"مارک روبیو" وزیر امور خارجه آمریکا به تازگی در یونان، مواضع ضدایرانی عجیبی را مطرح کرده است. اواو در سخنرانی خود در نزدیکی مجموعه تاریخ آکروپولیس، به لشگرکشی خشایارشاه هخامنشی به یونان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد مسیح و سپس تصرف آتن اشاره کرده است. او بدون توجه به هرگونه زمینه تاریخی، ایرانیان را متجاوز خطاب کرده و بدون هرگونه سند و دلیلی، مردم کشورمان را متعصب و پیرو فرقه مرگ دانسته است! در واقع، روبیو سعی داشته اینطور بگوید که ایران چه در زمان هخامنشیان و چه اکنون، مهمترین دشمن تمدن غرب است! روبیو در مواضع ضدایرانی خود بر آن بوده تا تصویری غیرمتمدن و وحشی را از کشورمان به جهانیان ارائه کند.
با این حال، این مواضع حداقل از ۴ منظر، وقاحت آمریکاییها و البته قرارداشتن آنها در بنبست در مواجهه با کشورمان را به نمایش می گذارد.
اول اینکه قریب به سه قرن از تاسیس آمریکا می گذرد با این حال، درهمین دوره زمانیکه برای تاسیس یک کشور و ملت بسیار کم محسوب می شود، آمریکاییها موجب مرگ و کشتار میلیونها انسان چه در آمریکا (به ویژه سرخپوستهای بومی ساکن آمریکا) و چه دیگر بخشهای جهان (در نتیجه سیاستهای توسعهطلبانه خود) شدهاند. کافی است تاریخ معاصر را مروری کوتاه کنیم آنوقت می بینیم که آمریکا در پشتپرده دهها کودتا و تجاوز نظامی و استعمار و غارت دیگر ملتها و کشورها قرار دارد. حال اینکه وزیر خارجه یکچنین کشوری با چنین سابقه سیاهی خود را در موقعیت حمله به ایران و متجاوز و وحشی خطابکردن کشورمان می بیند، حقیقتا از آن طنزهای روزگار است!
نکته دوم اینکه روبیو در صحبتهای خود در آتن، تمدن یونان را خاستگاه تمدن غرب و یکسره خوب، و تمدن ایران را متجاوز و یکسره بد معرفی می کند. این در حالی است که هم تمدن یونان و هم تمدن ایران، خدمتهای بزرگی را به تمدن بشری در عرصههای مختلف انجام دادهاند و انکار این مساله به هیچوجه، علمی و منطقی نیست. هرکدام از تمدنهای بشری، در جایگاه خود خدمتهای قابل توجهی را به کل بشریت داشتهاند و نباید برای اثبات یک مورد از آنها، دیگران را نفی کرد. ورای اینها، از اساس روایت تاریخی روبیو در مورد حمله هخامنشیان به یونان غلط است.
این حمله را نباید به صورت منفرد تحلیل کرد بلکه این حمله در قالب مجموعهای از اقدامات انتقام جویانه و رقابتی میان ایران و یونان در زمتان باستان قابل ارزیابی است و باید حتما بستر تاریخی موضوع نیز مورد توجه باشد. به عنوان مثال، نیروهای آتنی پیش از حمله خشایارشاه به یونان، در آتش زدن یکی از مراکز اداری و حکومتی ایران باستان در سارد در منطقه آسیای صغیر نقش داشتند. از این رو، روابط ایران و یونان در آن دوران در قالب مجموعهای از رقابتها و اقدامات انتقامجویانه تعریف می شد و درست به همین دلیل نباید چهارچوبهای کلانتر را مورد بیتوجهی قرار داد و صرفا یک بخش را به صورت گزینشی مورد اشاره قرار داد.
مساله سوم اینکه مارک روبیو با مواضع اخیر خود به صورت ناخواسته و غیرمستقیم، یک مرتبه دیگر دروغ بزرگ رهبران آمریکایی در مورد ایران را هم رسوا کرده است. آنها در طی روزها و ماهها و سالهای اخیر بارها و بارها مدعی شدهاند که با تمدن ایرانی مشکل ندارند و مساله اصلی آنها این است که می خواهند مردم ایران را از به اصطلاح سلطه نظام سیاسی کشورشان آزاد کنند! حال روبیو به عینیترین شکل ممکن این دروغ را لو داد و تاکید کرد که مشکل آمریکا، با کلیتِ ایران و ایرانی است.
غیر از این هرچه گفته می شود، صرفا بهانههایی برای مشروعیتبخشی به اقدامات نامشروع کاخ سفید علیه کشورمان است. حتی همین حالا برخی استدلال می کنند که آمریکاییها به دنبال بهانهتراشی و آمادهکردن اذهان برای اجرای دور تازه تجاوز و ماجراجویی علیه کشورمان هستند و مواضع اخیر روبیو علیه ایران را هم باید درهمین چهارچوب ارزیابی کرد.
و در نهایت نکته چهارم اینکه آنچه روبیو اخیرا در آتن یونان عیه ایران گفته، جلوهای از بنبست راهبردی کاخ سفید در جنگافروزی علیه کشورمان را هم به نمایش می گذارد. بیایید تصور کنیم آمریکا به توطئهها و نقشههای شوم خود در جریان جنگ ایران با موفقیت جامه عمل می پوشاند. آیا در این وضعیت، باز هم نیاز بود روبیو مواضع ضدایرانی اخیرش را در یونان مطرح سازد؟ قطعا چنین نبود. با این حال، آمریکاییها سرخورده از جنگ افروزی علیه ایران و در وضعیتی که در باتلاق تبعات این جنگ گرفتار شدهاند، دست به هر کاری می زنند تا شاید بتوانند برای جنگ نامشروع خود علیه ایران، مشروعیتسازی کنند.
در عین حال، ترامپیستها این تصور را دارند که باید یک دستاویز و بهانه اخلاقی را در توجیه تجاوز خود به خاک ایران مطرح سازند زیرا در غیراینصورت، فشارهای کنونی علیه آنها به دلیل جنگافروزی علیه ایران، به نحوی تصاعدی افزایش خواهد یافت. کافی است توجه داشته باشیم که همین حالا در آمریکا، جنگِ ایران به نامحبوبترین جنگ در کل تاریخ این کشور از نگاه افکار عمومی آمریکا تبدیل شده است.
منبع: جهان نیوز


