
از ماهها پيش بسياري از اصولگرايان نسبت به اقدامات احتمالي جريان موسوم به «انحرافي» در آستانه انتخابات رياستجمهوري هشدار ميدادند. آيا هشدارهاي اصولگرايان در ماههاي گذشته صرفا تهمتي به اين جريان بود؟ هدف از آن سخنان چه بود؟
آنچه پيشبيني ميشد يا احتمال رخ دادن آن وجود داشت چه درباره نامزد دولت و چه درباره نامزد اصلاحطلبان، هر دو داراي يك وجهه بود و آن هم مساله نپذيرفتن نظر شوراي محترم نگهبان بود. به تعبير ديگر عدم قانون گرايي و امتناع از پذيرش نظر قانون اصليترين دغدغهيي بود كه در اين مورد وجود داشت. اما با توجه به مديريتي كه از جانب مقام معظم رهبري براي فضاي سياسي كشور شاهد بوديم و مضار عدم پذيرش قانون در افكار عمومي جامعه به طور كامل جا افتاد و پذيرفته شد و از طرف ديگر خود كانديداها نيز هنگام ثبت نام بر مقيد بودن شان نسبت به پذيرفتن نتيجه قانون درباره مساله بررسي صلاحيتها تاكيد كردند ضمن اينكه رفتار عادلانه شوراي محترم نگهبان هم به گونهيي بود كه كسي نميتوانست در بررسي صلاحيتها چنين تصور كند كه اين شورا خارج از قانون يا به صورت جناحي عمل كرده است. مجموعه اين عوامل باعث شد كه اگر چنين ذهنيت و برنامهيي هم در مخيله طرفداران كانديداي دولت يا نامزد اصلاحطلبان وجود داشت كه بخواهند در مقابل نظر نهايي شوراي نگهبان ايستادگي كنند نتوانند برنامه خودشان را محقق كنند.
تدابيري كه معتقديد باعث شد تاييد صلاحيتنشدگان توسط اين شورا نتوانستند برنامههاي خودشان را محقق كنند چه بود؟
خب ببينيد فضاي عمومي كشور توسط سخنرانيهاي مقام معظم رهبري و همچنين عملكرد صدا و سيما در بحث قانون و همچنين استفاده از صحبتهاي حضرت امام درباره نظر شوراي نگهبان و حتي خود نامزدها باعث شد كه اگر اين جريانها بخواهند نسبت به نتيجه اعلام شده توسط شوراي نگهبان واكنش يا اعتراضي داشته باشند با نظر منفي مردم مواجه شوند. در واقع اگر كسي ميخواست در برابر شوراي نگهبان و نظر اعلام شده اين شورا بايستد طبيعتا مانند اين بود كه فردي بخواهد در برابر سيل خروشان افكار عمومي جامعه حركت كند.
آيتالله مصباح گفته بودند خطر جريان «انحرافي» بزرگترين خطر از صدر اسلام تاكنون است. افراد ديگري هم مانند سردار نقدي، رييس بسيج، عوض حيدرپور، عضو كميسيون امنيت ملي مجلس و بسياري از چهرههاي سياسي و حتي نظامي نسبت به خطر جريان موسوم به انحرافي در آستانه انتخابات ابراز نگرانيهاي شديدي كرده بودند.
مسالهيي را كه شما ميگوييد من خيلي با انتخابات مرتبط نميدانم. بحث انحراف بحث ديگري است كه مساله انحراف چه خطراتي را ميتواند براي كشور داشته باشد. آنچه درباره انتخابات بيشتر مد نظر بوده همين مساله است كه ممكن است در گام اول مساله نتايج اعلام صلاحيتها توسط جريان انحرافي پذيرفته نشود و در گام دوم براي نپذيرفتن آن از ظرفيتهايي كه برخي دولتمردان در كشور داشتهاند استفاده كنند. مثلا طراحيهايي شده بود كه از موضوع يارانه استفاده تبليغاتي براي انتخابات شود و طوري وانمود شود كه اگر نامزد دولت نتواند به عرصه رقابت انتخاباتي وارد شود اين مساله ميتواند موجب تهديد يارانههايي كه مردم دريافت ميكنند باشد. اين مساله با طرح مجلس و همچنين صحبتهايي كه نامزدهاي ديگر درباره برخوردشان با مساله يارانهها داشتند حل شد و همه بهانهها از دست جريان انحرافي خارج شد. يعني مجلس تداوم پرداخت يارانهها را تاييد كرد و اجازه نداد كه اين مساله به عنوان يك بهانه مورد سوءاستفاده جريان انحرافي قرار بگيرد.
يعني تصويب پرداخت يارانهها توسط مجلس صرفا يك كار سياسي براي گرفتن ابزار انتخاباتي دولت بود و نه اينكه مبتني بر نظري كارشناسانه باشد؟
اينكه شما ميگوييد هم است. يعني مجلس كار خودش را انجام داد ولي كاري كرد كه از برنامه دولت و سوءاستفاده تبليغاتي آن جلوگيري كند.
الان شما كار را تمام شده ميدانيد؟
نه ما كار را تمام شده نميدانيم و فكر نميكنيم الان خطر جريان دولت تمام شده باشد.
چرا؟
به هر حال هنوز عواملي كه در سطح كشور به دنبال يك سري اقدامات در جهت ناسالم كردن فضاي انتخابات هستند، وجود دارند كه به نظر ميرسد هنوز هم بايد مراقب باشيم.
عواملي كه اشاره ميكنيد را مشخصا مربوط به جريان موسوم به انحرافي ميدانيد؟
تنها جريان موسوم به انحرافي را نميگويم...
به عنوان يك فعال سياسي اصولگرا كه حتما نسبت به اين مسائل احساس تكليف ميكنيد چه عواملي را مستعد ايجاد نگراني در آستانه انتخابات از جانب جريان دولت ميدانيد؟
يك مقدار از اين اقدامات احتمالي مربوط ميشد به اينكه دولت در جريان اجرا و برگزاري انتخابات بخواهد بيطرفي خود را نقض كند. همانطور كه در وقت ثبتنام آقاي مشايي در وزارت كشور آقاي احمدينژاد با حضور خود در كنار ايشان بيطرفي خودشان را در امر انتخابات حفظ نكردند و اين كار آقاي رييسجمهور شبهه عدم بيطرفي را در ميان افكار عمومي جامعه به وجود آورد. اين مساله ميتوانست به بستر و زمينهيي براي زير سوال بردن سلامت انتخابات تبديل شود. به همين دليل اين موضوع اگر ادامه پيدا ميكرد ميتوانست مشكلاتي را ايجاد كند.
خب الان آقاي مشايي رد صلاحيت و طبيعتا آن خطري كه نسبت به اين مساله احساس ميكرديد رفع شده است.
در حال حاضر ما فكر نميكنيم كه برنامه آنها به فاز ديگري منتقل شده باشد اما ممكن است در روند انتخابات بخواهند براي اينكه نيروهاي خودشان را حفظ كنند از روشهاي ديگري براي كنار آمدن با يكي از نامزدهاي موجود استفاده كنند و اين ظرفيتي را كه ميخواستند براي آقاي مشايي به كار بگيرند به استخدام فرد ديگري درآورند.
در بين نامزدهاي فعلي فكر ميكنيد احتمال حمايت دولت از كدام يك بيشتر است؟
اين چيزي نيست كه الان بتوانيم به صورت قاطع دربارهاش صحبت كنيم. يعني حمايت دولت از فردي در ميان كانديداهاي فعلي تنها به عنوان يك فرضيه مطرح است.
حالا طبق اين فرض درموردكدام يك از اين كانديداها احتمال اينكه از حمايت احمدينژاد و مشايي برخوردار شوند وجود دارد؟
خب دليلي ندارد الان به اين مساله بپردازيم.


