https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: شنبه, 17 مرداد 1393 ساعت 00:36

فارغ از به‌به و چه‌چه...

بهروز بهزادي در روزنامه اعتماد نوشت:

روزنامه‌نگار كه باشي مي‌داني بايد ميرزاي مردم شوي. غم و درد و شاديشان را بنويسي. در برابرشان كرنش كني ولي در برابر صاحبان زر و زور راست قامت بايستي، چون چنين مي‌كني همواره زير فشاري. نخستين فشار را وجدانت بر تو وارد مي‌آورد كه آيا چنان كه بايد كردي؟ و فشارهاي ديگر را صاحبان قدرت و مكنت وارد مي‌آورند كه «نه تنها نبايد بر ما باشي بلكه بايد با ما باشي.» اگر در خدمت مردم نباشي، روزي حتي هزاران صفحه بنويسي، روزنامه‌نگار نيستي و چون به خدمت مردم درآيي لقب خبرنگار و روزنامه‌نگار، شايسته تو مي‌شود ولي فشار‌ها بر تو فزوني مي‌گيرد. اين سرنوشت محتوم همه روزنامه‌نگاران دنياست. مردم به آنان نشان و مدال و پاداش نمي‌دهند ولي عاملان فشار براي شكستن توان آنان هر كاري از دست‌شان بر مي‌آيد مي‌كنند. ميرزاي مردم كه باشي جيب‌هايت خالي مي‌ماند ولي قلمت برنده. اگر تسليم فشارها شوي شايد جيب‌هايت پر پول شود ولي با كندي قلم و آبروي بر زمين ريخته چه مي‌توان كرد جز اينكه بايد سر به گريبان فرو برد و مجيز و تعريف نوشت و در برابر نگاه‌هاي سرزنش ديگران تسليم شد.

... و ديروز روز خبرنگار بود. بگذاريد بنويسم روزنامه‌نگار. تعريف‌ها و تمجيد‌هاي مسوولان از اين جماعت قلم به دست بسيار بود. به‌به و چه‌چه‌هاي بسيار گفتند، امروز مي‌گويند و شايد فردا هم بگويند ولي آنچه در اين ميان مغفول مانده است زندگي اين جماعت است. تعريف نه نان مي‌شود و نه آب. روزنامه‌نگاران اين روزها از ضعيف‌ترين قشرهاي جامعه‌اند. چون بيشترين آنان مي‌خواهند به حرفه‌شان وفادار بمانند «هم چوب را مي‌خورند و هم پياز را». درآمدشان بسيار اندك است چون روزنامه‌نگاري يا به تعبير درست‌تر كار رسانه در كشور ما برعكس بيشتر كشور‌هاي دنيا با استقبال مردم روبه‌رو نيست و چون نيست، بنگاه‌هاي مطبوعاتي نيز كمترين سود را مي‌كنند و شايد ضرر. بيشترين واحدهاي رسانه‌يي ما جز تعدادي انگشت‌شمار با بودجه‌يي دولتي يا شبه‌دولتي و غير از سودي كه بايد داشته باشند گذران مي‌كنند. طبيعي است كه فشار مالي داشته باشند. ناگفته پيداست كه اين وضع، به اضافه كم تحملي دولتمردان كه گاه تبديل به فشار مي‌شود و رسانه را تا آستانه تعطيل شدن مي‌برد، در سال‌هاي گذشته باعث كم‌رمقي رسانه‌هايمان شده است و چون مردم رسانه جاندار و منتقد مي‌خواهند، تيراژ‌ها سير نزولي گرفته است. پس به دلايلي كه نوشتم و چند دليل ديگر در دوران ركود رسانه‌يي به سر مي‌بريم.

اين دوران ركود مي‌تواند تبديل به دوران رونق كار رسانه در كشور شود، به شرط آنكه رسانه‌ها را آزاد بگذاريم، خط قرمز آنها در نگارش قانون اساسي و قوانين موضوعه كشور و منافع ملي باشد و در كنار اين اقدام شرايطي فراهم آوريم كه رسانه‌ها در شرايط رقابتي قرار بگيرند و بودجه و رانت دولتي يا سوبسيد‌هاي مختلف شامل هيچ رسانه‌يي نشود. آنگاه هر رسانه‌يي كه بتواند مخاطب بيشتر داشته باشد در بازار رقابتي باقي خواهد ماند و هر رسانه‌يي كه از بودجه، سوبسيد يا رانت دولتي يا شبه‌دولتي استفاده مي‌كند ناچار مي‌شود عرصه را براي رقيب خالي كند. تاكيد مي‌كنم براي افزايش مخاطبان رسانه‌ها و ورود آنها به دوران رونق چاره‌يي جز وادار كردن آنها به رقابت با هم نداريم. در شرايط رونق رسانه‌ها وضع مالي آنها و به تبع آن وضع مالي نويسندگان و كاركنان رسانه‌ها بسيار بهتر خواهد شد.
869 نمایش

نظر دادن