
روزنامه اعتماد نوشت: كانديداهاي اصولگرا اين روزها بيش از آنكه در پي جلب اعتماد عمومي باشند تلاش ميكنند تا يكديگر را كنار بزنند و خود را به عنوان فردي معرفي كنند كه ميتواند از صندوقهاي 24 خرداد بيرون آيد. فعلا تيغ تند برادران اصولگرا اول از همه بر سر دولت و بعد بر سر خوديها فرود ميآيد. با اينكه 9 هفته تا انتخابات باقي مانده اما چهرههاي اصولگرا گويي خود هم ميدانند از كاريزماي لازم براي راي آوري برخوردار نيستند، پس هنوز در تلاش براي شناساندن خود هستند. اين تلاشها براي آنانكه روزي سمتهاي امنيتي داشتهاند رنگ و بوي ديگري هم ميگيرد. آنها تلاش دارند تا از گنجه اسرار دانستههايي را بيرون بياورند كه نامشان بيش از ديگران بر سر زبانها بيفتد. روز گذشته هم علي فلاحيان و مصطفي پورمحمدي به عنوان دو مرد امنيتي سالهاي دور و نزديك سعي كردند تا با استفاده از دانستههاي گفته نشده چهره شوند. در كنار اين دو علياكبر ولايتي و محمد سعيديكيا هم با برگزاري نشستهاي خبري جداگانه خود را عرضه كردند و منوچهر متكي شامگاه شنبه سخنراني كوتاهي داشت تا نشان دهد هدف اول اصولگرايان تيراندازي به سمت عملكرد دولت است. اما هرچه در اردوگاه اصولگرايان حرف و خبر جنجالي زياد است اصلاحطلباني كه تا امروز اعلام كانديداتوري كردهاند تلاش دارند تا در فضايي آرام برنامههاي خود براي اداره كشور را اعلام كنند.
من از همه بهترم
اصولگرايان گويي فراموش كردهاند پس از انتخابات هم روزهايي خواهد آمد و آنها بايد با رفقاي ديروز و رقباي امروز باز هم نشست و برخاست داشته باشند. براي آنها اينكه امروز يكديگر را از گود رقابت خارج كنند از همهچيز مهمتر است. بر همين اساس هم بود كه ديروز فلاحيان گفت: افرادي كه ائتلاف را مطرح ميكنند، دانش سياسي ندارند. برخي با اين بهانه كه ما ميخواهيم زياد باشيم، ائتلاف ميكنند، درحالي كه هركس اسم مينويسد و ميگويد ميخواهم ائتلاف كنم و بعد سهمخواهي ميكند. اين فاجعه است و اينها باعث شدند تعداد زيادي كانديدا بيايند. وي در ادامه دليلش براي اثبات بهترين بودن خود اظهار كرد: رييسجمهور آينده بايد اين مسائل برايش مهم باشد، مصمم باشد و افراد مورد نظر و همچنين توانايي اجراي برنامهها را داشته باشد و آقاياني كه مطرح هستند هيچ كدام در اين حد نيستند؛ بنده با آقايان قاليباف و رضايي در اين زمينه صحبت كردم، چون فكر ميكردم شايد راي نياورم، ولي بعد به اين نتيجه رسيدم كه اين مساله امكانپذير نيست و وظيفه شرعي من اين است كه حضور پيدا كنم، حال مردم يا راي ميدهند يا خير. فلاحيان همچنين بار ديگر رقباي خود را افرادي عنوان كرد كه جايي خارج از دايره سياست قدم برميدارند و تصريح كرد: با توجه به شعارهاي انقلاب ميخواستيم كشور اسلامي پيشرفته باشيم و الگوي ساير كشورها قرار بگيريم و اتحاد جماهير اسلامي را تشكيل دهيم؛ با ساير آقايان كه نامزد شدهاند حرف زدم ديدم اصلا در اين حال و هواها نيستند، لذا تصميم گرفتم خودم نامزد شوم، حال، آقايان به من ميگويند چه كسي از شما بهتر، ولي شما راي نداريد. مصطفي پورمحمدي هم براي اينكه از رقيب امنيتي- اطلاعاتي خود عقب نماند دلايلش را براي بهترين بودن خود اينگونه عنوان كرد: ببينيد من نظام بروكراتيك و ديوانسالاري كشور را ضعيف ميدانم كه نيازمند يك تحول اساسي است و فكر ميكنم كه دوستان ما اغلبشان در اين زمينه كار نكردند و تبحري ندارند و آشنايي چنداني هم ندارند و اگر هم به درمان اين موضوع نپردازيم تحولي در كشور اتفاق نميافتد. وي درباره سواد نظارتي خود هم گفت: اساتيد رشته مديريت نظارت بايد بيايند پيش ما امتحان بدهند ببينيم اصلا درس دادن اين رشته را بلد هستند يا نه. به هر حال 4 سال در اين حوزه كار كرديم، هم كار كرديم و هم چيز ياد گرفتيم و هم ياد داديم. بالاخره 30 سال و اندي هم تجربه مديريت دارم كه مديريت هم بخشي از آن نظارت است و اگر خرده خرده هم كار كرده باشيم الان ديگر سواد لازم را براي اين كار دارم. ادامه «من بهترين هستم»هاي پورمحمدي به گفتههاي صريحتري هم رسيد: من بزرگترين دستگاههاي ملي را اداره كردم و گستردهترين و متنوعترين حوزهها را مديريت كردم و اگر هم چيزي بلد نبوديم هم ديگر حالا ياد گرفتيم. نمره خيلي خوبي ميدهيم .
نقد دولت سكه روز است
روز گذشته منوچهر متكي در نقد دولت تندتر از ساير اصولگرايان عمل كرد و با اشارههايي صريح محمود احمدينژاد را به نقد كشيد. او گفت كه قرار نيست يك رييسجمهور برنامهسازي كند و قرائتهاي مختلفي از دين را باز كند چرا كه دولت متكفل دين مردم نبوده و بنا نيست دين مردم را دولتي كنيم از اين رو جايگاه رييسجمهور در امر كشورداري بسيار استراتژيك است. علي فلاحيان نيز در جلسه شوراي مركزي جبهه پيروان خط امام و رهبري خراسان رضوي اگرچه نقد صريحي به دولت فعلي نداشت اما تلاش كرد در قالب اولويتهاي اقتصادي به بيان ايرادات موجود بپردازد. وزير سابق اطلاعات گفت: نخستين اولويت ما كنترل تورم بدون استقراض است و در مرحله بعد هر آن مقدار كه ميتوانيم بدهي خود به بانك مركزي را بدهيم و توليد ناخالص ملي را افزايش دهيم. مصطفي پورمحمدي هم ديروز در گفتوگو با مشرق نقدهايي را به دولت داشت كه كم از ديگران نبود. او گفت كه تلقياش از دولت احمدينژاد پاكترين دولت بعد از انقلاب نيست و در اين چند سال اخير حس زيادهروي و بلندپروازيها بيشتر بوده و در كنارش حجم تخلفات هم اضافه شده است.» بينش امنيتي پورمحمدي او را به اين جمعبندي رسانده كه دولت علاقهيي به فرود آرام ندارد اما اظهار اميدواري كرد كه احمدينژاد با خوشنامي دوره خودش را تمام كند و بتواند يك زندگي خوب و به عنوان يك عنصر سياسي فعال در ادامه حيات جمهوري اسلامي حضور داشته باشد. وزير كشور دولت احمدينژاد از كنار آنها كه اصولگرايان منحرف ميدانند هم به راحتي نگذشت و گفت: اگر خواستههايشان تامين نشود احساس نگراني ميكنيم. اگرچه توان بسيج عمومي ندارند اما در مسائل امنيتي خوشبيني كار غلطي است و نبايد از اين احتمال غافل شد. اتفاقا بايد با نگاه بدبينانه به حوادث نگاه كرد چون حيطه خطرناكي است و درصدهاي پايين هم در آن مهم است. محمد سعيدي كيا نيز كه وزير دولت اول احمدينژاد روز گذشته با ترتيب دادن نشستي خبري مهمترين نقدهاي خود را اينگونه بيان كرد: نقطه ضعف اين دولت نيز بيتوجهي به برنامه است و اين دولت به برنامهريزي اعتقاد خاصي ندارد كه نمونهاش تغيير شكل سازمان مديريت بوده است. در دولت آينده بايد اين سازمان احيا شود. در كشور سرمايهگذاري خوب شكل نميگيرد و ركود بر اقتصاد حاكم است و همچنين قيمتها رشد داشته و قسمتي از يارانهها در بخشهاي مورد نظر پرداخت نشده كه اين مشكلات اقتصادي زيادي را براي كشور به همراه داشته است.
خاطرات امنيتي برگ برنده يا تضمين باخت؟
پور محمدي و فلاحيان ديروز با ذكر خاطرات امنيتي خود تلاش كردند تا خبر مصاحبههايشان روي وب سايتها كليك بيشتري بخورد. پورمحمدي ديروز خاطراتش را اينگونه شروع كرد: زماني دوستان ما مقر اشرف را شناسايي كردند. تصميم گرفته شد ما اطلاعات لازم را تهيه كنيم و در اختيار نيروي هوايي كشور قرار بدهيم و نيروي هوايي هم برود مقر منافقين را بمباران كند. دو ديدار با صدام داشتم كه جزييات اينها را به وقتش اعلام ميكنم. او درباره موضوع شهادت ديپلماتهاي ايراني در افغانستان هم گفت: بحثهايي درباره اينكه ما در آنجا اقدام عملياتي بكنيم مطرح شد كه ديگر ما آنجا چون مسوول پيگيري كارها بوديم اصلا نگذاشتيم كه اين فكر جا بيفتد و اين ايدهها مطرح بشود. حالا يك عده افراد تندروي طالبان آمدند و چند تا از بچههاي ما را شهيد كردند. ما بايد وقار و صبر خودمان را اينجا به نمايش ميگذاشتيم. سابقه امنيتي مشايي هم ديگر خاطره پورمحمدي بود كه در رابطه با آن گفت: يك مدتي آقاي مشايي با من كار ميكرد. زماني كه در مركز بررسيها بودم. ايشان در يك موسسه وابسته به مركز كار ميكردند. اما با آقاي بقايي من سابقه همكاري نداشتم. فلاحيان هم درباره دوران وزارت اطلاعات اظهاراتي داشت كه همگي دليلي بود براي اثبات «من بهترين هستم»: هنگامي كه حاكم شرع كرمانشاه شدم، 40 خانه تيمي منافقين را كشف و منهدم كرديم و نخستين مصاحبه منافقين را آنجا ترتيب داديم. فلاحيان همچنين به بيان چگونگي دست يافتنش به منصب وزارت پرداخت و اظهار كرد: هنگامي كه قائم مقام دادستان كل انقلاب شدم، براي مقابله با شبكه منافقين به كميته انقلاب رفتم و طرح مالك و مستاجر را پيشنهاد كردم و با خانهگردي كاري كرديم كه منافقين دستور خروج از كشور را دادند؛ آقاي مهندس موسوي پيشنهاد كرد من وزير اطلاعات شوم، گفتم خير، آقاي ريشهري باشند من كمك خواهم كرد و معاون ايشان در وزارت اطلاعات شدم. اين كانديداي احتمالي رياستجمهوري ادامه داد: وزارت اطلاعات تاسيس شد بعد خدمت امام رسيدم و اجازه گرفتم كه برگردم؛ امام فرمودند خير شما باشيد، امام سخنراني كردند و گفتند بايد بهترينها در وزارت اطلاعات باشند و وزارت اطلاعات، وزارت كشاورزي نيست؛ با حقوق و نواميس مردم در ارتباط است و اصل حكومت است و انبيا دنبال تشكيل حكومت بودند شما بايستيد تا حقوق مردم ضايع نشود. وي ادامه داد: من ايستادم و دور بعد در دولت آقاي هاشمي وزير اطلاعات شدم؛ من آنجا ايستادم و عمر خود را تلف كردم، براي اينكه حقوق مردم ضايع نشود، حال به من ميگويند اطلاعاتي آن هم از نوع بدش، در حكمي كه امام مرا به دادستاني ويژه روحانيت منصوب كرد، نخستين كسي كه امام كتبا نوشتند كه بصيرت دارد من بودم و شما فرد ديگري را پيدا نميكنيد.
اصلاحطلبان بيايند يا نه؟
پاسخ به اين سوال در بين اصولگرايان مشترك است. تقريبا همه آنها ميگويند اصلاحطلبان هم بايد در انتخابات حاضر باشند اما پاسخ به اينكه «اصلاحطلبي كه براي ورود اجازه دارد كيست؟» باعث اختلاف نظر ميشود. پورمحمدي ضمن اينكه حجاريان را «تحليلگر و طراح پر توان و براي هر كار آماده» توصيف كرد، موضع خود درباره اتفاقات 88 و اصلاحطلبان را اين گونه تشريح كرد: اصلا حادثه سال 88 را بگذاريم كنار؛ ما نبايد افراد را مجبور كنيم كه نسبت به يك حادثه نظر بدهند بلكه بايد از آنها بپرسيم كه شما نسبت به انقلاب، امام، رهبري، نظام، قانون، قانون اساسي و ولايت فقيه پايبند هستيد يا نه. شايد اصلا آن فرد در آن حادثه حضور و همراهياي هم نداشته اما بر اساس ملاحظات جناحي و سياسي و شرايط خاص خودش نميخواهد اعلام نظر صريح كند. فلاحيان هم گفت: نبايد از دشمن فرضي بترسيم؛ برخي افراد هيچ كدام تاييد صلاحيت نميشوند. اگر برخي بدون مرزبندي با فتنه يا دفاع در برابر اتهامات انحرافي تعيين صلاحيت شوند، فاجعه است. سعيديكيا اما بدون اشاره به اصلاحطلبان تنها اظهار داشت: باسابقه روحيات و روش كارم مطمئنم بسياري از شخصيتهاي خدوم و ارزشمند از همه سلايق درون نظام من را همراهي خواهند كرد.


