https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: سه شنبه, 23 بهمن 1391 ساعت 10:22

هاشمی‌رفسنجانی: قصد کاندیداتوری ندارم/ فردی را بپسندم حمایت می‌کنم

من فکر می‌کنم الان زمان مناسبی برای اصلاح قانون اساسی نیست و اگر هم‌زمانی تصمیم به اصلاح گرفته شد، باید خیال ما راحت باشد که در جهت درست اصلاح می‌شود.

هاشمی‌رفسنجانی مرد روزهای بحران است. فقیه سیاستمداری که حیات سیاسی‌اش همواره چه پیش از روزهای شخم شوره‌زار سلطنت و پایان خودکامگی پهلوی دوم، و چه آنگاه که ساخت قدرت و ریخت حکومت دگرگون شد و نهاد استبداد جای خود را به نهاد دولت/ ملت داد با فراز و فرودهای فراوانی روبه‌رو بوده است.

هاشمی‌رفسنجانی در طول عمر سی و چهار ساله نظام اسلامی ایران بیشتر پست‌های مهم حاکمیتی را تجربه کرده و اما این روزها تنها اقامت در کاخ مرمر برایش مانده است. او سال 91 را در حالی به پایان می‌رساند که فشارهای زیادی را در این سال متحمل شد اما این فشارها هرگز باعث نشد تا آیت‌الله سکوت کند.

هاشمی حرف‌هایش را گاهی در لفافه و گاهی با صراحت گفت. درخواست دیدارکنندگانش را پذیرفت. انتقادها از وضع موجود را گوش کرد. البته او هم دیگر مجسمه دفاع از وضع موجود نیست. هاشمی هم منتقد است، البته منتقدی مدافع نظام. در این دیدارها انتقاد کرد، راهکار داد و بر مواضع قبلی‌اش تاکید کرد.

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی اما در حالی که فضای سیاسی کشور، انتخاباتی می‌شود در گفت‌وگو با سایت خبرآنلاین خیال همه دشمنان و منتقدان خود را آسوده کرد و گفت: «قصد کاندیداتوری ندارم.» او در این گفت‌وگو درباره بازنگری قانون اساسی، تغییر در آرایش گروه‌های سیاسی، مذاکره ایران و امریکا، نامه بدون سلام به رهبری و دولت وحدت ملی سخن گفته است.

*از اول هم می‌دانستم این راهی که شروع کرده‌ام، راه پرسنگلاخی است و در همان شرایط انتخاب کردم که این‌گونه بمانم و خواهم بود. از طرفی هم بالاخره این راه، فراز و نشیب داشته و اگر یک جایی خستگی و ناراحتی بوده، یک جایی هم پیروزی‌‌ها و موفقیت‌‌ها و خدماتی که انسان توانسته ارائه بدهد، موجب رضایت است.

*ولی جریان بداخلاقی‌‌ها و خودخواهی‌‌ها و یک مقدار کج‌فهمی‌ها از اسلام و افراطی‌گری‌ها را که می‌بینم، این رنج مستدام است و انسان هر روز یک چیزی می‌بیند.

*هنوز هم معتقدم عامل عقب‌ماندگی کشورها، استثمار و فقر و توسعه‌نیافتگی است که مقصر آن استعمارگرانند. البته اگر ملت‌ها یا کشورها خودشان راه درستی داشته باشند، آنها نمی‌توانند استثمار کنند.

*اینکه مأیوس باشیم که تغییری پیدا نکند، درست نیست. تحقیقا انسان‌های باسواد، متفکر و مخلص و باایمان الان فراوان هستند که از این وضع قانع نیستند و بعضی‌‌ها ناراضی و بعضی‌‌ها مخالف هستند و بعضی‌‌ها از روند جاری ناراضی و درصدد اصلاح اشتباهات هستند و با حفظ اصول اسلامی انقلاب و اسلام، در جهت تکامل آن تلاش می‌کنند. جوان‌هایی هم که فعلا کم‌کم وارد میدان می‌شوند، آنها هم تفکرات‌شان همین‌طور می‌شود. در مجموع به نظرم بدنه جامعه دارد می‌رود به سمتی که شرایط کشور در آینده بهتر می‌شود. من مایوس نیستم و امید هم دارم که این اتفاق می‌افتد.

*در بعد بین‌المللی هم، شرایط دنیا در حال تغییر است؛ شرایطی است که ملت‌ها نوعا دارند بیدار می‌شوند و در پی ایجاد شرایط بهتر، هستند.

*رهبری چون ایشان از جوانی تفکرات‌شان تفکرات انقلابی اسلامی بوده و اسلام را هم خوب می‌شناسد و به اندازه کافی هم باهوش هستند، ایشان می‌توانند الان اگر تصمیم بگیرند شرایط را به آن مسیری که اهداف اولیه انقلاب بوده در همان مسیر بیاورند.

*شما انقلاب‌های دیگر را هم ببینید. الان مصر، لیبی، یمن، افغانستان و عراق را ببینید. ما بهتر از همه اینها از مسائل عبور کردیم. جنگ ما را گرفتار کرد. اما بعد از جنگ دوباره مسیر درستی انتخاب کردیم و جلو رفتیم. در مجموع فکر می‌کنم همان راهی که نیروهای اولی و پیشتاز با پشتیبانی مردم ترسیم کردند، آن راه، جواب می‌دهد اگر مراعات بکنیم. شما قانون اساسی را ببینید، چهل و چند اصلش حقوق مردم است.

*اگر همان‌‌ها اجرا شود، همه آزادی‌‌ها خیلی و بیش از آنچه فکر می‌کنید وجود دارد. آن محدودیت‌ها و مجازات‌هایی که برای تجاوز به حقوق مردم گذاشته شده و جلوگیری از سانسور و شکنجه و حقوقی که به هر شهروند داده‌اند، انصافا آنها سطح بالایی است. ایده‌آل است. قانون اساسی در همه دنیا بعد از چند سال بعضی قسمتش عوض می‌شود. اینجا هم اگر ضرورت پیش آمد و لازم بود، می‌تواند بشود و مشکلی نیست. در خودش هم شیوه اصلاح قانون اساسی هست. مشکل آن‌گونه ندارد. به نظرم ساختار خوب تنظیم شده و عمل به ساختار اشکال دارد.

*من فکر می‌کنم الان زمان مناسبی برای اصلاح قانون اساسی نیست و اگر هم‌زمانی تصمیم به اصلاح گرفته شد، باید خیال ما راحت باشد که در جهت درست اصلاح می‌شود.

*من که در زمان ریاست‌جمهوری احساس کمی اختیارات نکردم. جواب این سوال را از خودشان بپرسید. من خودم که رییس‌جمهور بودم مشکلی برای کارهایم نداشتم. هر کاری که انجام می‌شد، منطقی پشت آن بود و می‌توانستم دفاع کنم. با مجلس، قوه قضاییه و با دولت که خودمان بودیم و با نهادها و به ویژه با رهبری، مساله عمده در اینجا رهبری هستند. افکار بنده با رهبری خیلی در اداره کشور نزدیک بود. اگر یک درصد موردی بود که اختلاف پیش آمد، در آنجا باز طبق همین قانون اساسی، بنده باید از ایشان متابعت کنم که می‌کردم.

*کاری که خودم در دوره قبل کردم، آن را یک مصداقی از وحدت ملی می‌دانم. البته در هیچ جایی از وحدت ملی تعریفی نشده است که مورد خاصی داشته باشد و همیشه مصادیق مختلفی دارد. بعد از جنگ وقتی که رییس دولت شدم، فکر کردم نیروها و جریان‌های مختلفی که در کشور و در انقلاب هستند، اینها همه باید سهیم باشند و لذا کابینه‌یی که تشکیل شد از چپ، راست و مستقل در آن بودند و سعی می‌کردیم تا سطح پایین و معاونان وزرا و پایین‌تر رعایت شود و استاندارها و فرماندارها و بخشدارها همه از یک جناح نباشند و ترکیبی از جناح‌‌های مختلف باشند که چپ و راست و مستقل بودند و همه نوع هم بودند. وحدت ملی که من می‌گویم این است و این هم مقدور است. چند بار هم تفسیر کردم. ولی آنهایی که می‌خواهند مخالفت کنند، حرف خودشان را می‌زنند و هر چه می‌خواهند می‌گویند.

*وقتی که کارزار انتخاباتی روشن شود و اگر ببینم آن کسی را که می‌پسندم و فکر می‌کنم به اهداف انقلاب بهتر می‌تواند خدمت کند، از او حمایت می‌کنم.

*رهبری درباره آن نامه معروف به خود من فرمودند درباره محتوای نامه ملاحظه‌یی ندارم اگر با من مشورت می‌کردید، می‌گفتم بعد از انتخابات منتشر کنید. توصیه من به طور کلی این است که ما هم باید در سیاست داخلی خودمان یک مقدار تغییر ایجاد کنیم و به طرف مردم برویم. یعنی جامعه و افکار عمومی را بیش از این به حساب بیاوریم و بدون آنها نمی‌شود کار کرد. اصلا پیروزی ما با اینها بود و همیشه تنفس ما در دوران مبارزه با مردم بود با جای دیگری که ارتباط نداشتیم. پیروزی انقلاب به دست مردم رقم خورد. ما در زندان بودیم. مردم به خیابان‌‌ها آمدند و ما را از زندان آزاد کردند. دفاع ما هم با مردم بود و همه این‌گونه بود.

*فکر می‌کنم ما باید کاملا مردمی عمل کنیم. آرای مردم مهم است. مردم ببینند که روی آرایشان حساب می‌شود، یک رای هم می‌تواند یک جریانی را تغییر دهد. در سیاست خارجی حتی‌المقدور هم برای خودمان دشمن درست نکنیم که در داخل بگوییم که به خاطر دشمنی خارجی مثلا ما داریم این کارها را می‌کنیم. گاهی افراد دشمن‌تراشی می‌کنند برای اینکه در داخل بگویند ما مشکل داریم. اگر خودمان سالم عمل کنیم و با دنیا هم سالم رابطه داشته باشیم از این مشکلات کمتر می‌شود.

*همان زمان که این بحث‌ها بود، خود امریکایی‌‌ها ابراز تمایل برای مذاکره می‌کردند، من شرط می‌گذاشتم که اول باید حسن‌نیت خودتان را ثابت کنید. می‌گفتند که چگونه ثابت کنیم؟ می‌گفتم شما اموالی را که از ما در امریکا مصادره کرده‌اید و ما نیاز داریم به ما برگردانید و رفتارهای غلطی که دارید که تجاوز به حقوق ما است، این مواضع را کنار بگذارید. اگر این‌گونه باشد، ما مشکلی نداریم و مثل بقیه. امام(ره) هم گفته بودند که اگر امریکا آدم شود، ما مذاکره می‌کنیم. در زمان خود امام، حرف امام را تفسیر کردیم و گفتیم امریکا باید آدم شود، یعنی به حقوق دیگران تجاوز نکند و به حق خودش قانع باشد. من هنوز هم همان‌طور فکر می‌کنم و همان عقاید را دارم.

*هیچ‌وقت ایران شروع‌کننده نبوده که وقتش نباشد. ما که بنا نداشتیم با کشوری برای همیشه بد باشیم. وقتی که آنها دشمنی و بدی می‌کنند از طرف ما هم این‌گونه می‌شود. و حتی قطع روابط را آنها شروع کردند. من به هر حال می‌گویم ما با همه دنیا می‌توانیم در صورت احترام و اعتماد متقابل همکاری داشته باشیم البته رژیم اسراییل را هم که می‌گوییم، قبول نداریم، به خاطر این است که اسراییل ذاتا غاصب است و مردمی را از کشورشان بیرون کرده و ظالمانه جایشان را گرفته و آواره کرده است، ولی با بقیه کشورها می‌توانیم حرف بزنیم و رابطه داشته باشیم و رفت و آمد کنیم.

*کار ما همیشه گفت‌وگو است و با خیلی‌‌ها مذاکره می‌کنیم. ما چقدر مصاحبه‌های چالشی کردیم. مصاحبه‌های آزادی که همه نوع خبرنگاری بوده، خارجی، داخلی. مصاحبه‌یی که با روزنامه کیهان کردم. کیهان همیشه منتقد دولت من بود. مصاحبه کیهان با من یک کتاب شد و خودشان هم چاپ کردند. هیچ ابایی نداریم که مذاکره کنیم. اینکه من دعوت کنم یا آنها بیایند، خیلی اتفاق افتاده و بحث شده است. از کارهای خودمان می‌توانیم دفاع کنیم. منتها همیشه نباید فکر کنیم کارمان حتما درست است. وقتی که صحبت کردیم و به نتیجه رسیدیم که درست نیست، اصلاح می‌کنیم. زیاد هم توضیح دادم و داده‌اند، ولی به نظر می‌رسد در بسیاری از تخریب‌ها و بداخلاقی‌ها بحث انتقاد به معنای واقعی آن نیست. در واقع برخی ماموریت دارند که این خط سیر را دنبال کنند، یعنی جریانی فکری ماموریت دارد چنانچه کاری انجام شود، تخریب کند. چرا انجام شد و اگر انجام نشود تخریب کنند چرا انجام نشد؟ یعنی به دنبال کشف حقیقت و اصلاح امور نیستند. از آنها خواسته شده در رسانه‌ها و محافل‌شان، این خط سیر را دنبال کنند و کاری هم به خوب و بد آن نداشته باشند. البته مصداق‌های زیادی وجود دارد که افراد منتقد با من دیدار کرده‌اند و نظرشان برگشته است. ولی گفتم منتقد بودند نه مامور و بسیاری هم در مواجهه با بنده طلب حلالیت کرده و می‌کنند که من همه را حلال کرده‌ام.

*انقلاب اسلامی ایران بسیار عظیم و منحصر به فرد است و زحمات زیادی برای آن کشیده شد و خون‌های بسیاری برای آن ریخته شده و وقتی می‌بینم عده‌یی قدر آن را عمدا یا سهوا نمی‌دانند و به آن ضربه می‌زنند، متاثر می‌شوم.

منبع: روزنامه اعتماد

1418 نمایش

نظر دادن