محمدعلی وکیلی درسرمقاله روزنامه ابتکار به موضوع «خواب زمستانی اصلاح طلبان، بهار ائتلافهای اصولگرایان؟ »پرداخت.
زمستان از نفس افتاده و چند روزی تا بهار طبیعت باقی است. در صحنه سیاسی برغم فرصت محدود تا 22 خرداد92، هنوز آرایش انتخابات در ابهام و با اگر و اما روبروست. نگاهی اجمالی به آنچه در صحنه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم جریان دارد، نشان میدهد که برغم پایان زمستان طبیعت ولی خواب زمستانی اصلاح طلبان پایان کامل نیافته است.
این جریان هنوز به بیداری و هوشیاری کامل دست پیدا نکرده است.هوشیاری به اجزای بدن برگشته است ولی تمرکز و هوش ذهنی آن هنوز کامل نشده است. با همین میزان هوشیاری تلاشهای را برای بازیافت خویش و ارزیابی موقعیتش را انجام داده است.
در این وضعیت متوجه شده که شرایط برای پیروزی و هماوردی اش، به حضور حداکثری از طریق معرفی چهرههای نمادی خود میسر میباشد آنان متوجه دومشکل عمده شده اند اول اینکه بخش مهمی از ارثیه و دارائی گفتمانی شان توسط رقیبان دیرینه مصادره شده است اصلاح طلبان چشم باز کردند و دیدند که آنچه را بخاطرش رانده شده اند و دچار کمای مغزی شدند، امروز به شعارهای پررنگ و لعاب بخشی از اصولگرایان تبدیل شده است. صدای دیروزشان از حلقوم اصولگرایان امروز خارج میشود. حال در صورت فرصت یابی برای حضور، در بازپس گیری ارثیه خود، با مشکل جدی روبرو خواهند شد.
زمان برای باز تعریف گفتمان جدید هم در اختیار ندارند بنابراین به ناچار تمام دارایی آنها منحصر به چهرههای محدود با توان کاریزما و با پایگاه اجتماعی قابل قبول است. با قراین و علائم کنونی، امکان حضور چنین چهرههای به نهایت مشکل شده است. مشکل دوم آنها که نتیجه مشکل اول میباشد اینستکه نیروهای درجه دوم اصلاح طلب، توان باز تولید گفتمان جدید را ندارند و در عین حال فاقد پایگاه اجتماعی با ضریب موفقیت میباشند. براین اساس میتوان گفت که هنوز خواب زمستانی اردوگاه اصلاح طلبان سیطره دارد باید منتظر بهار طبیعت شد که شاید جنب جوش و نشاط طبیعت تغییر در پارامترهای پیش گفته و احوال حاکم بر مناسبات را به ارمغان آورد. در نقطه مقابل اصولگرایان در بهار ائتلافها بسر میبرند.آنان برای اینکه تفاوت خود را در ائتلاف و شکل آن تعریف کرده اند گفتمان جدی و متفاوتی را به همراه ندارند.
شاید نیک میدانند که جامعه ایران در بازههای انتخاباتی به یک گفتمان اقبال و به گفتمان دیگر پشت میکنند حال که در پس حاکمیت هشت ساله گفتمان اصولگرایان، مردم متر صد گفتمانی جدید میباشند و به طور طبیعی شرایط برای پیچ گفتمانی فراهم شده است.
اما با موانع پیش روی اصلاح طلبان همچنان این اصولگرایان هستند که تلاش دارند با دو شیوه به این سرنوشت هشت ساله تداوم ببخشند:شیوه اول همان است که دربالا گفته آمد برخی از آنها پوستین اصلاح طلبی به تن کرده اند و فیگوراصلاح طلبان را به خود گرفته اند این طیف بیشتر در قالب جریان دولت دیده میشود. بخشی تمام انرژی سیاسی خود را صرف آرایش ائتلافها میکنند. جالب است که تا کنون ائتلافها شانس جدی در پیروزی نداشته اند. در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 تمام ظرفیت اصولگرایان (راست آنروز) بر سر ناطق نوری ائتلاف کردند ولی انتخاب مردم سید محمد خاتمی بود.
در انتخابات ریاست جمهوری 84 درحالی که گروههای شناسنامه دار جریان راست در حال ائتلاف برگزینههای دیگر مصروف میشد ولی انتخاب مردم محمود احمدی نژاد بود حالا هم بیشترین فعل و انفعال صحنه انتخابات در اردوگاه اصولگرایان به ائتلاف با فرمولهای مختلف متمرکز است شاید دلیل ناکامی اصحاب ائتلافها بی اعتنایی به مردم است. تصور قیم بودن برای مردم آنان را به این روز میکشاند. هر جریانی که برای مردم سهم قایل نشود محکوم به شکست است. انتخابات صحنه انتخاب مردم میباشد جریانات قیم ما با نه، که نگاهشان اینستکه مردم در بده و بستان ائتلاف سیاسی منفعلانه رفتار خواهند کرد و در نهایت هضم اراده اصحاب ائتلاف خواهند شد، در روز موعود متوجه عمق اشتباه محاسباتی خود میشوند و این مردم هستند که راه خود را میروند و گروهها را در خود هضم میکنند.


