامزدش از اين ماجرا باخبر شوند و نامزدي‌اش به‌هم بخورد تصميم گرفت هر طوري شده از شكايت جلوگيري كند. او اما نمي‌دانست كه با اين كار در دامي گرفتار مي‌شود كه خواهر و برادر شيشه‌اي برايش پهن كرد‌‌ه بودند.

چند‌ماه بعد

حالا مدتي از اين ماجرا مي‌گذرد و باربد به جرم سرقت طلا از خانه مادر نامزدش دستگير شده است. چند هفته پيش بود كه مادر نامزدش متوجه شد كه مقداري از طلاهايش به سرقت رفته و ماجرا را به پليس خبر داد. مأموران پليس آگاهي سيرجان در جريان تحقيقات تخصصي متوجه شدند كه سرقت از سوي يك فرد آشنا صورت گرفته است؛ كسي كه از محل نگهداري طلاها باخبر بوده و به‌راحتي وارد خانه مالباخته شده است. در چنين شرايطي تحقيقات آنها براي يافتن ردي از سارق طلاها ادامه يافت و آنها در نهايت متوجه شدند كه اين سرقت توسط داماد خانواده يعني باربد رخ داده است. به اين ترتيب باربد دستگير شد و در بازجويي‌ها پرده از دامي كه در آن گرفتار شده بود برداشت.

اخاذي ميليوني

پسر جوان به مأموران گفت: از وقتي برادر ميترا پي به رابطه من و خواهرش برد، تهديدم مي‌كرد كه شكايت مي‌كند. براي همين حاضر شدم به او و خواهرش حق‌السكوت پرداخت كنم. آنها ابتدا چند ميليون خواستند و اين مبلغ را پرداخت كردم. ولي اين خواهر و برادر اعتياد شديدي به شيشه داشتند و خرجشان زياد بود. براي همين چندين‌بار ديگر هم از من درخواست پول كردند.باربد ادامه داد: از آن به بعد هر چه مي‌خواستند انجام مي‌دادم. در اين مدت در حدود 400ميليون تومان پول نقد به آنها دادم. به خواسته‌ آنها برايشان 60تخته گليم گران‌قيمت خريدم ولي دست‌بردار نبودند.

هر از گاهي به سراغم مي‌آمدند و درخواست پول مي‌كردند. من هم از ترسم تن به خواسته‌شان مي‌دادم تا اينكه حتي مجبورم كردند ماشين سواري مدل بالايم را هم به آنها بدهم. ديگر همه پول‌هايم تمام‌شده بود. با اينكه پدرم ثروتمند بود اما نمي‌خواستم از او پول بگيرم. نمي‌خواستم به ماجرا شك كند و براي همين به ميترا و برادرش گفتم كه ديگر پولي ندارم اما گوششان به اين حرف‌ها بدهكار نبود. برادر ميترا مي‌گفت كه آبرويم را مي‌برد و بايد مبلغ ديگري پول به آنها بدهم. از آنجا كه چيزي برايم نمانده بود، تصميم به سرقت از خانه نامزدم گرفتم.

مادر او طلاهاي زيادي داشت كه تصور مي‌كردم ناپديد شدن مقداري از آنها توجهش را جلب نخواهد كرد. اين بود كه چند‌باري كه به‌خانه‌شان رفتم در حدود 15ميليون از طلاها را دزديدم و به ميترا و برادرش دادم تا اينكه مادر نامزدم متوجه شد و شكايت كرد و پليس در تحقيقات پي به راز سرقت‌هايم برد.با اعترافات باربد مأموران راهي محل زندگي خواهر و برادر شيشه‌اي شدند و هر دوي آنها را دستگير كردند. به‌گفته دادستان عمومي و انقلاب سيرجان، در خانه اين زن و مرد سابقه‌دار مقداري ماده مخدر شيشه كشف شد و هر‌دوي آنها به اداره آگاهي منتقل شدند و تحقيقات تكميلي درخصوص اين پرونده ادامه دارد.

938 نمایش

نظر دادن