آپارات

آسیاتک

نیازمندی‌ها

مکمل‌های بدنسازی
پروتئین وی

خرید محصولات ارگانیک

شارژر فندکی

خرید ویلا خانه دریا

سئو سایت تضمینی

خرید بک لینک قوی

خرید رپورتاژ آگهی

دکتر پوست مشهد

سقف متحرک آلومینیومی

آموزش حضوری ارز دیجیتال در تهران

ثبت شرکت، برند و کارت بازرگانی

کتاب صوتی

خرید اکانت chatgpt

لوازم یدکی تالیسمان تهران

آموزش فارکس برای ایرانی ها

سرور اچ پی

کرم و سرم های مراقبت از پوست

اجاره خودرو در تهران

بهترین ارز دیجیتال

سکه پارسیان بهتر است یا سکه گرمی

خرید پکیج دیواری

توتون طبیعی آروماتو

خرید کادو دخترانه

6 خرداد

هاست وردپرس

خرید فالوور اینستاگرام

مودم فیبرنوری مخابرات

آلپاری

فروش سرور اچ پی ماهان شبکه

لوازم جانبی دستگاه تزریق

افزایش سرعت سایت

لابراتوار چاپ عکس نورقائم

خرید یخچال فریزر فروشگاهی

ارسال بار به ترکیه

خرید طلا با اجرت مناسب و بدون مالیات

فیلم دوبله فارسی

تعمیر لوازم خانگی

خیریه سرطان بنیاد همدلی | کمک به سرپرستان مبتلا به سرطان

سایت خرید طلا

ترندو

هزینه دندانپزشکی 1405

https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

تاریخ انتشار: شنبه, 21 آبان 1395 ساعت 07:26

روزی که حسن روحانی یک آخوند را خلع لباس کرد

رئیس جمهور در خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره خلع لباس کردن یکی از روحانیون توضیحاتی ارائه داده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی در خاطرات خود آورده است:

در دانشکده علوم سیاسی دانشجوی معممی بود. یک روز یک روز تعدادی از هم‌کلاسی‌های مذهبی و متدین نزد من آمدند و گفتند همین دانشجوی معمم در محیط دانشکده گاهی با دختران دانشجو قدم می‌زند و صحبت می‌کند. من یک روز او را دیدم و به او توضیح دادم که کارش درست نیست و موجب سوءظن دیگران شده است و ما باید حرمت لباسی را که به تن داریم حفظ کنیم.

چند روز بعد متوجه شدم که او رفتار خود را تصحیح نکرده و شیوه گذشته را ادامه می‌دهد لذا با شیوه دیگری با او وارد بحث شدم و گفتم: فکر می‌کنم پوشیدن لباس روحانیت در دانشگاه کار سخت و مشکلی است؛ آیا بهتر نیست با لباس معمولی به دانشگاه بیاییم؟ کمی تعجب کرد و گفت: واقعا شما هم این آمادگی را داری؟ گفتم: چه اشکالی دارد؟ گفت: من خودم به این کار خیلی تمایل دارم ولی پدرم متعصب است و اجازه نمی‌دهد. گفتم: با پدرت صحبت کن و او را به نحوی راضی کن. چند روز بعد نزد من آمد و گفت: پدرم را راضی کردم و آماده‌ام که فردا با لباس معمولی به دانشگاه بیایم. گفتم: بسیار خوب، از شنبه آینده با لباس معمولی به دانشگاه خواهیم آمد.

من روز شنبه به دانشگاه نرفتم ولی از دوستانم شنیدم که وی با کت‌وشلوار به دانشکده آمده و چهره خود را تغییر داده بود.یک هفته بعد من به دانشگاه رفتم و در دانشکده او را دیدم. وقتی من را با لباس روحانی دید تعجب کرد و گفت: پس شما چرا لباس را تغییر ندادید؟ گفتم: من درمورد این موضوع بیشتر فکر کردم و دیدم صلاح من نیست. حالا شما که لباس معمولی پوشیده‌ای راحت‌تر نیستی؟ گفت خیلی راحت‌ترم.به این ترتیب ظاهرا پیش از تشکیل دادگاه ویژه روحانیت، توانستم یک معمم را با گفتگو خلع لباس کنم.

منبع: باشگاه خبرنگاران

2198 نمایش

نظر دادن