روزنامه کیهان نوشت:
وبسایت حقالعملکار و غربگرای عصر ایران میگوید اگر روند توسعه در کشور ادامه پیدا میکرد، ترامپ نمیتوانست در سفر به عربستان به ایران طعنه بزند!
ترامپ در همایش ریاض ادعاهایی را درباره ایران مطرح کرد که جدای دروغها و جعلیات، موجب حسرت توسعهگرایان به خاطر فرصتهای از دست رفته در 20 سال گذشته شد.
زنگنه میخواست بگوید اگر آن مسیر ادامه یافته بود اکنون شاید ترامپ جرأت نمیکرد طعنه بزند. اسحاق جهانگیری معاون اول رئیسجمهوری در سالهای 92 تا 1400 هم گفت: من از سخنان ترامپ در عربستان هم زجر کشیدم هم خجالت. میتوانستیم امروز مطابق سند چشمانداز 20 ساله قدرت اول منطقه باشیم نه آن که دشمن اینگونه ما را قضاوت کند».
درباره این تحلیل غلطانداز چند نکته شایان ذکر است. اولاً وبسایت عصر ایران یکی از دهها روزنامه و سایت و خبرگزاری کاسبکاری است که هفته گذشته آگهی تبلیغاتی یک شرکت پتروشیمی را به عنوان گزارش اقتصادی خود (و نه آگهی) منتشر کردند تا این شرکت را جذاب برای سرمایهگذاری وانمود کنند و حال آن که رپرتاژ آگهی را گزارش اقتصادی تحقیقی مستقل جا زدن، خیانت به مخاطبان است.
ثالثاً حتماً صلاح نیست که واقعیت را بگویند وگرنه کسی مثل زنگنه را بازخواست میکردند که قراردادهای خسارتباری مانند کرسنت و توتال و استات اویل را برای ایران تدارک کرد و موجب عقبماندگی ایران در حوزههایی مثل پارس جنوبی شد.
آقای زنگنه همان کسی است که گفته بود: «من به ظریف به شوخی گفتم اگر برجام را امضا بکنی به ازای هر کلمه، نه، بلکه هر حرف، بهت ۱۰۰۰ دلار پول میدم، هرچی دوست داری بنویس، اضافه بنویس، اصلاً مهم نیست! من باورم نمیشد برجام امضا شد». اما با همین برجام نه تنها تحریمها نرفت بلکه در همان دوره اوباما تشدید شد تا جایی که ظریف گفت بعد از بیست ماه نمیتوانیم یک حساب بانکی در لندن باز کنیم و به هواپیمای او در مونیخ سوخت ندادند و حتی آمریکا حاضر نشد به معاون دفتر روحانی برای تصدی نمایندگی ایران در سازمان ملل ویزا بدهد.
آقای جهانگیری هم که با عنوان ارز جهانگیری (ارز 4200 تومانی) در دولت روحانی شناخته میشود، در جلسه آخر دولت روحانی با شهید رئیسی به نوعی کارنامه و میراث دولت متبوع خود را اینگونه گزارش داد: اسحاق جهانگیری در این جلسه میگوید:«واقعاً شرایط کشور دشوار است. ما تقریباً کم سابقهترین دوران ۴۰ ساله را داشتیم. با اینکه جنگ تحمیلی را هم داشتیم. توی شرایطی که به هرحال با فشار خارجی، آمریکاییها و مسائل ما در منطقه، مسائل داخلی بسیار سخت شده بود. این شرایط کرونا، این شرایط خشکسالی، منابع کشور هم که ته کشیده، این هم شرایط دشوار بودجه، شرایط اقتصاد دشوار شده، بالاخره آقای رئیسی در چنین شرایطی مسئولیت اداره کشور را برعهده گرفتهاند.»
آنها دولت را در حالی تحویل شهید رئیسی دادند که در اثر تمسخر پالایشگاهسازی و نیروگاهسازی و خودکفایی گندم، رشد اقتصادی بشدت سقوط کرده بود، خاموشی و قطع برق در تابستان و زمستان تبدیل به رویه شده بود، چرخ هشت هزار کارخانه از حرکت بازمانده بود، کشور مجدداً به واردکننده بیش از هفت تن گندم تبدیل شده بود. در این دوره ادعا شد «پالایشگاهسازی، کثافتکاری است» و احداث نیروگاه، رفتن زیر بار مافیای نیروگاهسازی است!


