به گزارش آنا، گروهی از فعالان هوادار محمود احمدینژاد کاراکتر حاجآقا شهیدی در این سریال را شبیه به آیتالله واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی(ع) دانستهاند. در همین رابطه احمد عمویی در صفحه گوگل پلاس خود با انتشار تصویر زیر نوشت:

"خب؛ #پرده_نشین هم تمام شد و فهمیدیم که #آقازاده_ها از هر گونه خطایی مبرا هستن!
مدیونین اگر فکر کنین که این دو تصویر هم شبیه هم هست و یا حتی هر دو، {...}
به شما چه که در تیتراژ پایانی سریال از تولیت آستان قدس و فرزند ایشان حاج مصطفی طبسی تشکر میکنن و توجیه هم میکنن که بخاطر اجازه فیلمبرداری در حرم بوده!!!
آخه مگر میشه آقازاده ها خطا کنن؟!
در ضمن این سریال، سریال خوبی بوده و ورود به عرصه حوزه، ورود خوبی است و در جای خود باید از متولیان آن تشکر کرد، اما این هم برداشت خیلی ها بود که بالاخره آقازاده تبرئه شد!"
در پاسخ به این یادداشت یکی از کاربران مینویسد: "برادر؛ اول اینکه شهیدی پوزیشن سیاسی نداشت و تولیت یه حوزه کوچک بود، پس تو تعریف پسرش که آیا آقا زاده می شود یا نه جای بحثه و اگر بخواهیم بگیم شبیه کی بود، مثل آقا مجتهدی بود.
دوم اینکه باید ببینیم کی این فیلم رو ساخته، اگه مثلا فرهادی یا مهرجویی سازنده این بود شما ممکن بود درست بگید، ولی شعیبی شاگرد حاتمی کیاست پس تو این پست باید تجدید نظر کرد"
از سوی دیگر روزنامه اینترنتی «هما» رسانه نزدیک به محمود احمدینژاد در تحلیلی تلاش کرده است این سریال و شخصیت آن را به آیتالله هاشمی رفسنجانی نسبت دهد.
این روزنامه نوشته است: «خط اصلی داستان درباره آیت اله ی است که فرزندش ناخواسته! سرمایه مردم را براثر اشتباهاتی به هدر میدهد. حال مردم از او شکایت دارند و آیت اله در دفاع از فرزندش درحالیکه در چند دیدار خصوصی از پسر انتقاد کرده، اعلام میکند هر اقدامی که از دستش بربیاید برایشان _ مطابق جمله گفتهشده در فیلم _ انجام خواهد داد. خانواده آیت اله تحتفشار قرارگرفتهاند و این در حال است که روایت داستان نه از بیرون که از درون و مناسبات خانواده در حال بیان شدن است، مناسباتی که همگی نشان از یک خانواده ایده آل و پایبند به تمام رفتارها و شئون انسانی و اخلاقی است و میزان این پایبندی تا جایی است که سازندگان فیلم از بین بردن سرمایههای مردم توسط فرزند آیت اله را نه از سر تعمد بلکه سهوی نشان داده و او را جوانی بادل صاف و ساده و متناسب با سن و سالش دارای غرور به تصویر کشیده است. اما در خط دیگری از داستان آیت اله به هر دلیلی که راوی از گفتنش تعمداً شانه خالی کرده از کنج خلوتی که برای خود درست کرده قصد خارج شدن ندارد و دقیقاً در این اوضاع روحانی معروفی با نام مهدوی برای دعوت از ایشان به داستان اضافه میشود و وقتی از موضوع نارضایتی مردم شهر از خانواده آیت اله خبردار میشود سعی میکند هر کاری که از دستش برمیآید برای ایشان و خانوادهاش انجام دهد، وی در مدتی که در محضر آیت الله شهیدی است او را استاد خود خطاب کرده و سعی در راضی کردن ایشان بهقصد ترک این شهر کوچک برمیآید.
با نگاهی دقیقتر و با استفاده از نشانههای موجود در فیلم میتوان بهراحتی متوجه شد که آیت الله این سریال شخصی نیست جز آیت اله هاشمی رفسنجانی. نگاهی به خانواده و زندگی ایشان کوچکترین شکی در هر بیننده ریزبین و زیرک باقی نخواهد گذاشت که خانواده شهیدی همان خانواده رفسنجانی است خانوادهای که از دید گروه سازنده این فیلم پاک و ایده آل تصویر شده و حتی اگر فرزندشان خطایی مرتکب شود نه از سر عمد که سهواً آن را انجام داده است و برای درست کردن خطاهای سهوی خودشان از هر تلاشی فروگذار نیست. اما در اینبین اصرار آن روحانی معروف برای خارج کردن آیت اله از گوشه خلوت خود نیز نماد تلاش برای بازگرداندن آقای هاشمی به عرصه سیاست است؛ رفتاری که بهراحتی از نشانه های دادهشده میتوان تشخیص داد که آن روحانی معروف نیز کسی نیست جز حسن روحانی که با نگاه به محتوای دیالوگها گفتهشده توسط بازیگر و مقایسهشان با ادبیات حسن روحانی میتوان بر این ادعا صحه گذاشت که انشا الله در آینده و بیشک در سایر قسمتهای پخششده ریز آنها را بیان خواهیم کرد.»
این سایت به تیتراژ پایانی سریال نیز اشاره می کند و می نویسد:« نگاهی به شعر پایانی و تصویر آیت الله که نوزادی را در آغوش خود گرفته بیش از هر پلان و سکانسی گویای این مطلب است که این جامعه و مردم ظرفیت حضور آیت الله و خانوادهاش را ندارد و بیشک جریان سیاسی پشت این اثر با زیرکی تمام و قرار دادن شعری با این مضمون ” اینجا هوا و بها برای آمدنت کم است» ضمن ابراز بندگی به ساحت ایشان زمانی چون انتخابات مجلس و خبرگان را مناسب حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی میداند اما از این مسئله مهم غافل اند که در آن تاریخ نیز هم چون سالهای 84 و 88 به فضل خدا و هم چنین ملت سربلند ایران عزیز، پاسخ مناسبی را خواهند شنید.»



