به گزارش آخرین نیوز، احمد شیرزاد در روزنامه بهار نوشت:
آقای حسین شریعتمداری در جدیدترین تحلیل خود تاکید کردهاند: «این روزها، در آستانه انتقال دولت دهم به یازدهم، مجموعه مشترکی از دستاندرکاران دولتهای سازندگی و اصلاحات و مخصوصا اصحاب فتنه آمریکایی- اسراییلی 88، عملیات روانی پرحجم و گستردهای را برای انکار خدمات برجسته و کمنظیر- و در پارهای از موارد بینظیر- دولت کنونی سازمان داده و در این شیپور فریب میدمند که انگار قرار است «ویرانه»ای از دولت دهم به دولت یازدهم تحویل داده شود!»
وی همچنین بر این اعتقاد است که «دکتر روحانی اگرچه هوشمندتر از آن است که در چنبره فریب اصحاب فتنه آمریکایی- اسراییلی 88 گرفتار شود و به عنوان عضو چندینوچندساله شورایعالی امنیت ملی با نشان اعتماد نمایندگی رهبر معظم انقلاب نمیتواند از هویت واقعی و افشاشده جماعت فتنهگر بیخبر باشد ولی شواهدی در دست است که از طراحی یک پروژه وارونه برای تخریب و درنهایت ناکامی ایشان در مسئولیت خطیری که بر عهده گرفته است حکایت میکند. این پروژه که مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه با پوشش بازگشت به سال 84 از آن یاد میکنند، شامل دو بخش بههمچسبیده «ورود» و «تخریب» است.»
اینگونه تحلیلکردن آن هم از سوی مدیرمسئول روزنامه کیهان امری نو و جدید نیست. درواقع باید گفت که این قبیل تحلیلها که میتوان از آن به عنوان تحلیلهای کیهانی نام برد اصولا ارزش نقد محتوایی ندارد. حسین شریعتمداری به دلیل سبقهای که در نوشتار خود دارد، دوست دارد همهچیز و هر حرکتی را امنیتی ببیند.
او در تحلیلهای خود با نگاه امنیتی طوری اوضاع را نشان میدهد که باورش حتی برای عوام هم مشکل است. آقای شریعتمداری آنقدر نگاهش امنیتی است که حتی اگر درباره آب و هوا هم کسی نظری داشته باشد، وی به قدری کافی دلایل و مدرک از ارتباط استکبار جهانی با همکاری عوامل داخلی رو میکند تا نشان دهد که این دو با همکاری یکدیگر باعث بالارفتن درجه حرارت هوا شدهاند. ایشان باید دیگر درک کرده باشد که اینگونه تحلیلکردنها رنگ باخته است. باید گفت که آقای شریعتمداری! حنایتان دیگر رنگ ندارد. تحلیلهای امنیتی دیگر رنگ باخته است. آقای شریعتمداری به عنوان یک شهروند حق دارد که یک تحلیل و نظر را قبول نداشته باشد. راهحلش این است که با ارائه استدلال و منطق ثابت کنید که یک طرز تفکر اشتباه است. اما آقای شریعتمداری روشی غیر از این روش را در پیش گرفته است. ایشان با ارائه استدلالها و ارائه مدارک غیرمرتبط طوری تحلیل میکند که انگار مدارک را از کره مریخ آورده است. اصولگرایان امروز در شرایطی نیستند که بخواهند این تحلیلها را بشنوند. بلکه راه مفید امروز برای اصولگرایان تحلیل درباره علل شکست آنان است تا بتوانند روشهای خود را اصلاح کرده و به عنوان یک جبهه آبرومند به فعالیت سیاسی خود ادامه بدهند. آقای شریعتمداری بهتر است اگر مدارکی دال بر ایجاد توطئه و تخریب دارد با مدارک و تحلیلهای قابل دفاع آن را ارائه بدهد.
چه خوب بود که ایشان این پروژه را با مدارک محکمهپسند ارائه میداد. صرفنظر از این مسائل میتوان روی چرایی صحبتهای آقای شریعتمداری تمرکز بیشتری کرد. آقای شریعتمداری درصدد آن استکه به هسته سخت قدرت-مجموعه نیروهایی که در هشت سال دولت اصلاحات توطئههای هر 9 روز یک بحران به وجود میآورند- نزدیک شوند. البته باید توجه کرد که شرایط امروز با شرایط سالهای 76 تفاوت دارد. بعید میدانم که دولت روحانی با مسائلی مانند دولت خاتمی درگیر شود. امروز تجربه بهدستآمده باعث میشود که دیگر معضل و مشکلات سال 76 را نداشته باشیم. از آن طرف نیروهایی که از سال 76 تا 84 نقشآفرینی میکردند تغییر خطمش دادهاند. خیلی از آنان به نیروهای سیاسی متعارف تبدیل شدهاند. از این جهت فکر نمیکنم که در این دوره مانند سال 76 با مشکلاتی روبهرو باشیم. حال اینگونه تحلیلکردنها نشان میدهد که نیروهای تندرو درصدد آن هستند که به نوعی به آن هسته سخت قدرت آمادگی دهند تا بلکه در مجلس در مقابل کابینه پیشنهادی آقای روحانی صفآرایی جدی داشته باشند. همچنین پیشبینی میشود که اینگونه تحلیلها برای ایجاد یک فضای ترس در میان حلقه مشاوران آقای روحانی است.
حدس میزنم در کنار این آتش که آقای شریعتمداری تهیه کرده است، روی میز آقای روحانی پروندههای متعددی را از فهرستهای سیاه قرار میدهند، که مثلا فلانکس نمیتواند باشد. اینها میخواهند دست آقای روحانی را برای همکاری با اصلاحطلبان ببندند. البته این شرایطی است که اصلاحطلبان به کرات عنوان کردهاند که به دنبال پست و مقام نیستند ولی درعینحال هرجا که به کمک نیاز داشته باشند خواهند بود. یعنی اینطور نیست که اصلاحطلبان مشي درویشی در پیش گرفته و بخواهند از هرکاری پرهیز کنند و آن طور هم نیست که اشتهای برانگیختهای داشته باشند برای اینکه دوباره پشت میز بنشینند.
اصلاحطلبان نمیخواهند حساسیت رابرانگیزند بهطوری که بخشی از اصولگرایان که امروز واقعبین شدهاند دوباره به تردید روی بیاورند. متاسفانه اینها تردیدهایی است که آقای شریعتمداری سعی دارد ایجاد کند؛ تردیدی که تنها شکاف میان روحانی با اصلاحطلبان ایجاد میکند.


