به گزارش آخرین نیوز، روزنامه مردمسالاری نوشت:
ملک عبدالله بن عبدالعزيز درگذشته است. تاريخ قضاوت سختي درباره اين پادشاه تاثيرگذار عربستان خواهد داشت.او در کشوري که فاقد قانون اساسي است اصلاحاتي را دنبال کرد که هيچ نتيجه ملموسي نداشته است. ملک عبدالله پادشاه کشوري بود که بزرگترين ناقض حقوق بشر در خاورميانه محسوب ميشود.
رياض در جريان موج بهار عربي بزرگترين حاميديکتاتورهاي عرب خاورميانه بود. نکته جالب اينجاست که عربستان در مورد مصر،ابتدا از محمدمرسي با آغوش باز استقبال کرد اما در جريان کودتاي ژنرالالسيسي از ارتش حسني مبارک حمايت کرد.
شاهزادههاي تکفيري آل سعود همانند بندربن سلطان در سالهاي زوال ملک عبدالله، تروريستهاي داعش را با متد القاعده ايجاد کردند.
در ايران قضاوتهاي متناقضي درباره پادشاه فقيد عربستان وجودارد.برخي با توهين او را مخاطب قرار ميدهند و برخي سعي ميکنند با مماشات از او ياد کنند.
با توجه به اصول ژورناليسم ديپلماتيک، ملک عبدالله دشمني قابل احترام بود!
ميتوان گفت در ميان سياستمداران ايراني هرگز تحليلي درست درباره عملکرد آلسعود و عربستان وجود نداشته است که دليل آن را در ديپلماسي «سروته يک کرباس» ميتوان جستوجو کرد.
نمونه ملموس اين نوع تحليل،نگاه برخي سياستمداران ايراني به ايالات متحده است.
برخي مدعيان سياست و ديپلماسي در تهران هنوز تفاوت «جمهوريخواهان» را با «دموکراتها » در آمريکا نميدانند. دو گروهي که در مسائلي که بايکديگر اختلاف دارند همانند فيلم «دارو دستههاي نيويورک Gangs of New York »، يکديگر را قصابي ميکنند.
مساله جالب اينجاست که ماجراي کشمکش اوباما با کنگره آمريکا و حتي دعوت خارج از عرف ديپلماتيک نتانياهو به کنگره نيز توسط مدعيان اکابري ديپلماسي سانسور ناديده ميگيرند. بد نيست برخي در تهران بدانند که از سفر نتانياهو بدون اطلاع اوباما و بنا به دعوت کنگره آمريکا به واشنگنتن، تعبير به «تف به صورت رئيسجمهوري آمريکا و مدافعان مذاکرات هستهاي با ايران در کاخ سفيد» ميشود.
در تهران برخي که هرگونه کار مطالعاتي را رد کرده و براساس احساس، تصميمگيري ميکنند؛ نميخواهند روي آلسعود، آمريکا يا موارد مشابه مطالعه داشته باشند و مرغ ديپلماسي آنها يک پا بيشتر ندارد.
در پرونده روابط با عربستان نکته حائز اهميت اين است که رياض را بايد به عنوان يک رقيب پذيرفت. هنر ديپلماسي اين است که تضاد منافع کشورها مديريت شود، نه اين که جنگ سرد و احتمالا تنش نظاميآغاز شود. ديپلماتها شايد بايکديگر قدم بزنند اما آنها در پشت لبخندهايي که به يکديگر ميزنند، همانند نيروهاي نظاميدر جنگهاي چريکي بايکديگر درگير هستند.
تهران قطعا در مقابل هرگونه دست درازي بايد مشت آهنين خود را نشان دهد و تا کنون نيز اين گونه بوده است.در مورد آنچه که تکفيريها براي نبرد با ايران و جنگهاي صليبي با اروپا دنبال ميکنند شکي نيست که بايد با آنها با تمام قدرت مقابله کرد اما موضوع اينجاست که آل سعود، آمريکا و هر کشور ديگر که ميبينيم سر و ته يک کرباس نيستند و ديپلماسي مرغ يک پا تنها دشمنان ايران را به کام رژيم صهيونيستي افزايش ميدهد.
علي ودايع


