به گزارش آخرین نیوز ، بازار بورس ایران چند هفته ای است که آمار های عجیب و غریبی را تجربه می کند بطوری که شاخص کل بورس امروز شنبه در نخستین روز کاری هفته در پی معاملات بازار سهام از مرز 53 هزار واحد عبور کرد و ساعتی بعد از 54 هزار واحد نیز گذشت و دو رکورد جدید در تاریخ بورس به ثبت رساند.
شاخص بورس سال جاری را با 38 هزار و 40 واحد آغاز کرد. رکورد زنی های شاخص بورس از همان روز های نخست کاری سال 92 آغاز شد به طوریکه شاخص کل در دومین روز کاری سال 92 از مرز 39 هزار واحد عبور کرد و در 14 فرورودین ماه، رکوردی دیگر را به ثبت رساند و از 40 هزار واحد گذشت.این متغیر در 18 فروردین ماه دوباره وارد 39 هزار واحد شد، اما روند نزولی آن ادامه دار نشد و 19 فروردین به کانال 40 هزار واحد برگشت و روند صعودی را طی کرد.این نمایشگر وضعیت بازار، روز دوم اردیبهشت با تاثیر هلدینگ خلیج فارس، بزرگ ترین شرکت اصل چهل و چهاری و همچنینن نمادهای فولادی، وارد کانال 41 هزار واحد شد.
شاخص در روز چهار اردیبهشت از 42 هزار واحد گذشت و در هشتمین روز اردیبهشت ماه رقم 43 هزار واحد را پشت سر گذاشت. این متغیر در دهم اردیبهشت ماه هم از 44 هزار واحد و گذشت و در چهاردهمین روز اردیبهشت ماه، از 45 هزار واحد گذشت. شاخص روز 25 خرداد از 46 هزار و در روز 26 خرداد از 47 هزار واحد گذشت.
شاخص کل در 27 خرداد از 48 هزار واحد و در روز پنجم تیرماه از 49 هزار واحد گذشت. صبح روز هشتم تیرماه نیز این متغیر بازار سهام از 50 هزار واحد گذشت و روز بعد از آن، از عدد 51 هزار واحد گذشت. همچنین شاخص کل بورس که نمایانگر وضعیت بورس است در تاریخ 10 تیرماه از مرز 52 هزار واحد گذشت.
این طور به نظر میرسد که تحریمهای بینالمللی علیه ایران به آن اهدافی که غرب به دنبال آن بوده، نرسیده است. نگاهی به بازار بورس ایران و مقایسه آن با سالهای گذشته به خوبی نشان میدهد که تحریمها نتوانسته به اقتصاد ایران آن گونه که غرب توقع داشته ضربه بزند. مسئلهای که باعث ایجاد تناقضهای سنگینی در طرفهای مختلف فعال سیاسی در عرصه جهانی شده است. ایران در حال حاضر تقریبا در حالتی شبه انزوا به سر میبرد و از بسیاری از داد و ستدهای جهانی و سرمایهگذاریها و جذب سرمایهگذاریهای خارجی به دور مانده است.
بازار بورس ایران به جای فروپاشی در وضعیت بسیار خوبی به سر میبرد . این بدان معنا است که بازار بورس زوریخ و دیگر بورسهای اروپایی باید از بازار بورس تهران بیاموزند که چگونگی با بحرانهای مالی از طریق رشد مستمر میتوان مبارزه کرد.دقیقا از همین دیدگاه است که تحلیلگران سوئیسی بر بازار بورس ایران تمرکز کردهاند و از آنچه در این بازار میگذرد متحیر ماندهاند.
پس چه چیزی عامل رشد حیرتآور بازار بورس ایران شده است؟
انتشار اخبار امید بخش به بازار سرمایه از جمله احتمال کاهش یا لغو تحریم ها و تاثیر آن بر صنعت پتروشیمی، سهام شرکت های پتروشیمی بورسی را تحت تاثیر قرار داده است. رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار ایران گفت: اگر شرکت های حاضر در بورس و فرابورس به سودهایی که به این سازمان اعلام کردهاند، دست یابند جای هیچ حبابی در رشد شاخص بورس باقی نمی ماند.
علی صالح آبادی گفت: شرکت های حاضر در بورس برای سال 92 پیش بینی 37 هزار میلیارد تومان سود و شرکتهای حاضر در فرابورس نیز 8 هزار میلیارد تومان سود پیش بینی کرده اند که با توجه به ضریب قیمت به سود هر سهم که حدود 6،2 است اگر سود شرکتها محقق شود، افزایش شاخص واقعی و بدون حباب است.رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار در مورد تأثیر نوسان بازار ارز بر بورس گفت: قیمت طلا و روند کاهشی دارد و پیش بینی نمی شود افزایش یابد و در بازار ارز هم پیش بینی ها یا ثبات است یا کاهش؛ بنا بر این طبیعی است سرمایه ها روانه بورس شود.
اما مهم ثبات نرخ ارز است چرا که بنگاههای اقتصادی باید قادر باشند نسبت به تعهدات خود برنامه ریزی کنند.وی همچنین به افرادی که قصد ورود به بازار سرمایه را دارند، توصیه کرد افراد با سرمایه مازاد خود و با قصد بلند مدت وارد بورس شوند و به هیچ وجه با فروش خانه و خودروی خود و آن هم با دید سود اندوزی کوتاه مدت اقدام به خرید سهام نکنند.
شواهد و قراین حاکی از آن است که گویا سرمایه های سرازیر شده به بازار بورس تهران، نه به بازار اولیه، بلکه به سمت بازار ثانویه حرکت کرده است و به جای افزایش سرمایه شرکتها، عملا مکانیزم عرضه و تقاضا منجر به قیمت گرفتن برگ سهام میشود.
این در حالی است که دقیقا یکسال گذشته در یک چنین روزهایی بازار بورس کشور در رکود و سقوط شدیدی به سر میبرد تا جایی که بسیاری از سهامداران خرد با ضرر های هنگفت در این بازار مواجه شدند و بسیاری سرمایه خود را از این بازار خارج کردند.بعد از مدتی با شروع تحریم و افزایش نرخ ارز به تبع آن، رشد شاخص بازار سرمایه شروع شد و به تدریج این بازار وارد مدار سعودی شد. در همان زمان بسیاری از کارشناسان ضمن هشدار به سرمایه گذاران تاثیرات افزایش نرخ ارز را مسبب افزایش شاخص بورس قلمداد کردند.
شاید باید گفت، عملا بورس تهران، نه تنها از بعد از انتخابات ریاست جمهوری شاهد هیچ تغییری نبوده است بلکه نسبت به یک سال قبل نیز تغییرات چندانی در بورس اتفاق نیفتاده است، به جز افزایش نرخ ارز و افزایش سرمایه شرکتهای صادراتی.
تغییر فضای سیاسی کشور مهمترین عاملی بوده است که منجر به رشد بازار سرمایه شده است. تلقی از ایجاد ثبات در آینده در فضای سیاسی و اقتصادی و امنیت سرمایه گذاری که در پی آن خواهد آمد شاید اصلی ترین عامل رشد بازار سرمایه بوده است.نکته ای که وجود دارد آن است که گزارش سرمایه شرکتها هنوز در بازار روشن و مشخص نیست که بتوان گفت افزایش شاخص بازار سرمایه ناشی از افزایش سرمایه شرکتها بوده است. آنچه پیدا است این است که احتمالا بورس تهران به شدت به سمت حبابی شدن حرکت میکند.
آن چنان که سایت محسن رضایی در تحلیل این وضعیت نوشته است "این همان اتفاقی است که از یک سال گذشته در بازار ارز و طلا نیز خارج شد و سرازیر شدن سرمایه ها به بازار طلا و ارز منجر به تغییر و تحولات اساسی در مکانیزم عرضه و تقاضای این بازار شد و به همراه تاثیرات ناشی از تحریم کشور وضعیتی را در این بازار رقم زد که نیاز به توضیح ندارد.حال گویا این اتفاقی است که در بورس تهران نیز در حال رخ دادن است و تغییرات مکانیزم عرضه و تقاضای سهام که آن را به خوبی میتوان از میزان حجم معاملات بدست آورد، منجر به رونق بازار ثانویه و در نتیجه حبابی شدن بورس میشود. حبابی که به محض ترکیدن آن، بسیاری از سرمایه گذاران را تا حد ورشکستگی به پیش خواهد بردالبته رشد شاخص بازار سرمایه و ورود سرمایه های جدید به این بازار در وهله نخست باید موجب خرسندی باشد، اما نه در شرایطی که همه شواهد و قراین حاکی از آن است که بازار بدون هیچ تغییر و تحولی اساسی شاهد رشد است، رشد سرسام آور و اغلب متحیر کننده.در یک چنین شرایطی آنچه بیش از هر چیز به سرمایه گذاری مطمئن در بازار منجر میشود، نگاه به وضعیت سرمایه شرکتها و تغییرات بنیادین سهام آنها است. یک وظیفه اساسی در این خصوص به گردن مسئولان بازار نیز هست و آن اینکه با ایجاد شفافیت در بازار و حداقل با مکاتبات با شرکتها میزان افزایش سرمایه آنها را رصد کرده تا از حبابی شدن بورس و ضرر و زیان سرمایه گذاران جلوگیری کنند.
حمید زمان زاده کارشناس بازار مالی در این باره معتقد است : بیمهای روند حاکم بر بورس از آنجا ناشی میشود که فرآیندهای حاکم بر بورس و اقتصاد کشور میتواند زمینههای جدی برای شکلگیری یک حباب قیمتی در بازار سهام را فراهم کند. سوال اساسی این است که آیا این نگرانیها جدی است؟
2 - هنگامی که قیمت جاری یک دارایی از ارزش بنیادی آن فراتر میرود و این انحراف به صورت مداوم طی یک بازه زمانی افزایش مییابد، ما به اصطلاح با یک حباب دارایی مواجه هستیم.
براساس دیدگاه اقتصاددانان کینزی، ظهور و سقوط حبابها ناشی از رفتارهای غیرعقلایی، هوش هیجانی و احساسات فوقالعاده زیاد انسانها و حرص و طمع آنان برای کسب سود از طریق فعالیتهای سفتهبازی است که جان مینارد کینز از آن به عنوان خوی حیوانی یاد میکند؛ بنابراین حبابها از نظر آنان غیرعقلاییاند، اما از نظر بخشی از اقتصاددانان نئوکلاسیک، حبابها میتوانند عقلایی باشند.
در واقع به وجود آمدن حبابهای دارایی به این معنا نیست که فعالان بازار غیرعقلایی رفتار میکنند و دچار توهم شدهاند و قیمتهای حبابی دارایی را به اشتباه به عنوان ارزش بنیادی دارایی ارزیابی کرده و دارایی را به خاطر ارزش بنیادی آن تقاضا کرده و میخرند، بلکه آنها در انتظار افزایش بیشتر و بیشتر قیمت دارایی و بنابراین کسب سود سرمایهای حاصل از دارایی در کوتاهمدت میباشند.
3 - حبابها خواه عقلایی قلمداد گردند، خواه غیر عقلایی، یک چیز محرز است: عوامل روانی و ذهنی و فعالیتهای سفتهبازی فعالان بازار که به طمع سود انتظاری حاصل از خرید دارایی حبابی در کوتاهمدت صورت میپذیرند، قطعا جزء مهم و جداییناپذیر از مکانیسم انتشار و گسترش حبابها هستند؛ اما اگر به تحلیل علّی حبابها علاقهمند باشیم، به این نتیجه میرسیم که انتظارات و عوامل روانی خواه عقلایی باشند و خواه غیر عقلایی، برای بروز و ظهور حبابهای بزرگ دارایی کافی نیستند و به خودی خود نمیتوانند موجب شکلگیری حبابهای بزرگ دارایی شوند.
به نظر میرسد لازمه شکلگیری فرآیندهای حبابی در بازارهای دارایی، تجمیع مجموعهای از عوامل روانی و واقعی است؛ به عبارت بهتر، زمانی که عوامل واقعی، زمینههای واقعی بروز و ظهور حبابها را فراهم کردند، آنگاه عوامل روانی و فعالیتهای سفتهبازی فعالان بازار، مایه انتشار و گسترش حبابها میشوند.
واقعیت این است که بازارهای دارایی دچار حبابهای بزرگ نمیشوند؛ مگر آنکه نقدینگی در حجمهای بزرگ و به طور مداوم به سوی آنها گسیل شود. اما چه عوامل واقعی، نقدینگی را به صورت مداوم و در حجمهای بزرگ به سوی بازار یک دارایی خاص گسیل مینماید؟
الف) به نظر میرسد که خلق و تزریق پول به اقتصاد، یکی از مهمترین عوامل در زمینهسازی برای فرآیند شکلگیری و گسترش حبابهای بزرگ دارایی میباشد. با ورود پول اضافی به بازار داراییها و افزایش تقاضای داراییها، سطح قیمت داراییها، مانند دیگر بازارها، شروع به افزایش مینماید؛ این افزایش قیمت در بازار دارایی، انتظارات را شکل میدهد و فعالان بازار انتظار سود سرمایهای بالاتر و در نتیجه، بازدهی کل بالاتری را خواهند داشت. این امر ظرفیت بالقوه بالای بازارهای دارایی را برای جذب مازاد عرضه پول در اقتصاد نشان میدهد. هرچه خلق و تزریق پول به اقتصاد بزرگتر باشد، زمینه برای ظهور حبابهای بزرگ بیشتر فراهم میشود.
ب) مساله مهم دیگر در شکلگیری حبابها، کشش بازار داراییهای رقیب برای جذب نقدینگی است. اگر شرایط رقابتی در بازار تمام داراییها برقرار باشد، تخصیص منابع مالی میان بازارهای دارایی به نحوی شکل خواهد گرفت که نرخ بازدهی انتظاری (بدون ریسک) در تمام بازارهای دارایی برابر شود و تعادل برقرار گردد؛ اما مشکل زمانی بروز پیدا میکند که دولت وارد عرصه شده و با مداخلات خود، بازارهای دارایی را مختل مینماید. اگر دولت خواسته یا ناخواسته با مداخلات خود، تعادل میان بازارهای دارایی را به هم بزند، زمینه را برای انتقال نقدینگی از یک بازار دارایی به سوی بازار دارایی دیگر فراهم مینماید؛ اگر این اختلال به اندازه کافی بزرگ باشد، انتقال نقدینگی از یک بازار به بازار دیگر، میتواند خالق حبابهای دارایی باشد.
4 - ارزیابی شرایط اقتصاد ایران نشان میدهد که هر دو عامل عمده واقعی جهت ایجاد زمینه برای شکلگیری حباب بازار سهام تهران در اقتصاد ایران فراهم است. اول اینکه حجمهای عظیم نقدینگی که در طول سالهای اخیر خلق گردیده و به بازار تزریق شده است، اکنون راه خود را به سوی بورس تهران مییابد. اگرچه در سال 87، رشد نقدینگی تا حد قابل توجهی مهار شد، اما پیش از آن نقدینگی فراتر از حد کفایت، به اقتصاد ایران سرازیر شده بود. به علاوه انتظار آن میرود که در سال جاری و با توجه به کسریهای بزرگ بودجه دولت، بار دیگر از مهار پولی عدول شده و سیل نقدینگی سرازیر شود. مساله دوم که زمینههای ایجاد حباب بورس را تکمیل میکند، کشش بسیار بالای بورس تهران برای جذب نقدینگی در مقابل سایر بازارهای رقیب دارایی، در شرایط فعلی است.
از یک طرف بازار سپردههای مدتدار بانکی به عنوان یک بازار رقیب برای بورس، به دلیل مداخلات دولت در تعیین نرخ سود بانکی، از کشش لازم برای جذب نقدینگی برخوردار نیست. از طرف دیگر، بازار مسکن هنوز در شوک ناشی از ترکیدن حباب مسکن در سال گذشته که این حباب هم به دلایل مختلف ناشی از مداخلات دولت بود، باقی مانده است و جذابیت چندانی برای جذب نقدینگی ندارد؛ به علاوه بازار ارز نیز از کشش لازم برای جذب نقدینگی برخوردار نیست؛ بنابراین زمینههای لازم برای بروز حباب بورس تهران فراهم است و البته روشن است که این زمینهها را نه بازار، بلکه مداخلات گسترده و نابجای دولت فراهم کرده است!
از ابتدای سال جدید، رونق به بازار سهام باز گشته است و بورس بازدهی بالایی دارد. این یک سیگنال قوی برای فعالان بازار است. بازدهی در بازارهای رقیب بورس، اعم از سپردههای بانکی و اوراق مشارکت، مسکن، به خصوص در مقایسه با بازار سهام پایین است. نقدینگی انباشت شده در اقتصاد ایران، در شرایط فعلی، مامنی بهتر از بورس نخواهد یافت. این امر انتظارات فعالان بازار را به سوی انتظار سود سرمایهای بیشتر در کوتاهمدت، به دلیل انتظار افزایش بیشتر و بیشتر ارزش سهام، شکل خواهد بخشید.
فعالیتهای سفتهبازی بیشتر و بیشتر رونق خواهد یافت و این گرداب سفتهبازی (به قول کینز) به عنوان مکانیسم انتشار قوی در بزرگ شدن حباب بورس، نقشی موثر ایفا خواهد کرد. حباب بورس بزرگتر خواهد شد و انتظار فعالان بازار این است که قیمتها باز هم افزایش خواهد یافت؛ نقدینگی بیشتری به سوی بورس روان خواهد شد و حباب باز هم بزرگتر میشود! بله، مجموعه عوامل واقعی و روانی، دست به دست هم خواهد داد و حباب بورس تهران را رقم خواهد زد! و البته جای تاکید نیست که مسوول اصلی حباب آینده بورس تهران، دولت است و نه بازار!
5. برای مواجهه و کنترل حباب بورس، چه میتوان کرد؟ نکته مهم این است که ترکیدن یک حباب عظیم با اعمال سیاست دولت یا بدون آن، مانند سقوط یک بهمن عظیم است؛ به نحوی که در مقابل ریزش آن، کار زیادی نمیتوان انجام داد. بنابراین، روشن است که راهحل بهینه و عقلایی جهت مقابله با بحرانهای اقتصادی ناشی از حبابهای بزرگ دارایی، پیشگیری از ظهور و گسترش حبابها است. عموم کارشناسانی که اکنون احتمال وقوع حباب بورس را میدهند، عمدتا راهکار عرضه سهام شرکتهای جدید به بورس را به عنوان راهی برای پیشگیری و مقابله با حباب بورس، معرفی میکنند؛ البته عرضه سهام شرکتهای جدید، بیتاثیر نخواهد بود؛ اما مساله این است که عوامل بیرونی، عامل اصلی ایجاد حباب در بورس هستند و به تبع آن، راه جلوگیری از حباب نیز نه در داخل بورس تهران که در خارج از آن و در سطح کلان اقتصاد کشور قرار دارد. (البته بماند که بعضی از کارشناسان، راه حل را در توصیه فعالان بازار به خرید سهام بر اساس نگرش بلندمدت و پرهیز از طمع سودهای کوتاهمدت، یافتهاند!)
همانطور که تشریح شد، اعمال سیاست خلق و تزریق پول به اقتصاد توسط دولت و به هم زدن تعادل بازارهای دارایی با اعمال مداخلات گسترده مانند کنترل نرخ سود بانکی، مهمترین عامل در شکلگیری زمینه ایجاد و گسترش حباب بورس خواهد بود؛ بنابراین اگر راهحل اساسی وجود داشته باشد، از مسیر اصلاح همین سیاستها میگذرد. در مورد حجم عظیم نقدینگی که در سالهای گذشته به اقتصاد کشور تزریق شده است، کار چندانی نمیتوان انجام داد، زیرا خطایی است که رفته است؛ اما در مورد کنترل نقدینگی در حال حاضر و در آینده، میتوان اقدامات مقتضی را صورت داد. بنابراین تداوم مهار پولی که از اواسط سال 87 در دستور کار قرار گرفته است، یک ضرورت اساسی است و عدول از این سیاست، میتواند جریان حباب بورس را تقویت کند؛ اما کار مهمتری که باید در شرایط فعلی در دستور کار قرار گیرد، باز گرداندن تعادل به بازارهای دارایی است. مهمترین اقدام، برداشتن فشارهای دولت برای تثبیت نرخ سود بانکی است.
نرخ سود بانکی، باید افزایش یابد تا انگیزه لازم برای سپردهگذاری تقویت شده و بخشی از نقدینگی اقتصاد کشور، به جای بورس، راه خود را به سوی سیستم بانکی بیابد. این بهترین کار و شاید تنها کاری است که میتوان در مقابله با ظهور حباب بورس تهران انجام داد!


