به گزارش آخرین، روزنامه اعتماد نوشت:
امري را كه ممكن است موجب مرافعه و نزاع شود لاپوشاني كردن و آن را مورد توجيه و تاويل قرار دادن، رفع و رجوع كردن، سروته كاري را به هم آوردن و ظاهر قضايا را به نحوي درست كردن، به نحوي خطايي را پوشانيدن، به زرنگي و چربهدستي عيوب كسي را پوشيدن، پوشانيدن خطايي يا عيبي و... تمام اين تعاريف در كلمهيي به عنوان «ماستمالي» خلاصه ميشود؛ كاري كه مديران فدراسيون فوتبال در چند سال گذشته نشان دادهاند تبحر خاصي در انجام آن دارند. در واقع تمام جنجالها و اشتباهات مديريتي در سالهاي گذشته با «شوخي»، «خنده» و «سكوتهاي عذابآور» توسط مديران ارشد فوتبال ايران ماست مالي شده است. شايد به همين دليل است كه هميشه در كنار مديريت علي كفاشيان و دوستانش در فدراسيون و سازمان ليگ كلي «ابهام» و «علامت سوالهاي» مختلف وجود داشته است. يكي از اين ابهامات بزرگ موضوع فعاليت غيرقانوني مديريت فدراسيون فوتبال در 5/2 سال گذشته بوده است؛ جرياني كه ارتباط مستقيم با اساسنامهيي دارد كه علي كفاشيان آن را براي «رهايي» و «مقابله» با دشمنانش تدوين كرد تا بتواند يكبارديگر چهار سال بر مسند قدرت در فوتبال ايران تكيه بزند! مديران فدراسيون فوتبال درسال 1390 در شرايطي قبل از برگزاري مجمع انتخاباتي، اصلاحاتي مهم روي اساسنامه فدراسيون فوتبال انجام دادند و انتخابات را بر اساس قوانين جديد وضع شده از سوي خودشان برگزار كردند كه هنوز هم معلوم نيست اين اساسنامه واقعا توسط فيفا تاييد شد يا نه!
كفاشيان و معضل نوابرييس
مهدي تاج و سردار عزيزمحمدي، نايبرييس اول و دوم فدراسيون در دوره اول رياست كفاشيان بر فوتبال ايران بودند؛ دو مديري كه چهار سال تمام با نفر اول فوتبال ايران اختلافات شخصي و مديريتي شديد داشتند. تاج و عزيزمحمدي منتخب مجمع و در مواقع حساس معمولا كاري را انجام ميدادند كه خودشان صلاح ميديدند بايد آن را انجام بدهند به همين دليل فدراسيون يك دوره مديريتي چهار ساله «خيلي بد» را پشت سر گذاشت. در دل اين چهارسال هيات رييسه فدراسيون كه اكثريتش مخالف سياستهاي كفاشيان بود، جلسات مختلفي را در منزل يكي از اعضا بدون حضور كفاشيان برگزار ميكرد. خروجي اين جلسات البته صورتجلسههاي جنجالي بود كه وقتي در جلسات رسمي اعضا در دفتر رييس برگزار ميشد، واكنش تند كفاشيان را به همراه داشت. هر چند كفاشيان با رفتارهاي خود باعث شد اين مصوبات يكي پس از ديگري اجرايي نشوند اما در اصل ماجرا هيچوقت تغييري حاصل نشد. اختلافات شديد تا شب آخر قبل از برگزاري مجمع انتخاباتي ادامه داشت.
انتصاب و ماجراي درگيري!
نتيجه تمام اين اختلافات اين بود كه رييس فوتبال ايران براي چهار سال دوم دوره مديريتي خود به فكر راه چاره بيفتد. او به اين نتيجه رسيده بود كه براي مديريت با خيالي «آسوده» يك هيات رييسه «بلهقربانگو» احتياج دارد. او و همفكرانش به اين نتيجه رسيدند كه نواب رييس اول تا سوم به صورت مستقل نتوانند در انتخابات شركت كنند و توسط نامزد احراز پست رياست به مجمع معرفي شوند. توجيه انجام اين كار آنروزها «يكدست» كردن هيات رييسه بود اما در باطن كفاشيان قصد «سركوب» مخالفان را داشت. به اين ترتيب بود كه او پيشنهاد رسمي خود را در هيات رييسه مطرح كرد تا اعضا را مجاب كند كه اين مصوبه را امضا كنند. در آن جلسه اكثريت با پيشنهاد مخالفت كردند. آنها اعتقاد داشتند كه اصلاحات با پيشنهاد وزارتخانه ارائه شده است نه فكر كفاشيان! چرا كه سياست اين بود با تغيير اساسنامه تعيين نوابرييس انتصابي باشد. به اين دليل كه هم بتوانند رييس را خودشان انتخاب كنند و هم نوابش را! آن روزها وزارت ورزش برنامهريزي لازم را براي حذف كفاشيان كرده بود. مديران ورزش كشور نماينده خود حميد سجادي را به جلسه هيات رييسه فرستادند تا رسما اعلام كند كه وزارت خواهان انتصابي شدن نواب رييس اساسنامه است. در آن جلسه البته درگيري شديد لفظي هم بين عزيزمحمدي با عليرضا رحيمي و سجاد، معاون وزير به وجود آمد با اين حال وقتي هيات رييسه مجاب نشد كفاشيان تصميم گرفت اين تصميمگيري را به مجمع واگذار كند. بااين حال در جريان برگزاري مجمع عمومي فدراسيون وقتي كفاشيان پيشنهاد اصلاحات اساسنامه را به راي گذاشت حرف و حديثهاي زيادي به وجود آمد. طبق قوانين اساسنامه قبلي دو سوم اعضاي مجمع بايد به پيشنهاد كفاشيان راي مثبت ميدادند كه اين اتفاق در آن مجمع انتخاباتي رخ نداد. آراي مثبت مدنظر كفاشيان بيشتر از 50درصد به علاوه يك، ولي كمتر از دو سوم بود. اما مهدي محمدنبي، دبيركل فدراسيون فوتبال و هوشنگ نصيرزاده در اين رابطه تفسير به راي كرده و اعلام كردند اين اصلاحات به تصويب رسيده است، چرا كه طبق اساسنامه كافي است كه 50درصد به علاوه يك نفر راي بدهند. محمد عباسي، وزير وقت ورزش و جوانان هم از اعضاي مجمع خواست كه اعتراضي انجام ندهند. در نهايت كارگروه 13 نفرهيي به رياست تاج مامور انجام اصلاحات در اساسنامه فدراسيون فوتبال شد.
شورش در مجمع فدراسيون
مهدي تاج و عزيزمحمدي در آن مجمع جنجالي هيچ اعتراضي نكردند. آنها مطمئن بودند كه اصلاحات را به صورت غيرقانوني تصويب كردند. سكوت اين دو نفر و عدم اعتراض آنها دليل داشت. شب قبل از مجمع آنها نامهيي تنظيم كرده و آن را به كفاشيان دادند تا در مجمع قرائت كند. گويا در نامه آمده بود كه طبق قانون اصلاحات اساسنامه بايد به امضاي موافقتي 11 نفر از شوراي 13 نفره رسيده باشد. تيم مخالفان بر اساس تحقيقات مطلع شده بودند كه هشت نفر از اعضاي كارگروه با اين اصلاحات موافق نبودند و حاضر نشده بودند طرح را امضا كنند. به اين ترتيب طرح اين اساسنامه اصلاحي در مجمع خلاف قانون بود. آنها روي اين موضوع اشراف داشتند و براي همين از طرف هيات رييسه مصوب كردند انتخابات بايد طبق اساسنامه قديمي برگزار و تغييرات بعد از روي كار آمدن مديريت جديد در اساسنامه لحاظ شود. هادي آيتاللهي و علي كفاشيان البته اين مصوبه هيات رييسه را امضا نكردند! در اين بين آنها گزارش مفصلي از وقايع روند كاري شوراي 13 نفره براي اصلاح اساسنامه تهيه كردند تا آن را در اختيار مديران باشگاهها و روساي هياتهاي فوتبال قرار دهند. هدف از انجام اينكار اين بود كه همه بدانند اساسنامه اصلاحي در شورا با موافقت اكثريت آرا تدوين نشده و غيرقانوني است. به اين ترتيب همه كارها انجام شده بود اما يك اتفاق غيرقابل پيشبيني همهچيز را خراب كرد. وقتي مخالفان تصميم داشتند نامهها را تكثير كنند، رييس كل حراست وزارت ورزش و حميد سجادي با مخالفان براي كسب تكليف تماس گرفتند. وزارتيها به عزيزمحمدي و تاج اعلام كرده بودند كه محمد عباسي قصد حضور در مجمع را دارد اما به آنها گزارش شده كه قرار است مخالفان كفاشيان اغتشاش كنند و شورش به راه بيندازند تا مجمع تعطيل شود در صورتي كه چنين اتفاقي رخ بدهد و وزير حضور داشته باشد بار منفي قضيه بالا خواهد بود و پيامدهاي بسيار بدي به همراه خواهد داشت. اين سناريو طراحي و اجرا شد و مخالفان كفاشيان مجبور شدند در مجمع با وجود رخ دادن كلي اتفاق جنجالي سكوت كنند. در آن مقطع يك نفر از فدراسيون گزارش فعاليتهاي تاج و عزيزمحمدي را به وزارت ورزش داد؛ مديري كه درجريان تمام نامهها و فعاليتها قرار گرفته بود، مديري كه با وزارت ورزش هم هماهنگ بود!!
شايد فاجعه رخ بدهد و تعليق شويم
بايد توجه داشت كه قرار بود تاج رييس كارگروه 13 نفره با تصميم مجمع باشد، تمام جلسات كارگروه در دفتر كفاشيان و با رياست او برگزار شد و در نهايت اصلاحات موردنظر انجام گرفت. طبق قوانين البته مديران فدراسيون بايد تاييديه فيفا را روي اصلاحات و اساسنامه جديد ميگرفتند. آنها چندي بعد و در آستانه برگزاري مجمع انتخاباتي تاكيد كردند كه اساسنامه را به سوييس فرستادهاند و فيفا آن را تاييد كرده است اما هيچ سند و مدركي در اين باره نشان ندادند. مهدي محمدنبي يار كفاشيان برگزاركننده مجمع بود و انتخابات را بر اساس اساسنامه جديد برگزار كرد و در نهايت كفاشيان توانست با دور زدن وزارت ورزش و جوانان و بيتوجهي به فشارها براي كنارهگيري انتخابات دوباره رييس شود. اگر اين اتفاق واقعيت داشته باشد و فيفا در جريان اين تخلف بسيار بزرگ قرار بگيرد فاجعهيي عظيم در ورزش كشور رخ خواهد داد و فوتبال ايران تعليق ميشود. هنوز خيليها كه با كفاشيان دشمني دارند به دنبال اين هستند تا ثابت كنند او با دور زدن فيفا، انتخابات اسفندماه را با اساسنامهيي برگزار كرد. دبيركل فدراسيون سال گذشته اعلام كرده بود كه در بهمنماه تاييديه فيفا را به اهالي فوتبال نشان خواهد داد. اما الان هفت ماه از اين تاريخ ميگذرد و هنور نامه تاييديه فيفا رسانهيي نشده است. آيا مديران فدراسيون فوتبال با توجيه رفتارها و ماست مالي كردن پرونده قصد فرار رو به جلو دارند؟ آيا ورود مجلس به پرونده تخلفات بزرگ در انتخابات فدراسيون ارتباطي به اين حوادث و ماجراي اساسنامه دارد؟ چرا نصيرزاده، رييس كميته تدوين مقررات در رسانهها قسم خورده كه نميداند فيفا اساسنامه را تاييد كرده است يا نه؟



