در چنین شرایطی، هرگونه خبر یا اظهارنظر درباره احتمال مذاکره با ایران میتواند انتظارات بازار را تغییر دهد و از شدت نگرانی معاملهگران درباره اختلال عرضه نفت بکاهد؛ موضوعی که ممکن است به کاهش قیمتها بینجامد، بیآنکه در عمل تغییری در سیاستهای خصمانه آمریکا ایجاد شده باشد.
قیمت نفت برنت در روز جمعه، دوم آبان ۱۴۰۵، با افزایش ۳.۱ درصدی به بیش از ۱۱۶ دلار در هر بشکه رسید؛ سطحی که از ژوئن ۲۰۲۲ سابقه نداشت. همزمان، بازده اوراق خزانهداری ۱۰ساله آمریکا به ۴.۹۹ درصد رسید و شاخصهای مهم بازار سهام این کشور با افت مواجه شدند. این تحولات نشان میدهد که افزایش قیمت انرژی و نااطمینانیهای ژئوپلیتیک، به یکی از عوامل فشار بر بازارهای مالی آمریکا تبدیل شده است.
در چنین فضایی، پرسش مهم برای دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی این است که آیا هر موج تازهای از اخبار مذاکره، الزاماً نشانه تغییر رویکرد واشنگتن است یا ممکن است بخشی از تلاش برای مدیریت انتظارات بازار و کاهش هزینههای اقتصادی و سیاسی بحران باشد؟
مذاکره واقعی یا عملیات روانی برای آرام کردن بازار؟
تجربه ماههای اخیر نشان داده است که صرف انتشار اخبار مربوط به مذاکرات ایران و آمریکا میتواند بر قیمت نفت اثر بگذارد. در هشتم اکتبر، پس از اظهارات دونالد ترامپ درباره گفتوگوهای سازنده و خودداری از حمله به ایران پیش از انتخابات آمریکا، قیمت نفت کاهش یافت. همچنین در روزهای اخیر، انتشار گزارشهای تأییدنشده درباره ابتکارهای میانجیگرانه قطر و پاکستان، با نوسان قیمت نفت همراه شد.
عراقچی؛ سکوت حسابشده بهتر از سیگنال رایگان
در این شرایط، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و سایر اعضای تیم مذاکرهکننده باید مراقب باشند که اظهارات آنان به ابزار مدیریت بازار نفت آمریکا تبدیل نشود. هرگونه اعلام آمادگی تازه، ابراز خوشبینی زودهنگام یا تأیید گمانهزنیهای رسانهای درباره نزدیک بودن توافق، اگر با اقدام متقابل و قابل سنجش از سوی واشنگتن همراه نباشد، ممکن است انتظاراتی ایجاد کند که هزینه آن بر عهده ایران قرار گیرد.
سکوت حسابشده در برابر فضاسازیهای رسانهای، به معنای مخالفت با دیپلماسی نیست؛ بلکه به معنای خودداری از اعطای امتیاز سیاسی و اقتصادی پیش از دریافت امتیاز متقابل است. تیم ایرانی میتواند بدون ورود به جنگ رسانهای، موضع اصولی خود را حفظ کند و اجازه ندهد هر شایعه درباره مذاکرات به عاملی برای تغییر انتظارات بازار تبدیل شود. این رویکرد به معنای قطع کانالهای دیپلماتیک یا رد مذاکره واقعی نیست. مسیر ارتباطی میتواند باز بماند، اما اعلام مواضع عمومی باید با دقت و بر اساس تحولات عینی انجام شود. تفاوت مهمی میان ادامه ارتباطات دیپلماتیک و ارسال سیگنال عمومی درباره نزدیک بودن توافق وجود دارد؛ اولی میتواند برای حفظ امکان حلوفصل اختلافات ضروری باشد، اما دومی بدون پشتوانه عملی ممکن است هزینههای غیرضروری ایجاد کند. از این رو، توصیه به دستگاه دیپلماسی روشن است: عراقچی و اعضای تیم مذاکرهکننده نباید در برابر هر موج خبری درباره مذاکره واکنش شتابزده نشان دهند یا با اظهارات خوشبینانه، انتظاراتی ایجاد کنند که طرف مقابل بتواند از آن بهرهبرداری کند. دیپلماسی باید بر پایه اقدام متقابل باشد، نه سیگنالدهی یکطرفه؛ مذاکره واقعی باید نتیجه ملموس داشته باشد، نه اینکه صرفاً به ابزاری برای آرام کردن بازار نفت تبدیل شود.
منبع: روزنامه چارسوق


