آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

فالوور واقعی ایرانی

لوازم ضروری کمپینگ

دانلود رمان

دانلود رمان شوهر آهو خانم

فوری اپ

تاریخ انتشار: دوشنبه, 30 آذر 1393 ساعت 10:17

ماجرای فرار زن 19 ساله از دست داعش

در منزلی نیمه کاره که فاقد کمترین اسباب زندگی است، ۵ خانواده ایزدی زندگی می‌کنند. اندوه عمیق را در بدو ورود به این منزل می‌توان احساس کرد.

به گزارش العربیه؛ داستان، ماجرای آواره کردن گروهی از ایزدی‌ها توسط داعش نیست، مردمانی که آواره اردوگاه‌ها شده‌اند؛ بلکه تجربه زن 19 ساله ایزدی به نام ام رهین است که ۲۱ روز در اسارت داعش بود. او صورت خود را در برابر دوربین پوشاند و صدایش را برای رسیدن به جهانیان بلند کرد.

او گفت: «زنان را متفرق کردند، همسرم را روبروی چشمانم کشتند، همه مردان خانواده من را کشتند، زنان را به عنوان برده به منطقه شیخ خضیر که تحت تصرف داعش قرار دارد بردند و پس از آن به موصل منتقل کردند.»

او ادامه داد: «زنان را به طرفی بردند، همسرم را روبروی چشمانم بر روی شکم خواباندند و به او گلوله شلیک کردند. زنان را مجبور کردند تا همراه آن‌ها بروند. به زور ما را به عقد مردان داعش در آوردند. ۲۱ روز با داعش بودم، شیری برای کودکم نداشتم، غذا به اندازه کافی نبود و به شکل پراکنده به ما تجاوز کردند».

این دختر ایزدی می‌گوید: «اگر می‌توانستم آن‌ها را می‌کشتم، اگر باردار نبودم به جنگ با آن‌ها می‌رفتم تا انتقام همسرم را بگیرم. من اکنون حالم خوب است، اما آنچه برایم پیش آمد را در هیچ لحظه‌ای از زندگی‌ام فراموش نمی‌کنم. فراموش کردن آن بسیار سخت است. در هر دقیقه از زندگی‌ام آنچه که پیش آمده است را روبروی چشمانم می‌بینم.»

2053 نمایش

نظر دادن