پسر از انگیزه انجام دادن کارش میگوید که خانمی جوان با لباسی سیاه که صورت خود را با ماسک پوشانده بود برای وی وعده ای غذا تهیه کرده بود و با دادن مبلغ ۱۲۰ هزارتومن به او از این کودک خواسته تا برای او بنر تبلیغی را بر پل هوایی نصب نماید.
پسرک که کم سواد بوده، بی اطلاع از همه جا، سعی در جبران لطف او میکند. اما گرفتار نقشه شوم خانم ناشناس میشود.
در نهایت کودک که بی تقصر بود بعد از نصیحت مامور به ادامه راهش ادامه می دهد.


