آيت الله محمدتقي مصباح يزدي بارديگر خبرساز شد. رييس موسسه امام خميني (ره)که شاگردانش به رهبري او تشکلي به عنوان جبهه پايداري را پديد اورده اند در اظهارنظري جنجالي گفته "خدا را شاهد مي گيرم جامعه ما لياقت چنين رهبري را ندارد."اين سخن آيت الله محمدتقي مصباح يزدي با واکنش هايي در فضاي سياسي و رسانه اي مواجه شده است.در يکي از اين واکنش ها روزنامه جمهوري اسلامي نوشت:اين سخن آيتالله مصباح يزدي، كه با گذشت چند روز و عليرغم سروصدائي كه در رسانهها برپا كرد هنوز تكذيب نشده، دو بخش دارد. بخش اول اين سخن، مردم ايران را فاقد لياقت برخورداري از رهبري مانند رهبر معظم انقلاب دانسته و بخش دوم اينست كه بزرگترين دشمنان جامعه كساني هستند كه در زمينه تضعيف ولايت فعاليت ميكنند. در مورد بخش دوم، با آيتالله مصباح يزدي كاملاً موافق هستيم و البته تأكيد مينمائيم كه بخش اول سخن خود ايشان يكي از مصاديق بارز فعاليت براي تضعيف ولايت است هر چند اطمينان داريم كه ايشان اين سخن را با هدف تضعيف ولايت نگفتهاند.
براي اثبات نادرستي بخش اول سخن آيتالله مصباح يزدي دلايل زيادي وجود دارد ولي فقط به دو مورد از آنها اشاره ميكنيم:
اول آنكه اصولاً فلسفه وجودي حكومت، تحكيم توحيد و عدالت در ميان مردم با هدف خدمت به خلق خدا و سوق دادن آنها به سوي هدايت و سعادت دنيا و آخرت است. بر همين اساس، فلسفه وجود حاكم اسلامي اينست كه در خدمت مردم باشد و برخورداري حاكم از چنين جايگاهي براي او يك افتخار است كما اينكه وجود حاكم شايسته نيز نعمتي است كه مردم بايد خدا را به خاطر چنين نعمتي شاكر باشند. بنابر اين، اگر حاكم اسلامي، كه در تعبير قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و در تعابير عرفي جامعه ما "رهبر" نام دارد، داراي شايستگي بالائي باشد و از نعمتهاي الهي محسوب شود، خود رهبر بايد شكرگزار خدا باشد كه چنين شايستگي را به وي داده و ميتواند به نحو احسن در خدمت مردم باشد و بدين ترتيب اينكه گفته شود مردم لياقت چنين رهبري را ندارند، سخن درستي نيست.
دوم اينكه خود رهبر انقلاب، همين واقعيت را مورد تأكيد قرارداده و در اعتراض به زيادهرويها فرمودهاند: "بنده افتخارم به اينست كه بتوانم خدمتگزار شما مردم باشم. سرور، فقط خداي متعال است و به امر او در پيروي از عبوديت او بندگان صالح برجسته و معصومين عليهم السلاماند. ما بندگاني ناقص، نارسا و ضعيف هستيم. بزرگترين هنر ما اينست كه بتوانيم در لا به لاي همه ضعفهائي كه داريم كاري انجام دهيم كه انشاءالله طبق وظيفه باشد." 24/6/1377
امام خميني نيز در مورد ملت ايران سخن معروفي دارند كه حتي در وصيتنامه ايشان آمده است، آنجا كه فرمودهاند: "من با جرات مدعي هستم كه ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله - صليالله عليه و آله - و كوفه و عراق در عهد اميرالمومنين و حسين بن علي - صلواتالله و سلامه عليهما - ميباشند. آن حجاز كه در عهد رسولالله - صليالله عليه و آله - مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نميكردند و با بهانههايي به جبهه نميرفتند كه خداوند تعالي در سوره توبه با آياتي آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است. اما امروز ميبينيم كه ملت ايران از قواي مسلح نظامي و انتظامي و سپاه و بسيج تا قواي مردمي از عشاير و داوطلبان و از قواي در جبههها و مردم پشت جبههها با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها ميكنند و چه حماسهها ميآفرينند. و ميبينيم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهاي ارزندهاي ميكنند... اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان. درصورتي كه نه در محضر مبارك رسول اكرم - صليالله عليه و آله و سلم - هستند و نه در محضر امام معصوم - صلواتالله عليه - و انگيزه آنان ايمان و اطمينان به غيب است."
با توجه به اين واقعيتها، اكنون نوبت تأكيد بر اين نكته است كه در چنين وضعيتي ما سه نگراني داريم و اميدواريم با مطرح ساختن آنها كساني كه اين نگرانيها را پديد ميآورند با عزمي راسخ تلاش كنند از ورود به اين قبيل مسائل پرهيز نمايند. يكي از اين نگرانيها براي دفاع بد از رهبري است. اينكه كساني درست برخلاف نظر خود رهبري اولاً وارد مباحث غيرضروري شوند و جامعه را مشغول حواشي كنند و ثانياً بگونهاي از رهبري سخن بگويند كه موجب توهين به مردم شود نه تنها خدمت به رهبري نيست بلكه تضعيف رهبري است.
نگراني دوم براي خود حضرات است كه به جاي استفاده صحيح از موقعيت و جايگاه خود، بگونهاي سخن ميگويند كه در افكار عمومي زير سؤال ميروند. آيتالله مصباح يزدي از نظر علمي از موقعيتي برخوردارند كه ميتوانند منشأ آثار مثبت زيادي در جامعه باشند. اين موقعيت نبايد خرج اموري شود كه پذيرش عمومي مطالب ايشان را خدشهدار ميكند و حتي دوستان ايشان را نيز نگران مينمايد.
و نگراني سوم براي مردم است كه با آنهمه فداكاري، وفاداري، صبر و تحمل و حضور قدرتمند و پايدار در صحنهها كه موجب فشل شدن قدرتهاي بزرگ شيطاني در مصاف با نظام جمهوري اسلامي و خنثي شدن تمام توطئههاي آنها شد، اكنون با بيمهريهائي از قبيل اينكه بيلياقت توصيف شوند مواجه ميگردند. به مردم ايران به خاطر اينهمه امتيازات بايد افتخار كرد همانگونه كه رهبر معظم انقلاب با همين تعبير درباره آنان سخن گفتند و امام خميني نيز بارها خود را خادم و خدمتگزار مردم دانستند و به اين خدمتگزاري افتخار كردند.
نبايد عزت نفس يک ملت را تخريب کرد
در همين حال دکتراميرمحبيان ،تحليلگر مسائل سياسي و مدير عامل خبرگزاري آريا،نيز توضيحاتي دراين رابطه ارائه داد.
دکتر محبيان تاکيد کرد:سخنان آيت الله مصباح و واكنش ها كه إتفاقًا از سوي علاقمندان و مريدان رهبري صورت گرفته است ؛مي تواند مبناي يك تحليل قرار گيرد، اينجانب به سهم خود به نكاتي أشاره مي كنم.
١- إظهار ارادت به رهبري در صورتي مفيد است كه اولا در تعارض با فرهنگ علوي كه بر چهره مداحان خاك مي پاشد، نباشد.به عبارتي نبايد تقدير از رهبري به گونه اي چاپلوسي تلقي شود كه منش شيعه علوي و ولي و رهبر در قالب اين فرهنگ، فرسنگها از آن دور است، دوم آن كه نبايد بيان شان رهبري به گونه اي إظهار شود كه به تخريب عزت نفس يك ملت بيانجامد. ترديدي نيست رهبري بر ملتي فاقد لياقت آن گونه كه از ظاهر بيان آن گوينده بر مي آمد ، شانيت و افتخاري ندارد بلكه در جامعه اي كه صاحب عزت است ؛خدمتگزاري افتخار و رهبري موجب سربلندي است.
سوم اين كه هر ملتي كه حتي يك شهيد چون شهيدان پاك ما از آن زاده مي شد عزيز بود چه رسد به ملتي كه گلزاري از پاك ترين شهداي بلندمرتبه آفريده است.
٢- ملت ما به هنگامي كه عليه رژيم شاه قيام كرد به علت گرسنگي و دغدغه سياسي محض نبود، علت آن نفي فرهنگ ذلت آفرين پادشاهي بود كه مردم را ذليل و خود را عزيز مي خواست، مردم براي عزت قيام كردند و براي همين عليرغم دشواري ها پاي انقلاب خود ايستاده اند، فرهنگ سلطنتي پيش از انقلاب ،فرهنگ چاپلوسي و تبعيض و سرافكندگي در برابر بيگانگان و درنده خويي با ملت خويش بود،انقلاب اين فرهنگ را در هم كوبيد، نه ملت و نه رهبري اجازه احياي اين فرهنگ را نمي دهند . نقطه تعارض شيعه علوي با ديگران اينجاست.
حضرت علامه! لطفا از رهبري "بد" دفاع نکنيد
در ادامه علي غفاريان از ديگر چهره هاي اصولگرا و مدير مسئول سايت صراط نيوز نيز در واکنش به اظهارات آيت الله مصباح نوشت:بزرگي مي گفت: اگر مي خواهيد حقيقتي را خراب کنيد ، خوب به آن حمله نکنيد، بد از آن دفاع کنيد. آيا اين اظهارات علامه مجاهد محمد تقي مصباح يزدي را نمي توان مصداق بارز بد دفاع کردن از رهبر معظم انقلاب دانست؟
حضرت آيت الله مصباح يزدي در سخنراني که به مناسب يادواره شهداي موسسه امام خميني(ره) ايراد شده بود ، طبق روال مسبوق به سابقه ي خود در حمايت از رهبر معظم انقلاب سخناني را بر زبان جاري ساخته اند . اما اينبار اظهارات علامه مصباح کمي متفاوت تر از گذشته بيان شد . ايشان در بخشي از سخنراني خود با بيان اينکه "يکي از نعمتهاي بسيار بزرگ براي ما امام راحل بود که بسيار بزرگ بود و بعد از رحلت ايشان، وجود نعمت جانشين ايشان، رهبر معظم انقلاب است" خاطر نشان کرد: "خدا را شاهد ميگيرم جامعه ما لياقت چنين رهبري را ندارد".
در باب اظهارات مبالغه آميز علامه مصباح يزدي چند نکته قابل بيان است.
1- آيا بهتر نبود حضرت علامه مي فرمودند جامعه ما لياقت بهترين ها را دارد و بي شک بهترين فرد موجود بر آن رهبري مي کند؟ چه کسيحضرت علامه! لطفا از رهبري است که تائيد نکند معناي مفهومي اين جمله عينا همان فرمايش آيت الله مصباح يزدي است اما نيازي به مقابل هم قرار دادن مردم جامعه و رهبري نبود چرا که بيان اينکه "جامعه ما لياقت چنين رهبري را ندارد" نه تنها کاهش شان افراد جامعه را در بر خواهد داشت بلکه حمايت از رهبر انقلاب هم محسوب نمي شود .
2- بزرگي مي گفت: اگر مي خواهيد حقيقتي را خراب کنيد ، خوب به آن حمله نکنيد، بد از آن دفاع کنيد. آيا اين اظهارات علامه مجاهد محمد تقي مصباح يزدي را نمي توان مصداق بارز بد دفاع کردن از رهبر معظم انقلاب دانست؟
3- حضرت آيت الله العظمي خامنه اي پيش تر بارها و بارها در برابر جملات و عباراتي که به تملق گويي از ايشان مي پرداخت واکنش هاي متعددي را از خود نشان داده بودند . ايشان در جايي اين تملق گويي ها را هم به ضرر خود و هم به ضرر گوينده عنوان کرده و تاکيد داشتند که نبايستي اين بيانات به اين شکل بيان شود .
رهبر معظم انقلاب پيرامون استفاده از اشعار وسرودهاي مبالغه آميز خاطرنشان کردند:بنده افتخارم اين است که بتوانم خدمتگذار شما و مردم باشم . سرور فقط خداي متعال است.(77/6/24) با اين وجود و با توجه به اينکه رهبري خود را خدمتگذار مردم مي دانند چگونه رهبر معنوي جبهه پايداري انقلاب خدا را شاهد مي گيرد که جامعه ي ما لياقت چنين رهبري را ندارد؟
4 - آيا استفاده از عبارت "خدا را شاهد مي گيرم" در اظهارات آيت الله مصباح يزدي، همانند همان جمله ي معروفي است که در حمايت از کانديداي مورد نظر جبهه پايداري انقلاب بيان شده بود؟ ايشان در زمان کانديداتوري کامران باقري لنکراني براي انتخابات رياست جمهوري گفته بود: " من در پيشگاه الهي شهادت مي دهم در بين کساني که در يازدهمين دوره رياست جمهوري کانديدا شده اند جناب اقاي دکتر لنکراني اصلح هستند" البته عليرغم اين شهادت اما متاسفانه کانديداي مد نظر به دليل آنچه رد صلاحيت بيان شده بود از کانديداتوري انصراف داد!
5- در پايان توجه علامه مصباح يزدي و برخي اطرافيان که مسئول تنظيم کردن متن سخنراني ها و موضع گيري هاي سياسي ايشان هستند را به فرمايشات مقام معظم رهبري که در گذشته بيان شده و بر جلوگيري از استفاده از عبارات تملق آميز تاکيد دارد جلب مي نمايم:
«من به شما عرض ميکنم، به همه هم اين را ميگويم و گفتهام و تکرار ميکنم: مبادا آن صفاتي، خصالي، مناقبي که متناسب با وجود وليعصر ارواحنافداه هست، اينها را تنزل بدهيم در سطح انسانهاي کوچک و ناقصي مثل اين حقير و امثال اين حقير. ايني که گفته ميشود کساني که در اين سفينه سوارند، غم طوفان ندارند:
چه غم ديوار امت را که دارد چون تو پشتيبان
چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتيبان [گلستان سعدي]
اين نوح، امام زمان است، اما با يک نگاه عمومي به طول تاريخ اسلام وقتي نگاه کنيم -که سعدي هم با همان نگاه اين شعر را گفته است- وجود مقدس خاتمالانبياء (صلّياللهعليهوآله) نوحِ کشتيبان اين امت است. [...] نوحِ اين کشتي اوست. پشتيبان اين امت اوست. واسطهي فيض الهي به يکايک آحاد ما، به دلهاي ما، به جانهاي ما، به ذهنهاي ما، به جسمهاي ما، به حيات فردي و اجتماعي، وجود مقدس خاتمالأوصياء و در رتبهي قبل از او، وجود مقدس خاتمالأنبياء (صلّياللهعليهوآله) است.» (بيانات در ديدار نيروهاي مسلح منطقهي شمال کشور و خانوادههاي آنان 1391/06/28)
* * *
«ارتشى که نه در خدمت قدرتطلبىهاى شخصى است، نه براى شخص ميميرد. اين را من بايد تأکيد کنم؛ نه خدا راضى است، نه احکام اسلام اجازه ميدهد که ما بگوييم ارتش ما، يا نيروهاى مسلح ما، يا عناصر ما، براى خاطر فلان آدم بميرند؛ نه. بله، براى خاطر اسلام همه بميرند؛ فلان آدم هم براى خاطر اسلام بميرد. براى برافراشته نگهداشتن پرچم استقلال کشور که کشور اسلامى است. همه آماده باشند براى مردن در اين راه؛ که اين مردن اسمش شهادت است.» (بيانات در جمع فرماندهان نيروي زميني ارتش 1391/02/03)
* * *
«من خواهش مىکنم که الفاظ اين اشعار و سرودها را از کلمات مبالغهآميز خالى کنيد. هم شأن شما اين است که در اين راهها پيشقدم باشيد و هم حقيقت قضيه اين است. بنده افتخارم به اين است که بتوانم خدمتگزار شما و مردم باشم. «سَروَر» فقط خداى متعال است و به امر او و در پيروى و عبوديّت او بندگان صالحِ برجسته و معصومين عليهمالسّلاماند. ما بندگانى ناقص، نارسا و ضعيف هستيم. بزرگترين هنر ما اين است که بتوانيم در لابهلاى همهي ضعفهايى که داريم، کارى انجام دهيم که انشاءاللَّه طبق وظيفه باشد. اين کلمات مبالغهآميز را حذف کنيد. بنده، وقتى اين کلمات را مىشنوم، حقيقتاً متأذّى مىشوم.» (بيانات در ديدار با فرماندهان سپاه پاسداران 1377/6/24)
* * *
«وقتى کسانى اسم مبارک اميرالمؤمنين عليهالسلام يا اسم مبارک ولىّ عصر روحىفداه را مىآورند، بعد اسم ما را هم دنبالش مىآورند، بنده تنم مىلرزد. آن حقايق نور مطلق، با ما که غرق در ظلمتيم، بسيار فاصله دارند. ما گياه همين فضاى آلودهي دنياى امروزيم؛ ما کجا، کمترين و کوچکترين شاگردان آنها کجا؟ ما کجا و قنبرِ آنها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشىِ فداشده در کربلاى امام حسين عليهالسّلام کجا؟ ما خاک پاى آن غلام هم محسوب نمىشويم. اما آنچه که حقيقت است، اين است که ما به عنوان مسلمانانى که راهمان را شناختهايم، تصميم خود را گرفتهايم و نيروى خود را براى اين راه گذاشتهايم؛ با همهي وجود در اين راه حرکت مىکنيم و ادامه خواهيم داد.» (بيانات در ديدار با جوانان اصفهان 1380/8/12)
قدر مردم و رهبري را بدانيد آقاي مصباح!
سايت عصر ايران هم در مطلبي با عنوان نقدي بر سخنان عجيب ليدر سياسي جبهه پايداري نوشت:مي گويند اگر خواستي کسي را تخريب کني، به او حمله نکن ، از او بد دفاع کن! اين دقيقاً کاري است که آيت الله مصباح در حال انجام دادن آن است. (خواسته يا ناخواسته) زيرا بي ترديد رهبري معظم نظام، نه تنها به چنين سخناني نياز ندارند بلکه حرف هايي از اين دست، دقيقاً تضعيف جايگاه رفيع رهبري در نظام مقدس جمهوري اسلامي است.
عصر ايران- آيت الله محمد تقي مصباح يزدي، ليدر سياسي حزب پايداري در سخنان اخير خود -که خبرگزاري تسنيم آن را منتشر کرده-گفته است: «يکي از نعمتهاي بسيار بزرگ براي ما امام راحل بود که بسيار بزرگ بود و بعد از رحلت ايشان، وجود نعمت جانشين ايشان، رهبر معظم انقلاب است که خدا را شاهد ميگيرم جامعه ما لياقت چنين رهبري را ندارد.»
در اين باره نکات زير قابل توجه است:
1- در اين که رهبر معظم انقلاب، کشور را مدبرانه و خالصانه در مسير آرمان هاي امام راحل(ره) هدايت مي کنند و در بسياري از بحران ها و مشکلات، گره گشاي نظام و کشورند ترديدي نيست. اما اين امر، نمي تواند دليلي باشد بر اظهارات عجيب و غريبي که بيش از آن که تقويت رهبري باشد، وهن اين جايگاه است.
2- هم آيت الله مصباح و هم هر انسان عاقلي را دعوت به تأمل در اين جمله مي کنيم: «خدا را شاهد ميگيرم جامعه ما لياقت چنين رهبري را ندارد.»
آيا اين جمله، تقويت رهبري و رابطه متقابل ايشان با مردم است يا بي احترامي به هر دو؟
چرا بعضي ها اصرار دارند، هنگامي که پاي دفاع از رهبري و ارزش ها به ميان مي آيد، در بدترين شکل ممکن اين کار را انجام دهند؟!
اين سخن، نه منتسب به دکتر علي شريعتي که واقعا از اوست - و هر چند آقاي مصباح يزدي به او علاقه اي ندارد- اما نقل آن خالي از لطف نيست: « اگر خواستي کسي را تخريب کني، به او حمله نکن، بلکه از او بددفاع کن! » اين دقيقاً همان کاري است که آيت الله مصباح در حال انجام دادن آن است؛ خواسته يا ناخواسته.
بي ترديد رهبري معظم نظام، نه تنها به چنين سخناني نياز ندارند بلکه حرف هايي از اين دست، دقيقاً تضعيف جايگاه رفيع رهبري در نظام مقدس جمهوري اسلامي است.
3- آيت الله مصباح در حالي مردم ايران را فاقد شايستگي مي داند که همين موقعيت و جايگاه در جمهوري اسلامي و خاصه 12 ميليارد توماني را که در بودجه سالانه کشور به موسسه او اختصاص مي يابد مرهون همين مردم است؛ پولي که از ماليات حاصل از عرق جبين و کدّ يمين همين مردم تامين مي شود. اگر همين مردم انقلاب نکرده بودند، اگر در دفاع مقدس آن حماسه ها را نمي آفريدند ، اگر سختي هاي دوران بعد از جنگ را تحمل نمي کردند، اگر با نجابت و تنگدستي، تحريم هاي اقتصادي را تاب نمي آوردند، هرگز آيا جناب مصباح اساساً جايگاهي چنين مي يافتند تا بتوانند با يک خبرگزاري - که آن هم با پول همين مردم اداره مي شود- گفت و گو کنند و چنين سخناني را بر زبان آورند؟
قدر مردم و رهبري را بدانيد آقاي مصباح!
جناب مصباح!
اين رسم قدرشناسي از مردمي نيست که همه چيزتان را مديون آنها هستيد. به زندگي نامه و امکانات امروز خودتان بنگريد و قياس کنيد که از کجا به کجا رسيديد؟ جز اين است که به لطف مجاهدت ها و صبوري هاي همين مردم و در سايه نظام جمهوري اسلامي، بحمدالله به امکانات معتنابهي دست يافته ايد؟ پس حرمت دار مردم باشيد و قدر نعمت بدانيد.
4- هم حضرت امام خميني(ره) بنيان گذار جمهوري اسلامي و هم خلف ايشان -حضرت آيت الله خامنه اي- بارها و بارها در تجليل از مردم، سخنان ماندگاري گفته اند و از ميان همه آنها به عنوان مثالي بارز، به جملات معروفي از امام راحل(ره) اشاره مي کنيم:
« من با جرات مدعي هستم که ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ و کوفه و عراق در عهد اميرالمومنين و حسين بن علي ـ صلوات الله و سلامه عليهما ـ مي باشند. آن حجاز که در عهد رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمي کردند و با بهانه هايي به جبهه نمي رفتند که خداوند تعالي در سوره توبه با آياتي آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است. اما امروز مي بينيم که ملت ايران از قواي مسلح نظامي و انتظامي و سپاه و بسيج تا قواي مردمي از عشاير و داوطلبان و از قواي در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها با کمال شوق و اشتياق چه فداکاري ها مي کنند و چه حماسه ها مي آفرينند. و مي بينيم که مردم محترم سراسر کشور چه کمک هاي ارزنده اي مي کنند… اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان . در صورتي که نه در محضر مبارک رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ هستند و نه در محضر امام معصوم ـ صلوات الله عليه ـ و انگيزه آنان ايمان و اطمينان به غيب است .»
حال جناب آقاي مصباح چگونه مردمي اين گونه را فاقد لياقت براي رهبري رهبر معظم انقلاب مي دانند و تازه، خدا را هم به شهادت مي گيرند؟
شايد بگويند منظور امام ، مردم 20 سال قبل بوده اند و اکنون مردم عوض شده اند. اگر چنين باشد نيز باز اولين مخاطب، خود آيت الله مصباح و نظاير ايشان است که چه کرده اند - که به زعم خودشان- مردم از آن جايگاه رفيع ، تنزل پيدا کرده اند؟!
5-آيت الله مصباح را به عنوان وضع کننده نظريه «جمهور ناب» مي شناسيم. به اين معني که مردم يا جمهور در نگاه ايشان دو دسته اند: يکي «ناب» که همواره به راي و نظر ايشان و همفکران شان، گردن مي نهند و کثيري هم «غير ناب» اند چون اين توفيق، رفيق آنان نيست. از اين رو پيش از اين اگر هم از مردم انتقادي مي کردند متوجه «جمهور غير ناب» بود نه «جمهور ناب» و اکنون به نظر مي رسد از آن نظريه عدول کرده اند . شايد به خاطر کنار گذاشته شدن نامزدي که گفته بودند «بين زمين و آسمان صالح تر از او نمي شناسند» و قلّت آراي نامزد بعدي مورد حمايت خود در 24 خرداد 1392 چنان ناخرسندند که بدون تفکيک ناب و غير ناب، حالا همه را نالايق مي دانند و البته نه تنها در حق مردم که در حق رهبري هم جفا مي کنند.
يادمان و يادشان باشد مقام معظم رهبري پس از هر انتخابات پر شکوه - فارغ از اين که فرد پيروز چه کسي باشد- حضور مردم را مي ستايند و اختصاصا براي اين حضور اين تعبير را به کار مي برند که «جبين بر خاک مي سايم و خداي را شکر مي گزارم». مردمي که رفتار و گفتارشان موجب شکرگزاري و افتخار رهبري است هرگز شايسته اين گونه توصيف از جانب جناب مصباح نيستند و بهتر است ايشان در مقام ليدر يک حزب سياسي بدون مايه گذاشتن از باورهاي ديني براي کسب قدرت از طرق دموکراتيک و قانوني و مبارزات انتخاباتي و پارلماني بکوشند.
سخن بسيار است و مجال اندک... به همين بسنده مي کنيم!
منبع: خبرگزاري آريا


