https://akharinnews.com/images/1402/11/06/IMG_9424.PNG

آخرین اخبار سایت

تاریخ انتشار: شنبه, 18 آذر 1401 ساعت 18:57

سیاست ایران در مهار چین؛ معرفی ایران به عنوان راه نجات چین / همه دعواها برای ایجاد یک کریدور راه ابریشم جهت تجارت جهانی آسیا و دنیاست / هیچ ابرقدرتی بدون اقتصاد قوی نمی‌تواند ادعای قدرت داشته باشد (بخش اول)

خلاصه همه دعواها برای ایجاد یک کریدور راه ابریشم جهت تجارت جهانی آسیا و دنیا است. هیچ ابرقدرتی بدون اقتصاد قوی نمی‌تواند ادعای قدرت داشته باشد.

آخرین نیوز؛ میلاد رضایی؛ این روزها یک موج رسانه‌ای بابت یک قرارداد ساده چین با عربستان به راه افتاده است، کسانی که تا دیروز صحبت از‌‌ فروش ایران به چین می‌کردند امروز برای پوشش دادن شکست‌های جبهه غرب در مقابل اتحاد شرق شروع به سوءاستفاده از احساسات وطن‌دوستی ایرانیان کرده‌اند.

تمام صحبت آنان این است که چین ایران را به عربستان فروخته یا ایران توسط چین بازی داده شده است...

قبل از ادامه تحلیل می‌خواهم یادآوری کنم بنده در زمانی که همه این افراد از فروش ایران به چین صحبت می‌کردند در تحلیلی به اهمیت بازگشت سریع دو استان سابق ایران (امارات و بحرین) به خاک مادری، اشاره کردم و دلیل آن را عدم حضور و نفوذ قدرت‌های آتی دنیا مثل چین به جای آمریکا از این کشورها در خلیج فارس اعلام نمودم.

با یادآوری این نکته بگذارید به سال‌ 2009 برویم.

آمریکا از سال 2000 و پس از حمله به افغانستان و عراق سودای حمله به ایران و یا تغییر حاکمیت ایران را با فشار نظامی داشت.

این نقشه پس از شکست اسرائیل در جنگ تابستان با حزب‌الله لبنان و سال بعد با مقاومت فلسطین، کاملا شکست خورد و اعلام کردند دیگر ایران با حربه نظامی تغییر رفتار نمی‌دهد.

در آن زمان سیاست آمریکا به سمت تغییر حاکمیت ایران با فشار شدید همه جانبه به مردم عادی و استفاده‌ از مهره‌های خود در درون سیستم ایران تغییر کرد.

برای فشار آوردن به ایران نیاز به یک اجماع جهانی بود که جهت موفقیت در آن باید چین و روسیه را هم راضی می‌کردند.

در آن سال‌ها اژدهای چین بیدار شده بود و روسیه هم کم‌کم پی برده بود جایی برای این کشور در اتحادیه اروپا وجود ندارد. به همین دلیل جلب حمایت آنان بسیار مشکل بود
آمریکا جهت تامین رضایت این دو دست روی موضوع حساس امنیت ملی آنان گذاشت.

ایران اتمی!

هیچ کشوری در دنیا حاضر نیست یک کشور اتمی دیگر را به رسمیت بشناسد مگر کشورهایی با اتحادهای استراتژیک بلند مدت.

دو کشور چین و روسیه هم تحت این پروپاگاندای رسانه ای علیه ایران متحد شدند، بعد از آن ما شاهد شاهکار سیاسی ایران هستیم.

سیاست خارجی ایران در کنار سیاست منطقه‌ای‌اش کار را به جایی رسانید که چین و روسیه امروز متحد اصلی ایران محسوب شده و این دو کشور برای دریافت توجه بیشتر ایران باهم رقابت می‌کنند.

هدف از این گذر تاریخی این بود که به شرایط کنونی رابطه ایران با چین بهتر پی ببریم.

در سال‌های بعد از اجماع جهانی علیه ایران، سیاست مقابله ایران با آمریکا و انتقال نقاط بحرانی از خاورميانه به سمت نقاط حساس کریدورهای دریایی تجارت جهانی، باعث شد چین مجبور شود به فکر احیای ابرکریدور راه ابریشم بیفتد.

دو اقتصاد بزرگ در دنیا تا سال 2020 وجود داشتند یکی آمریکا و دیگری چین، از زمان ریاست‌جمهوری اوباما در دور دوم و بعد انتخاب ترامپ به عنوان رییس‌جمهور جدید، یک جنگ تجاری تمام عیار بین آمریکا و چین در گرفت که چین بازنده اصلی آن بود و هزینه زیادی پرداخت کرد، علت باخت چین این بود که مسیرهای تجاری چین از مبدا تا به مقصد تحت کنترل و سیطره و نفوذ آمریکا - ناتو بود هر کجا که لازم بود به چین فشار بیاورند کافی بود این مسیرها را برای مدتی ناامن کنند.

انتشار خبر سرقت دزدان دریایی از یک کشتی کافی بود تا پارامتر های زیادی از نرخ بیمه‌نامه کشتی تا تغییر مسیر حرکتی و ... جابجا شوند و هزینه زیادی روی دست چین بگذارند.

به همین دلیل جنس در مقصد گران‌تر عرضه می‌شد تا این هزینه‌ها را پوشش دهد و این میان تجار اروپایی یا آمریکایی به راحتی بازارهای چین را از آن خود می‌کردند.

در بخش راه‌های زمینی هم آمریکا با ناامن کردن افغانستان و پاکستان عملاْ دست چین را بسته بودند.

درگیری ایران با آمریکا در ذیل سیاست احیای امپراتوری محور مقاومت از ایران تا مدیترانه باعث شد افق‌های یک شاهراه جدید در مقابل چین شکل بگیرد که بسیار ارزان‌تر و سریع‌تر از راه دریا بود.

در این میان ایران با زیرکی و با همکاری سایر اعضای محور مقاومت کاری کرد که نقاط بحرانی داخل منطقه غرب آسیا (خاورميانه) به سمت مسیرهای بحری (دریایی) تجارتی‌ حرکت کند و شاهراه‌های دریایی تجارت بین آسیا و اروپا و دریای مدیترانه (که در اصل نزدیکترین مسیر حرکتی به سمت قاره آمریکا بود نیز) به خطر بیفتد.

این انتقال بحران باعث شد تجارت دریایی برای چین و هند هزینه‌زا شود. همچنین اروپایی‌ها هم جهت رسیدن به بازارهای آسیایی دچار مشکل اساسی شدند.

یکی از اصلی‌ترین نقاط انتقادی بحران به دریای سرخ بود که امنیت آن با روی کار آمدن حوثی‌ها در یمن عملا به دست محور مقاومت افتاد و در ساحل شمال شرقی آفریقا در دریای سرخ نیز نفوذ ایران گسترش یافت.

بعد از سرکوب حمله جهانی به سوریه، عملا محور مقاومت توانست به لبنان دسترسی کافی پیدا کند و از آنجا هم مدیترانه را مورد تهدید قرار دهد.

اصل موجودیت اسرائیل در ابتدا برای برتری غربی‌ها در این نقطه تلاقی سه قاره بوده است.

در کل پس از موفقیت آمیز بودن طرح انتقال نقاط بحرانی توسط ایران، چین عملا چاره‌ای نداشت جز آنکه در مسیر زمینی جهت اتصال به بازارهای اروپا و آفریقا سرمایه‌گذاری بلندمدت انجام دهد و این به معنی شکل‌گیری اولیه اتحاد محور شرق توسط چین و ایران بود، اما قبل از آن ایران توانسته بود با اشتباه محاسباتی غربی‌ها در سوریه پای روسیه را به این درگیری بازکند.

حال سال‌های پایان دولت روحانی است و محور مقاومت در جبهه سوریه پیروز شده است. آمریکا به عربستان دستور داده بود به هر نحو ممکن امنیت مسیر تجاری دریای سرخ را از دست ایران خارج کند که او هم بعد از 8 سال حتی با تمام پشتیبانی دنیا شکست خورد. حمایت گسترده چین از عربستان در آن مقطع و فروش بی‌وقفه سلاح‌های نظامی به عربستان بابت برگشت امنیت این آبراه به نظم سابق بود. اما شکست عربستان در یمن باعث شد چین ناچار به سمت ایران حرکت کند زیرا می‌دانست دیگر امنیت مسیر دریایی خود را از دست داده است و ایران برای بهرمند شدن از کریدورهای زمینی تجارت جهانی و خروج از آن تحریم‌های گسترده ناعادلانه هرگز اجازه نمی‌دهد که چین و یا کشور دیگری به راحتی از آن مسیرها عبور کند.

راه عبور تجارت چین به سمت اروپا کم‌کم به سمت ایران و بعد ناچارا (فعلا) حرکت به سمت ارمنستان و بعد گرجستان یا روسیه و اروپا تغيير کرد، به همین دلیل در این مقطع روسیه سعی می‌کرد بحران اسرائیل و سوریه ادامه یابد تا این مسیر مسدود باشد و کریدور ناچار از ایران به سمت ارمنستان یا آذربایجان و از روسیه عبور کند.

در واقع با این کار روسیه شاهراه جنوب‌ به شمال را برای هند مطرح کرد که آنهم از ایران می‌گذشت.

يادآور می‌شوم جنگ سوریه خود بابت تعریف یک مسیر کریدوری جدید برای دور زدن ایران بود و حضور ایران در سوریه در درجه دوم بعد از حمایت از مقدسات شیعه برای نابود کردن این نقشه بوده است.

خلاصه همه دعواها برای ایجاد یک کریدور راه ابریشم جهت تجارت جهانی آسیا و دنیا است. هیچ ابرقدرتی بدون اقتصاد قوی نمی‌تواند ادعای قدرت داشته باشد.

این مقدمه برای آن عرض شد که بدانید چین جهت تامین امنیت مسیر تجاری خود در دریا از سال‌های قبل با عربستانی که ساختار غربی کامل دارد وارد توافقات بسیاری شده بود اما هرچه زمان می‌گذشت چین به سمت ایران متمایل‌تر شده و از اهمیت عربستان کاسته شده است.

در اصل ایران برای نجات خود از تحریم‌های بین‌المللی و ایجاد اختلاف بین قدرت‌های جهان باید مسیر تجارتی این کشورها را تحت سلطه خود در می‌آورد.

برای اینکار باید یا مانند آمریکا حضور نظامی در سایر کشورها داشته باشیم یا بتوانیم یک اتحادی ایدئولوژیک قوی در منطقه برای مقابله با دشمن مشترک یعنی آمریکا و اسرائیل ایجاد کنیم که متحدان ما برای منافع خود و ایران که اکنون یکی است، به دستور ایران عملیات کنند و این یکی از فلسفه‌های شکل‌گیری محور مقاومت است.

برای این موفقیت کنونی، ایران و مردمانش هزینه‌های گزافی پرداخت کرده‌اند.

در بخش اول تحلیل یک نگاه کلی به رابطه چین با ایران و نحوه بازیگری ایران در منطقه داشتیم، در بخش بعدی به صورت اختصاصی به سراغ چین خواهیم رفت و نشان می‌دهیم ایران راهی جز گرفتار کردن چین، مانند آن‌چیزی که برای روسیه اجرا کردیم، ندارد و اهمیت ایران برای چین چقدر حیاتی است. (پایان بخش اول)

588 نمایش

نظر دادن