انصارالله یمن در روزها و ساعات اخیر، پیشرویهای قابلتوجهی را در صحنه جنگ میدانی در این کشور و وارد کردن ضربات جدی به مزدوران سعودی و اماراتی، به ثبت رسانده است. مهمترین تحول کنونی، پیشروی نیروهای انصارالله در محور ساحلی به سمت بندر المخا و ذباب است. گزارشهای میدانی منتشرشده حاکی از آن هستند که نیروهای انصارالله، بندر راهبردی المخا و دیگر مناطق خاک یمن که مجاور با دریای سرخ هستند و بر تنگه باب المندب اشراف دارند را به همراه جزایر مهم یمنی در این منطقه به کنترل خود درآوردهاند. نکته جالب توجه اینکه انصارالله درهمین چند روز توانسته چیزی بیش از ۲۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک یمن را از تسلط مزدوران سعودی و اماراتی آزاد کند.
گزارشهای خبری از تسلط کامل انصارالله بر ساحل غربی یمن حکایت دارند. بندر المخا در این میان فقط یک شهر نیست بلکه یک گره ژئوپلیتیکی است. این بندر تاریخی در فاصلهای نهچندان زیاد از بابالمندب قرار دارد و کنترل آن میتواند عمق عملیاتی انصارالله را در غرب یمن به شکل محسوسی افزایش دهد. به همین دلیل، تسخیر المخا توسط انصارالله را باید یکی از مهمترین تحولات زمینی جنگ یمن در سالهای اخیر دانست. اهمیت این پیشروی زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم نیروهای مخالف انصارالله طی سالهای گذشته تلاش کرده بودند ساحل غربی را به یک دیوار دفاعی در برابر این جنبش تبدیل کنند.
اما اکنون با تشدید نبردها، آن دیوار در حال فرسایش است. در صورت تثبیت کنترل انصارالله بر المخا و مناطق ساحلی غربی یمن، این جریان عملا یک گام بزرگ دیگر به ایجاد یک کریدور ساحلی پیوسته در امتداد دریای سرخ نزدیک خواهد شد. این پیشروی البته بدون واکنش نمانده است. طی روزهای اخیر، نیروهای سعودی و نیروهای یمنی همسو با ریاض حملات هوایی و عملیات زمینی خود را تشدید کردهاند. رسانههای نزدیک به انصارالله از دهها حمله هوایی در استانهای مختلف از جمله تعز، الجوف، الحدیده و مارب خبر دادهاند. ادعاهایی که همه جزئیات آنها از سوی منابع مستقل تایید نشده است. با این حال، این حملات مانع از پیشرویهای انصارالله نشده است.
درهمین حال، انصارالله نیز نشان داده است که قصد ندارد اجازه دهد فشار نظامی سعودی صرفا به داخل خاک یمن محدود شود. حملات موشکی و پهپادی اخیر علیه اهدافی در جنوب عربستان، از جمله مناطق نظامی و زیرساختهای انرژی، یکی از گستردهترین موجهای حملات این جنبش در سالهای اخیر بوده است. گزارشها از زخمیشدن دستکم ۷۳ نفر در این حملات حکایت دارد و برخی فعالیتهای نفتی نیز موقتا در برخی مناطق به ویژه در پالایشگاه جازان عربستان مختل شده است. جالب اینکه مقاومت اسلامی یمن اخیرا دامنه عملیاتهای خود در خاک عربستان را توسعه بخشیده و مناطقی نظیر طائف و اهداف نظامی و راهبردی در آن را هم هدف قرار داده است.
از این منظر، آنچه انصارالله اکنون دنبال میکند را میتوان راهبرد انتقال هزینه جنگ به عمق جبهه دشمن دانست. ریاض سالها تلاش کرد با استفاده از برتری هوایی و اقتصادی، جنگ را در جغرافیای یمن مدیریت کند اما انصارالله اکنون در حال تحمیل این واقعیت است که هرگونه تشدید جنگ در یمن میتواند امنیت نظامی و اقتصادی عربستان را نیز مستقیما تحت تاثیر قرار دهد. با این همه، اهمیت اصلی پیشروی کنونی در یک نقطه خلاصه میشود و آن هم باب المندب است. بابالمندب یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان است و دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند. تسلط انصارالله بر ساحل غربی یمن، بهویژه در محدوده بندر المخا و ذباب و جزایر یمنی در دریای سرخ میتواند توانایی این جنبش برای اعمال فشار بر خطوط کشتیرانی را افزایش دهد. رویترز نیز صراحتا پیشروی فعلی را در چهارچوب تلاش انصارالله برای ایجاد اهرم فشار بر بابالمندب ارزیابی کرده است.
اینجاست که اهمیت استراتژی انصارالله روشن میشود. این جنبش برخلاف ارتشهای کلاسیک منطقه، نیازی ندارد برای تغییر معادله دریایی، ناوگان بزرگی در اختیار داشته باشد. جغرافیا، موشک، پهپاد و توانایی جنگ نامتقارن برای ایجاد هزینه کافی است. هرچه تسلط انصارالله به ساحل غربی یمن تقویت شود، قدرت بازدارندگی آن نیز افزایش خواهد یافت. از نگاه حامیان مقاومت، این دقیقا نقطهای است که تجربه یک دهه جنگ یمن به ثمر مینشیند. جنبشی که در ابتدا با حملات هوایی گسترده ائتلاف سعودی مواجه بود، اکنون توانسته به بازیگری تبدیل شود که کنترل یکی از حساسترین آبراههای جهان را در اختیار دارد. چرا عربستان نگران است؟ برای ریاض، مساله تنها از دست رفتن چند موضع نظامی در یمن نیست.
مشکل اصلی دشمنان این است که انصارالله در حال تبدیل دستاوردهای تاکتیکی به یک موقعیت ژئوپلیتیکی است. عربستان در سالهای گذشته تلاش کرده بود از طریق مذاکره و کاهش تنش، پرونده یمن را از اولویت سیاست خارجی خود خارج کند. اما حملات انتقام جویانه اخیر انصارالله به خاک عربستان و بازگشت نبردهای زمینی نشان میدهد که این پرونده هنوز بسته نشده است. حتی پیمان دفاعی جدید عربستان با پاکستان و ترکیه نیز در شرایط فعلی نتوانسته مانع تشدید تنش شود. پاکستان اخیرا اعلام کرده که هنوز درباره واکنش نظامی مشترک به حملات انصارالله تصمیمی گرفته نشده است. البته که پیشتر هم بسیاری معتقد بودند پیمان مکه صرفا جنبه نمایشی و تبلیغاتی دارد و از ظرفیت عملی برخوردار نیست.
در واقع، ریاض اکنون با یک معادله دشوار روبهرو است: اگر برای متوقفکردن پیشرویهای انصارالله مداخله نظامی خود را افزایش دهد، احتمال گسترش حملات متقابل به زیرساختهای سعودی بیشتر میشود و اگر عقبنشینی کند، انصارالله فرصت بیشتری برای تثبیت موقعیت خود در ساحل غربی خواهد داشت. از این منظر، پیشروی انصارالله در محور ساحل غربی یمن را نباید یک عملیات محدود زمینی تلقی کرد. این تحول میتواند آغاز مرحلهای باشد که در آن جغرافیای ساحلی به مهمترین اهرم قدرت انصارالله تبدیل میشود. انصارالله اکنون بخش بزرگی از شمال و غرب یمن را در اختیار دارد و در صورت تثبیت مواضع خود در المخا و ساحل غرب یمن، موقعیتش در ساحل دریای سرخ نیز تقویت خواهد شد. در چنین شرایطی، مخالفان انصارالله دیگر صرفا با یک جنبش مسلح در داخل یمن مواجه نخواهند بود بلکه با نیرویی روبهرو هستند که میتواند همزمان بر میدان زمینی، عمق خاک عربستان و مسیرهای دریایی منطقه فشار وارد کند.
از همین رو، بندر المخا و تثبیت تسلط انصارالله بر تنگه باب المندب میتواند بیش از آنکه یک هدف نظامی باشد، نماد تغییر موازنه در جنگ یمن باشد. تقویت موضع مقاومت اسلامی یمن در این نقطه، پروژه محاصره و مهار این جنبش از طریق ساحل غربی را با شکست جدی مواجه خواهد کرد. در نهایت، پیام تحولات امروز روشن است. انصارالله از مرحله دفاع از مناطق تحت کنترل خود عبور کرده و در حال تلاش برای تحمیل یک معادله جدید به دشمنانش است. معادلهای که در آن، عربستان نمیتواند بدون پرداخت هزینه سنگین به جنگ ادامه دهد و بابالمندب دیگر صرفا یک آبراه جغرافیایی نیست بلکه به یکی از مهمترین اهرمهای قدرت مقاومت یمن تبدیل شده است. اکنون یمن وارد مرحلهای تازه شده که در آن ابتکار عمل به صورت جدی به جبهه مقاومت اسلامی یمن منتقل شده است. موضوعی که تبعاتی فراتر از صِرف معادلات یمن به دنبال خواهد داشت.
منبع: جهان نیوز


