با توجه به مشکوک بودن ماجرا، موضوع به بازپرس منافیآذر از شعبه سوم دادسرای جنایی تهران اعلام شد و تحقیقات جنایی در اینباره کلید خورد. المیرا به تیم جنایی گفت: ساعت 7 شب مادرم با من تماس گرفت و گفت برادرم حالش بد است و به کمکم نیاز دارد. آتنا خواب بود و از آنجا که همیشه 3 تا 4 ساعت میخوابید، بچه را تنها در خانه گذاشتم و به کمک مادرم رفتم. ساعت 11 شب که به خانه برگشتم متوجه شدم دخترم نفس نمیکشد!
از آنجا که در ادامه تحقیقات مشخص شد پسر ششماهه این زن حدود دو سال قبل به شکل مرموزی جان باخته به همین خاطر دستور بازداشت وی تا روشن شدن نتیجه تحقیقات صادر شد. بعد هم جسد به دستور بازپرس جنایی برای تعیین علت و زمان دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. سرانجام پس ازچند ماه پزشکی قانونی اعلام کرد دخترکوچولو به علت عفونت پیشرفته داخلی جان باخته است. به دنبال اعلام نظریه پزشکی قانونی، زن جوان آزاد شد.
خبرنگار جنایی «ایران» دیروز با المیرا گفتوگویی انجام داد که میخوانید.
با همسرت چطور آشنا شدی؟
در پارک؛ با مادرم به پارک رفته بودم که همسرم از من خوشش آمد و خواستگاری کرد وخیلی زود ازدواج کردیم.
همسرت الان کجاست؟
نمیدانم، فکر میکنم افغانستان باشد.
شوهرت افغان است؟
دوستانش اینطوری میگفتند، من هیچ کارت شناسایی و مدرکی از او ندیدم.
پس چطور با او ازدواج کردی؟
عقد موقت کردم.
بچه اولت هم مثل آتنا فوت کرده؟
بله، آن زمان در افغانستان زندگی میکردم. شب پسرم حالش خوب بود، اما صبح که از خواب بیدار شدیم متوجه شدم فوت کرده . خانواده همسرم هم کودک 6 ماههام را همانجا دفن کردند.
چند ماه افغانستان زندگی کردی؟
زیاد نبود. به خاطر اینکه دوری از خانواده آزارم میداد به همین دلیل مجبور شدم به ایران برگردم.
فرزند دومت چطور فوت کرد؟
آتنا زیاد میخوابید. وقتی فهمیدم حال برادرم بد شده او را گذاشتم خانه و رفتم خانه برادرم. وقتی برگشتم متوجه شدم فوت کرده!
شوهرت میداند که چه اتفاقی برای بچهات افتاده است؟
آتنا 8 ماهه بود که همسرم ما را ترک کرد و به افغانستان رفت، وقتی این اتفاق افتاد با او تماس گرفتم و ماجرا را گفتم اما بعد ازآن تلفنش را خاموش کرد و دیگر نتوانستم خبری از او بگیرم.


