به گزارش آخرین نیوز، روزنامه آرمان نوشت:
وزیر بیحاشیه دولت نهم و عضو شورای مرکزی جبهه پایداری است، او پس از چهار سال ردای وزارت را وا نهاد و از پاستور نقلمکان کرد. این جدایی مسالمتآمیز، خاستگاه مشترک چندین ساله در دانشگاه علم و صنعت و منش سیاسی اعضای جبهه پایداری در حمایت بیدریغ از عملکردهای دولت نهم و آغازین سالهای دولت دهم، همه دست به دست هم داده تا محمد سلیمانی را وابدارد در هنگامهای که اصولگرایان انتقادات تند و جدی را متوجه دولتین محمود احمدینژاد کردهاند، بیدریغانه و با بذل و بخششی بیمحابا به دولت نهم نمره 20 اعطا کند و نمره دولت دهم را 15 توشیح نماید. این رسمی مالوف در میان اعظای جبهه پایداری است، آنان بهرغم آنکه عنوان میکنند انتقادات بسیار جدی به عملکرد دولت در یکی دوسال اخیر دارند، چون خود از حامیان پرو پا قرص احمدینژاد بودهاند و زیر سوالبری آن دولت نقض غرض جلوه کرده و قصورها را متوجه خودشان میکند، رویکرد و عملکرد دولت را دو شقه میکنند. آنان توضیح نمیدهند چطور چنین دگرگونیای یکشبه و آنی و بدون پیشمقدمه حاصل شده و چرا بهطور دقیق در دو سال آخر دولت و در هنگامهای که نتایج بعضی عملکردها رخ نمایانده این حرف و حدیثها نیز آغازیدن گرفته است.
دولت اصلاحات اقتصاد را رها کرده بود
محمد سلیمانی وزیر ارتباطات دولت نهم روی کارآمدن دولت احمدی نژاد را حاصل عملکردهای دولتهای سازندگی و اصلاحات عنوان میکند. وی عملکرد دولتهای قبلی در انرژی هسته ای را ناکارا میداند و معتقد است در این دولت پیشرفت ویژه ای حاصل شد. نکته ای که شواهد عینی بطلان آنرا گواهی میدهد چرا که پیشبرد برنامه هسته ای از زمان جنگ پی گرفته شده بود و پس از بیست و چند سال این فناوری بومی شد و ماحصل برنامه درازمدت و کلان ملی بوده است. وی در ادامه به شعار هشت سال پیش اصولگرایان رجعت میکند و میگوید دولت اصلاحات اقتصاد را رها کرده بود به آبادی و عمران و معیشت مردم
نمی پرداخت و تنها به مسائل سیاسی میپرداخت!
نکته ای که بازهم با واقعیت میدانی همخوانی ندارد. درست است که توسعه سیاسی شعار راهبردی دولت اصلاحات بود اما شاخصهها و آمار بخوبی گواهی میدهند که دولت اصلاحات با بهره گیری از
زیر ساختهای فراهم شده در دولت سازندگی رشد قابل توجهی در شاخصههای اقتصادی را رقم زد. نرخ رشد توسعه بهعنوان مولفهای راهبردی و گویای رویکردهای کلان اقتصادی در دولت اصلاحات به رقم 8 درصد رسید . از طرف دیگر شاخص تورم در آن دولت نزدیک به یک رقمی شد و اکنون بانک مرکزی نرخ تورم را 30 و چند درصدی اعلام میکند. در دولت اصلاحات اشتغال زایی تا مرز 700 هزار شغل در سال رشد داشت. آماری که چندی پیش در رسانه ملی برای این دولت رقم باورنکردنی 14 هزار نفر عنوان شد. ضمن آنکه این نکته کلیدی را هم نباید فراموش کرد که درآمدهای دولت در طول هشت سال گذشته رشد پنج برابری را تجربه کرده است. حال به رغم این اوصاف سلیمانی نه تنها عملکردهای دولت نهم را قابل قیاس نمی داند که میگوید دولت دهم با همه ایراداتش 10 سر و کله از دولتهای سازندگی و اصلاحات بهتر بوده است.
انحلال سازمان برنامه و بودجه اقدام انقلابی بود
سلیمانی با دفاع از تغییرات مدیریتی تمام عیار که علاوه بر مدیران سطوح عالی تا سطح معاونین جز و مدیران خرد در این دولت پیش رفت را انقلابی در سطح مدیریتی کشور عنوان میکند. او ثبات مدیریتی و ماندگاری وزیر در چند دوره را نشانی از مافیای مدیریتی میگیرد و میگوید که برای وزیر چهار سال بس است و خود نیز به همین دلیل ترک مسند کرده است. او البته در این میان به این نکته اشاره نمی کند که ثبات مدیریتی به عنوان رکن رکین تئورهای مدیریت کارآمدنه در کجای این معادله قرار میگیرد. ضمن آنکه وی اشاره نمی کند که هزینههای کلان مصروف شده برای تربیت مدیران و تجربه چند دههای آنان درست در هنگامی که به بلوغ حداکثری رسیدهاند و آماده بهرهبرداری هستند و با این عزلهای بیضابطه و سلیقهای به کنار گذاشته میشوند چگونه حائز ارزش افزوده و بار مثبت است؟. وی همچنین انحلال سازمان مدیریت را که ماحصل چند دهه کارکارشناسی و تجمیع نیروهای متخصص ذیل یک چارت سازمانی قاعدهمند بود را کار انقلابی دولت احمدی نژاد عنوان کرده و تنها ایرادش را جایگزین نکردن نهاد دیگر به جای این سازمان میداند.
دولت از بهکارگیری مدیران قبلی ضرر کرد
سلیمانی دربخش دیگری از سخنانش تصمیم به اصلاح سیستم بانکی را از نقاط قوت دولت اعلام میکند اما خاطرنشان میکند که این روند چون ادامه نیافت نتوانست ساختار را درست کند و یک مرتبه رها شد و روند نقدینگی به همان شکل پیشرفت و به کشور آسیب زد. وی یگانه برجستگی دولتهای دهم به نهم را (که وی آنرا یگانه میداند) پروژه مسکن مهر عنوان میکند چون معتقد است مدیری جوان عهدهدار این مسئولیت شده و مدیر قبلی که سابقه وزارت در دولتهای قبلی را داشته ناکارآمد بوده است. او پا را هم از این فراتر گذاشته و میگوید: آقای احمدینژاد هرجا ضربه خورده، جایی است که یا از دولتهای اصلاحات و سازندگی پیروی کرده یا از مهرههای دولت سازندگی و اصلاحات استفاده کرده است. اظهارنظری جالب که حتی در بیان نقاط ضعف دولت فعلی لبه تیز انتقادات متوجه دولتهای قبلی میشود! وی نیروهای گفتمان سوم تیر (خاستگاهی که اعضای جبهه پایداری منتسب به خودشان میدانند) را عامل موفقیت دولت مینامد. وی طرح مکتب ایرانی را حاشیه سازی خودساخته برای دولت عنوان میکند و در بخشهای دیگری از سخنانش به هیأت رئیسه مجلس هم میتازد و طرح سئوال از رئیس دولت را حاشیه سازی قلمداد میکند و از طرف دیگر میگوید: مجلس مخالف دولت است. مجلس جناحی و سیاسی عمل میکند. عدم همکاری مجلس با دولت یکی از نقاط نشاندهنده مظلومیت آقای احمدینژاد است. بهنظرم مجلس بیش از حد در امور اجرایی دخالت میکند. مدیریت و هیاترئیسه مجلس واقعاً خیلی بیش از آنچیزی که انتظار است، پا در کفش دولت میکند. وی خانهنشینی احمدینژاد را هم اشتباه بزرگ و جبرانناپذیر وی عنوان میدارد و معتقد است اکنون احمدینژاد پایگاهی در میان دانشجویان ندارد و عملکردهای دو سال اخیرش باعث افول پایگاه اجتماعی دولت شده است.


